بورس‌نیوز(بورس‌خبر)، قدیمی ترین پایگاه خبری بازار سرمایه ایران

      
سه‌شنبه ۲۲ شهريور ۱۳۹۰ - ۱۰:۱۴

عباس عبدی> نعل وارونه چرا؟

کد خبر : ۵۳۸۹۶
عباس عبدی در روزنامه اعتماد نوشت:
هرچند بيشتر خوانندگان محترم با اصطلاح نعل وارونه آشنا هستند، ولي براي كساني كه آشنا نيستند، يادآوري مي‌كنم كه در گذشته، در برخي موارد افراد فراري را از طريق شناسايي رد پاي فرد يا حيوان آنان پيدا مي‌كردند، از اين رو كساني كه نمي‌خواستند رديابي شوند، نعل اسب يا قاطر خود را وارونه مي‌زدند تا ردياب‌ها دچار اشتباه شوند و در جهت خلاف مسير واقعي فرار، آنان را رديابي كنند. 

امروز هم برخي از اهل سياست مي‌كوشند نعل وارونه بزنند تا كسي متوجه مسير اصلي حركت آنان نشود، از جمله مي‌توان به رفتار قدرتمندان اصولگرا در جريان اختلاس سه هزار ميليارد! توماني از بانك صادرات و چند بانك ديگر اشاره كرد. 

اين افرادا با متمركز شدن بر اينكه اختلاس‌كنندگان از جريان سياسي به قول آنان منحرف يا خاصي هستند، مي‌خواهند با يك تير دو نشان بزنند؛ از يك سو رقيب داخلي جناح خود را حذف كنند و از سوي ديگر توجه مردم را از واقعيت ماجرا منحرف كنند تا كسي نتواند آنان را رديابي كند و مسووليت اصلي آنان را در اين فساد فاجعه‌آميز متذكر شود. اگرچه مهم است كه چه فرد يا افرادي اين فساد بزرگ را مرتكب شده‌اند، ولي اين موضوع در برابر اصل وقوع چنين رويدادي بسيار كم‌اهميت است. 

مساله اين است كه كسي درك درستي از ابعاد كلاهبرداري يا اختلاس واقع‌ شده ندارد. مبلغ سه هزار ميليارد تومان، در زمان وقوع حدودا برابر سه ميليارد دلار بوده است كه اين رقم بيش از شش در هزار از كل توليد ناخالص داخلي كشور است!! براي روشن شدن ابعاد ماجرا بايد گفت كه اگر در ايالات متحده، اختلاسي با اين ابعاد صورت گيرد، بايد حدود 150 ميليارد دلار باشد!! كه گمان نمي‌رود

كل كلاهبرداري‌هاي آن كشور در طول يك دهه و حتي يك قرن به اين رقم برسد. اجازه دهيد مثال ديگري بزنيم تا درك بهتري از واقعيت ماجرا به دست آيد.

فرض كنيد كه جسد يك نفر در اطراف شهر پيدا شود و يقين هم حاصل شود كه او به دست فرد يا افرادي كشته شده؛ روشن است كه در شهري چون تهران وقوع چنين رويدادي در فاصله چند هفته يا چند ماه چندان غيرمنتظره نيست و با شنيدن آن كسي احساس نا‌امني يا تعجب نخواهد كرد، و بطور عادي پليس هم در پي شناسايي هويت مقتول و قاتل

خواهد بود. ولي اگر هر روز صدها جسد بي‌صاحب در گوشه و كنار خيابان‌هاي شهر ديده شود، در اين صورت ديگر كسي از خانه بيرون نخواهد آمد، در اين صورت مساله اصلي اين نخواهد بود كه چه كساني مرتكب اين قتل‌ها شده‌اند، مساله اين است كه چرا وضع جامعه به صورتي است كه تا اين حد از قتل و در روز روشن رخ مي‌دهد. 

ابعاد اختلاس سه هزار ميليارد توماني در شعبه يك بانك، معادل آن است كه روزانه ده‌ها جسد در يك كوچه فرعي و نه خيابان تهران انداخته شود و اين كار مدت‌ها ادامه يابد تا اينكه تعداد كشته‌ها به صد‌ها و هزار‌ان نفر برسد، بعد از آن يكي، دو نفر مدعي شوند كه فلان يا همان جريان خاص مرتكب اين جنايات شده‌اند، ولي هيچ سخني از اين به ميان نيايد كه چرا و چگونه اين همه قتل تنها در يك كوچه از شهر رخ مي‌دهد. 

شما كه براي دوشيدن پستان قدرت، شعار‌هاي رنگ و وارنگ داديد كه در سر لوحه آن مبارزه با فساد و رانت بود، اكنون يك رقم اختلاس آن با كل اختلاس‌هايي كه در تاريخ اين كشور از زمان مادها تاكنون انجام شده، يكجا برابري مي‌كند، چه پاسخي براي مردم داريد؟
 
مساله اصلي اين نيست كه چه كسي آن را انجام داده، مساله مهم‌تر اين است كه شرايط را به گونه‌يي درآورده‌ايد كه يك يا چند نفر توانسته‌اند چنين فساد بزرگي را مرتكب شوند. به علاوه آنان هم كه انجام داده‌اند (بر فرض درستي ادعاي شما) كساني هستند كه با همراهي خودتان و براي تحقق همين شعارها در مصدر امور قرار گرفته‌اند. آنان از آسمان يا از آن طرف مرزها نيامده‌اند.
 
حتي اگر هم از خارج آمده باشند، در زميني كه شما آماده كرده‌ايد كشت شده‌اند و امروز محصول آن را درو مي‌كنيد. منتسب كردن فلان فرد يا گروه سياسي به اختلاس بزرگ فعلي، همان نعل وارونه‌يي است كه در سياست مي‌زنيد.
 
هر كس كه گزارش به بانك افتاده باشد، مي‌داند كه براي گرفتن چند ميليون يا چند ده ميليون تومان وام كوتاه‌مدت يك ساله با بهره‌هاي نجومي 22 درصد، چندين برابر اصل وام بايد وثيقه بگذارد و ماه‌ها دوندگي و خرج كند و در پايان هم معلوم نيست راه به جايي ببرد، پس چگونه مي‌شود كه در يك بانك دولتي، سه هزار ميليارد تومان بدون اطلاع مدير‌عامل، هيات‌مديره يا حتي بانك مركزي به كسي وام داده شود؟ و به احتمال فراوان اين همان وام‌هاي 12 درصدي است كه به نام كاهش نرخ بهره بانكي، از حلقوم پس‌انداز‌كنندگان كوچك درآورده و به جيب كلان‌سرمايه‌داران رانتي ريخته‌ شده است. 

جالب اينكه با اين پول اختلاس شده، بانك تاسيس مي‌كنند و احتمالا سود 72 درصدي بهره اعتبارات پرداختي از سوي بانك خود را هم از همين مردم دريافت خواهند كرد! اجازه دهيد دوباره به مساله اصلي پرداخته شود. 

اگر كسي مفقود و كشته شود، حتما خانواده و نزديكاني دارد كه قضيه را پيگيري مي‌كنند، اگر دزد به خانه كسي بزند، او پيگير اموال مسروقه خود خواهد بود و اين دزدي جايي ثبت مي‌شود. ولي اگر كسي اموال عمومي را بطور مخفيانه چپاول كند، به همين دليل است كه با وجود قيمت‌هاي بالاي صد دلار براي هر بشكه نفت، رشد اقتصادي كشور در حوالي صفر درجا مي‌زند و فرياد بنگاه‌هاي توليدي از كمبود نقدينگي و اعتبارات به آسمان رفته است، ولي در عين حال هر روز مثل قارچ، يك بانك تاسيس شده و هر روز نيز ده‌ها شعبه از اين بانك‌ها در بهترين اماكن تجاري در حال راه‌اندازي هستند. 

مساله اصلي اين است كه بيشترين شعار سياسي انتخاباتي اصولگرايان، در اصلاح بانك‌ها و توزيع عادلانه اعتبارات و مبارزه با فساد متمركز شده بود و اكنون نتيجه حاصل از پيگيري 6 ساله اين شعار، چنين است كه مي‌بينيم. تو خود حديث مفصل بخوان از اين مجمل.
اشتراک گذاری :
گزارش خطا
ارسال نظر