آقاي رييس جمهور! ما ديگر نيستيم....
ماندم در طريقت رييسجمهوري كه دوستش دارم و چشم بستم به حاشيههاي برخي همراهان...
چه بسيار دوستاني كه از دست دادم و چه بسيار ملامتها كه كشيدم... اما يك جايي ديگر تاب نياوردم.
دلم سوخت وقتي ديدم آرمانهاي دكتر چنين استحاله شدهاند.
بوي جمع كردن راي به مشامم خورد وقتي ويژه نامه "خاتون " را ديدم.
خدا شاهد است و ناظر، حالا كه مينويسم اگر ميخواستم گوشه عافيت طلب كنم در همين دولت و مثل برخيها ولايتپذيري حضرات را با تك ماده بپذيرم... پيشنهادي داشتم كه شايد بزرگتر از قد من و لياقتم بود اما چشم بستم.
ما نخواستيم اين ياران دولتي را كه ويژهنامه خاتونشان، براي بدست آوردن دل برخيها در شميران و نياوران و... مشاور ورشكستهاي را كارشناسش ميكند كه دل بچههاي انقلابي و حزباللهي را خون كند، نخواستيم.
با احترام به احمدينژاد و برخي دوستان صادقم همچون جعفر بهداد كه به صداقتشان و سلامتشان شك ندارم...ما ديگر نيستيم؛ به هزار و يك دليل ديگر نيستيم.
راستي، يادم آمد سخنان آيتالله مكارم شيرازي را در حرم حضرت معصومه(س)، تكان دهنده بود؛ مخصوصا آن جا كه گفت: "براي گرفتن راي بيبند و بارها و براي انتخابات اين كارها را ميكنند و... "
گزارش خطا
0 پسندیدم
ارسال نظر
اخبار روز
خبرنامه
