خدمات جبهه پايداری به جريان انحرافی
اين روزها همه جا سخن از اختلاس بزرگ سه هزار ميلياردي است. بسياري از چهرهها، گروههاي سياسي و مسئولين نسبت به اين مسئله شديدا واكنش نشان داده و خواستار اقدام قاطع قوه قضائيه شدند اما در اين ميان جمعي ترجيح دادند سكوت كرده يا اينكه كمتر راجع به اين قضيه سخن بگويند.
جمعي كه مجلس نهم را نشانه رفته و شش ماه مانده به موعد انتخابات تصور ميكند برنده انتخابات است. اعضاي جبهه پايداري به رغم سروصداهاي زياد و زودهنگامي كه در خصوص انتخابات به پا كرده، بر خلاف ساير جريانها و چهرههاي سياسي نسبت به موضوع اختلاس آنگونه كه بايد و شايد موضع نگرفته است. بر همين اساس است كه برخي سايتها از ْآنها به عنوان «ساكتين اختلاس» ياد كردند.
يكي از مسائل مهم مربوط به اختلاس ارتباط برخي جريانهاي دولتي با اين پرونده است. جالب توجه اينكه اسنادي كه انحرافيون را به اختلاس پيوند ميداد به امضاي نزديكان رئيسجمهور رسيده بود. از سوي ديگر بعد از كشيده شدن پاي نزديكان دولت به قضيه اختلاس حتي برخي اعضاي جبهه پايداري تلاش كردند در مصاحبههاي خود اسناد منتشر شده را مخدوش جلوه داده و اين گونه نشان دهند كه جريان انحرافي از اين مسائل مبراست.
به اين ترتيب به نظر ميرسد مواضع برخي اعضاي جبهه پايداري در خصوص موضوع اختلاس و سكوت آنها در نهايت به نفع جريان انحرافي تمام ميشود. هر چند هدف و نيتي هم در اين بين وجود نداشته باشد اما آنكه در اين قضايا سود ميبرد، بيشك جريان انحرافي است.
اين وضعيت در ساير حوزهها هم قابل تعميم است. برخي كارشناسان و تحليل گران سياسي بر اين عقيده هستند كه كنشهاي سياسي اعضاي جبهه پايداري به گونهاي است كه تامين كننده منافع جريان انحرافي است.
با وجود اينكه جريان پايداري از اولين روز اعلام موجوديت خود يعني ششم مرداد گذشته تا كنون هر بار با اتهام ارتباط با جريان انحرافي مواجه شد به شدت آن را نفي كرده و اعلام كرد كه خط قرمزشان اين جريان است ولي به نظر ميرسد در زمين اين جريان بازي كرده و اقدامات جريان پايداري به نفع جريان انحرافي تمام شده است.
نكته قابل تامل راجع به «پايداري» اين است كه اعضاي آن تنها خود را اصولگرا دانسته و تلاش كردند با طرح اتهاماتي به ساير اصولگرايان آنان را از اين دايره خارج سازند. از جمله آسيبهايي كه جريان پايداري با ادامه اين رويكرد به اصولگرايان وارد كرد،تشديد اختلاف و ايجاد تفرقه بين اصولگرايان است.
بيشك جريان فتنه و انحرافي بيشترين سود را از اختلاف افكني بين نيروهاي اصولگرا ميبرند. از سويي ديگر تحركات موازي اين جبهه تازه تاسيس در كنار اقدامات و فعاليتهاي جبهه متحد اصولگرايان كه با محوريت روحانيت و نقش آفريني آيتالله مهدوي كني و يزدي انجام ميشود، نتيجهاي جز تضعيف روحانيت و حاشيه نشيني تشكلهاي روحاني شناخته شده ندارد. حال كه جامعتين درخواست گروههاي اصولگرا را پذيرفته و وارد ميدان شدهاند نبايد در برابر آنها و فعاليتهاي آنها اقدامات موازي انجام داد.
در صورت حاشيه نشين شدن روحانيت و از ميدان بهدر كردن آنها هم باز نتيجه دلخواه از آن جريانات انحرافي و فتنه است. اعضاي جبهه پايداري از ابتدا با طرح يك سري شروط، اعلام سهم خواهي گستردهاي از بزرگان اصولگرا كرد.
سهمخواهي كه هرچند هيچ گاه رنگ پذيرش به خود نيافت، ولي طرح اينگونه مسائل در آستانه هجمه عليه جريان انحرافي باز هم به نفع اين جريان پايان يافت. چرا كه تمركز بخشي از رسانهها و افكار عمومي را مشغول خود كرد و در اين بين آنانكه مجددا حاشيه امن يافتند انحرافيون بودند.
جريان انحرافي پيش از اين هم نشان داده كه در محيطها و دورههاي تنشآميز و ملتهب اهداف و برنامههاي خود را به خوبي دنبال ميكند. تجربيات حوادث بعد از انتخابات رياستجمهوري سال 88 تاييد كننده اين ادعاست.
در خلال اين حوادث و تمركز نهادها و افكار عمومي و رسانهها به آن، فرصتي براي اين جريانها بهوجود آمد كه بتوانند در برخي دستگاهها و گلوگاهها مهم مهرهچيني كنند تا برنامههاي خود را پيش ببرند. از جمله شواهدي كه به روشن شدن اين مسئله كمك ميكند كشف اقدامات غيرقانوني جريان انحرافي بعد از آرام شدن فضاي سياسي كشور در سال گذشته بود.
بدينترتيب برخي اعضاي جبهه پايداري با اظهارات سياسي خود كه به برخي اختلاف سليقهها دامن ميزند، ميتوانند باز هم زمينه را براي جريان انحرافي ايجاد كنند. هر چند ممكن است اين همراستايي برخي مواضع و كنشهاي اعضاي جبهه پايداري با جريان انحرافي اتفاقي و تصادفي باشد اما تغييري در نتيجه حاصل نميكند. البته برخي قرائن و شواهد نيز وجود دارد كه نشان ميدهد در پس اين همراستايي برخي اشتراك منافع انتخاباتي نيز ممكن است وجود داشته باشد.
گزارش خطا
0 پسندیدم
ارسال نظر
اخبار روز
خبرنامه
