افروغ: متولی کرسی آزاداندیشی باید آزاد اندیش و محتواگرا باشد
«تضارب آراء سبب تولید نظر صحیح میشود» این مسئله موضوعی است که در بیانات مقام معظم رهبری در قالب موضوع «برپایی کرسیهای آزاد اندیشی» بارها مورد تاکید قرار گرفته است.
به گزارش فردا به نقل از روزنامه خراسان، با این حال هنوز در برپایی این کرسیها جدیتی مشاهده نمیشود. ایجاد کرسیهای آزاد اندیشی برای اولین بار در بهمن ماه سال ۸۱ و در نامهای که رهبر معظم انقلاب به جمعی از دانش آموختگان حوزه علمیه داشتند مورد اشاره قرار گرفت. تاکیدات ایشان بر ضرورت راه اندازی کرسیهای مناظره، نقد، نظریهپردازی و آزاداندیشی در دانشگاهها و مؤسسات آموزش عالی در آبان ماه سال ۸۸ در دیداری که جمعی از نخبگان کشور با معظم له داشتند باعث شد تا آیین نامه تشکیل کرسی آزاد اندیشی که مدتها بیرمق باقی مانده بود دوباره مطرح شود با گذشت دو سال از طرح این موضوع در جدیدترین خبر درباره برگزاری کرسیهای آزاد اندیشی اخیرا اعلام شده است که معاون فرهنگی و اجتماعی وزارت علوم وعده داد آیین نامه جدید کرسیهای آزاد اندیشی ابلاغ شود. به گفته غلامرضا خواجه سروی وزارت علوم دستگاه سیاست گذار و حامی حوزه کرسیهای آزاداندیشی است و با توجه به تاکید مقام معظم رهبری مبنی بر شکل گیری این کرسیها در دانشگاهها، در سال ۸۸ مجوز برگزاری کرسیهای آزاداندیشی حتی بدون ابلاغ آیین نامه به دانشگاهها ارائه شده است. وی همچنین از برگزاری حدود هزار کرسی آزاداندیشی در دانشگاهها خبر داد که حدود۷۰ درصد از این کرسیها با موضوع علمی و۳۰ درصد دیگر در حوزه مسائل سیاسی و روز برگزار میشود.
به هر شکل با وجود آماری که معاون فرهنگی و اجتماعی وزیرعلوم اعلام کرده است به نظر میرسد خروجی این نشستها و کرسیهای آزاد اندیشی برای دانشگاهیان و استادان و حتی حوزویان راضی کننده نبوده است و این گروه انتقادهایی به نحوه برپایی این کرسیها وارد میکنند. به همین دلیل با عماد افروغ جامعهشناس و استاد دانشگاه درباره مباحث و انتقادهایی که در زمینه برگزاری کرسیهای آزاد اندیشی مطرح است، به گفتوگو نشستیم.
فرمالیزم کور بر کرسیهای آزاد اندیشی حاکم است
دکتر افروغ معتقد است که در خصوص بحث کرسیهای آزاد اندیشی در کشور ما فرمالیزم کور حاکم است. به عبارتی به جای اینکه به مفروضات و ملزومات و ظرایف و ابعاد این مسئله توجه شود، ممکن است صرفا موضوعات سطحی انتخاب شود و بعد با حضور استادان به اصطلاح «بیمسئله» کرسی آزاد اندیشی هم برگزار کنند. وی میگوید: این اتفاق در حالی روی میدهد که اولا قرار نیست در آزاد اندیشی گزینش سیاسی انجام شود، ثانیا قرار نیست افرادی انتخاب شوند که جایگاه علمی و نظریهپردازی نداشته باشند و ثالثا برگزاری کرسی آزاد اندیشی بدون آزادی عمومی و بدون فضای آزاد روشنفکری امکان پذیر نیست. وی ادامه میدهد: واقعیت این است که اگر دانشگاهها و محافل رسمی میخواهند متولی کرسی آزاد اندیشی باشند، باید در فضای عمومی جامعه، روشنفکری بالنده وجود داشته باشد که حداقل این فضای سیال و پر نشاط روشنفکری بتواند برای آزاد اندیشی طرح سوال و موضوع کند. وی با تاکید بر اینکه در این قضیه ما باید نگاه محتوایی به قضایا داشته باشیم، نه یک نگاه شکلی و فرمی خاطرنشان میکند: نباید این گونه باشد که ما فقط گزارش کار بدهیم. به عنوان مثال بگوییم ما کرسی آزاد اندیشی داریم. در حال حاضر بسیاری از افراد نظریهپردازی میکنند و حسب آزاد اندیشی خودشان دست به تولید میزنند. اما تا چه اندازه این افراد در دانشگاهها فضای مانور دارند و تا چه اندازه در نظام آموزشی ما جایگاهی شایسته دارند.
افروغ اضافه میکند: درباره این مسئله حرف و حدیث بسیار است اما خوشحالیم که در کنار این هیاهوی تبلیغاتی و جنجالهای سیاسی و کمیت گراییهای متداول رهبرمعظم انقلاب اشاره میکنند که بیش از صد بار درباره برگزاری این کرسیهای آزاد اندیشی گفتهام. این نشان میدهد که ایشان رضایتی از وضع موجود ندارند. اینجامعهشناس با انتقاد از نگاه گزینشی و سیاسی به این موضوع و بیتوجهی به ملزومات و عوامل موثر بر آزاد اندیشی تاکید میکند: متاسفانه شرایط به گونهای است که ما با هر مطلب عمیقی که رهبر معظم انقلاب انگشت میگذارند، بلافاصله برخورد فرمی میکنیم. در هر زمینهای همین طور است. مبارزه با مفاسد اقتصادی و نام گذاری سالانه هم اسیر این برخورد شکلی است. در حالی که باید ریشه یابی شود البته برخورد فرمی وشکلی برای عدهای جواب میدهد اما این گونه برخورد کردن برای هدف نهایی و انگیزه مورد نظر قطعا جواب نمیدهد. ظاهرا عدهای عادت کردهاند به این وسیله به نام و نانی برسند. وی با طرح این سوال که چه کسانی میخواهند متولی کرسیهای آزاد اندیشی باشند، تصریح میکند: اصلا کرسی آزاد اندیشی به حریت و شجاعت پیوند خورده است. وقتی حریتی و شجاعتی نیست چگونه میشود کرسی آزاد اندیشی را سامان داد؟ چه کسانی میخواهند متولی این قضایا باشند؟ آیا کسانی که رشته مهندسی یا پزشکی و علوم پایه دارند میتوانند از پس این کار بر بیایند و آیا واقعا کار، کار آن هاست! به هر حال در یک فضای بیش از حد شکلی و سیاست زده بیش از این نمیتوان سخن گفت.
برخی موضوعات صرفا فانتزی است
تحقق منویات مقام معظم رهبری و برگزاری کرسیهای آزاد اندیشی به تمهیداتی نیاز دارد که باید اهتمام بیشتری نسبت به آنها داشت. افروغ درباره این موضوع میگوید: در مرحله اول باید به مفروضات وعوامل و مولفههای این قضیه توجه شود. نگاه محتوایی و کیفی و نه نگاه کمی به برگزاری این کرسیها هم قدم دوم است. به عبارتی برگزاری یک کرسی تعیین کننده بهتر از صد کرسی بیاثر است. باید مباحثی مانند حکومت داری و مسائلی که از آن به عنوان فقه سیاسی یاد میشود و حدود اختیارات مردم و حدود وظایف دولت و پاسخگویی دولت و نسبت قدرت و مسئولیت مطرح شود. یعنی قرار نیست موضوعات فانتزی و موضوعاتی که مربوط به جامعه ما نیست و یا هر موضوع دیگری به صورت تفننی در دستور کار آزاد اندیشی قرار بگیرد. بلکه باید مسائل مورد نیاز ما، مسائلی که با آنها مواجه هستیم مطرح شود. مسائلی که به انقلاب و اهداف انقلاب اسلامی بر گردد و امروز ما شاهد تجلی آن هستیم اینها میتواند مورد نظر قرار بگیرد. افروغ به مکتوبهایی اشاره میکند که موضوع آنها همین برگزاری کرسیهای آزاد اندیشی است و میگوید: گاهی برخی از این مکتوبهای آزاد اندیشی به دستم میرسد. مثلا آقایی نظریهای را مطرح کرده است، جدا از اینکه این نظریه فانتزی است و ربطی به مسائل ما ندارد ولی بیش از دو سوم این مجموعه به معرفی اعضایی پرداخته است که در آن کرسی شرکت کردهاند و به اصطلاح زندگی نامه علمی افراد شرکت کننده در کرسی است! حال این سوال مطرح است که آیا برای دیگران مهم است شرکت کننده دراین کرسی چه سابقه علمی دارد یا مهم بحث مورد نظر است؟ واقعا زندگی نامه علمی آنهایی که در این بحث شرکت کردهاند چه نسبتی با این کرسی آزاد اندیشی دارد. متاسفانه ما اسیر فرمالیزم و شکل گرایی هستیم.
وی با تاکید بر اینکه متاسفانه به علم و مسائل و موضوعات مبتلا به ما آسیب جدی وارد شده است، تصریح میکند: در حال حاضر شرایط به گونهای است که وقتی هر از چند گاهی افراد اظهار نظری مرتبط با مسائل اصلی کشور میکنند، همین افراد با انواع و اقسام برخوردها و هجمهها روبه رو میشوند. آیا واقعا این آزاد اندیشی است! عنوان آزاد اندیشی روی آن است یعنی «آزاد» اندیشی. یعنی هیچ مانع و هتک حرمتی نباشد. افراد ایمن باشند. حداقل از طرف دولت ایمن باشند. اصلا آزاد اندیشی در محافل علمی بدون آزادی بیان و تفکر و آزادی عرصه روشنفکری امکان پذیر نیست. وی وضعیت روشنفکری در غرب را مورد اشاره قرار میدهد و میگوید: من نمیخواهم ایران را با غرب مقایسه کنم ولی نقطه عطفی که د رغرب ایجاد شد و غرب امروز غرب شد معلول روشنفکران آزاد قرن ۱۷ است. هیچ یک از روشنفکران تراز اول سده ۱۷ غرب، دانشگاهی نبودند. دکارت، اسپینوزا و لایپنیتس دانشگاهی نبودند. به لحاظ محتوا نظر نمیدهم فقط میگویم که این یک واقعیت اجتماعی است، به این واقعیتها باید توجه کرد. وی میافزاید: روز اول که کرسی آزاد اندیشی شکل گرفت معلول طرح سوالها و پرسشهایی بود که بسیاری از روشنفکران متعهد ما مطرح کردند. اما متاسفانه الان این افراد که از فضای عمومی جامعه بودند دستی بر آتش ندارند و این موضوع در فضای رسمی به یک دستورالعمل تبدیل شده و این معضل ماست. یعنی شرایط به گونهای شده است که بلافاصله آقایان میخواهند به این وسیله ارتقا پیدا کنند و بگویند که تعداد مقالات ما این اندازه بوده است. خوشحالم که مقام معظم رهبری در بیاناتشان فرمودند تعداد مقاله و کمیت مهم نیست. ببینید شرایط ما به گونهای شده است که فقط ما باید منتظر باشیم تا رهبری صحبتی کنند. یکی از مسائلی که باعث میشود این گونه مسائل رونق پیدا نکند این است که عدهای سعی میکنند با اتکا به رهبری نان بخورند. این افراد به جوهر وجایگاه و فضیلت و منزلت رهبری کاری ندارند بلکه فقط به این کار دارند که درجامعه وانمود کنند ما تابع رهبری هستیم آن هم زمانی که مقام معظم رهبری سخنی بگویند، آیا این افراد قبل از اینکه رهبری هشدار بدهند نمیتوانند فکر کنند!
آزادی تفکر با آزادی عمل متفاوت است
طرح این مباحث این نکته را به ذهن متبادر میکند که در بحث کرسیهای آزاد اندیشی آیا باید آزاد اندیشی مطلق وجود داشته باشد، بدون هیچ مانعی؟ افروغ دراین باره توضیح میدهد: وقتی بحث آزاد اندیشی در ساحت فکر مطرح میشود، به هیچ وجه مانعی وجود ندارد.
بنده در بحث آزادی تفکر هیچ مانعی نمیشناسم و هیچ مانعی نباید باشد. موانع برای آزادی عمل است. همان طور که شهید مطهری گفته آزادی تفکر با آزادی عقیده و آزادی تفکر با آزادی عمل متفاوت است. ما وقتی کرسی آزاد اندیشی را مطرح میکنیم، بحثمان حوزه اندیشه و فرهیختگی و فکر است. یعنی صاحب اندیشه باید با خیال آسوده بیاید. قرار نیست که این مناظرهها در میدان انقلاب برگزار شود. قرار است در حوزههای علمیه و در محافل دانشگاهی تشکیل شود.
یک بحث واقعا متعالی!
به افروغ یادآوری میکنیم که گاهی برای همین افراد فرهیخته و دانشگاهی ابراز عقایدشان حتی در چارچوب همین کرسیهای آزاد اندیشی نیز مشکل ایجاد کرده است، پاسخ میدهد: از همین روست که میگویم باید زمینه سازی شود. در محافل علمی ما آن قدر باید فضا پر نشاط و آماده باشد که اقوال متفاوت پذیرفته شود. درباره این مطلب به ماجرایی از زمان استاد شهید مطهری میتوان اشاره کرد.
استاد مطهری در زمان شاه به دانشکده الهیات نامه مینویسد و تقاضا میکند یک مارکسیست دو آتشه بیاورند تا درس مارکسیسم بدهد و ایشان هم پاسخ بدهند. این گونه بحث کردن واقعا یک بحث متعالی است، در حالی که ما اکنون با انواع و اقسام نابردباران مدعی بردباری روبه رو هستیم. کسانی که ادعای بردباری میکنند ولی در عمل بردبار نیستند. حتی همانهایی که یک زمانی شعار تسامح تساهل میدادند حزبی برخورد میکردند. آنها دانشگاهها را از نیروهای مخالف خودشان پاک سازی کردند. درحالی که واقعا ما باید بفهمیم دانشگاه محل تضارب آراست. دانشگاه پادگانی نظامی به نام حزب سیاسی و یا به نام آزاد اندیشی نیست.
اینجامعهشناس با تاکید مجدد بر ضرورت وجود آزادی فکر و اندیشه تصریح میکند: به هرحال چشم امیدمان در نظریهپردازی و آزاد اندیشی باید متوجه کسانی باشد که در نهادهای رسمی قرار ندارند؛ کسانی که در عرصه عمومی و فضای آزاد روشنفکری کار میکنند. زیرا با این وضعی که دانشگاهها و برخی از محافل دیگر دارند، نمیتوان توقع آزاد اندیشی داشت. البته منظور آزادی فکر و اندیشه است و نه آزادیهای دیگر. حال با این صحبتها اگر مصاحبه من چاپ شود برخی میگویند که افروغ تغییر موضع داده واصلاح طلب شده است! درحالی که این حرفها متعلق به سالهای گذشته من است. بروید در کتابهایم بخوانید. من در کتابهایی که نوشتهام آوردهام که اگر فکر آزادباشد و هیچ مانعی نداشته باشد به توحید میرسد. اینها معانی بلندی است که در آثار بزرگان ما بوده است. متاسفانه هنوز این موانع برطرف نشده است.
وی ادامه میدهد: به هرحال اگر ملاکهای محتوایی وسط بیاید آنگاه معلوم میشود چه کسی آزاد اندیش است و چه کسی نیست؟ آزاد اندیشی با فرم و قالب سنجیده نمیشود، با کیفیت و با محتوا سنجیده میشود و محتوا یعنی اینکه فرد آزاد از هر گونه تعلق و دغدغه سیاسی و اقتصادی باشد و فارغ از دغدغه ارتقا و منزلت علمی راحت بتواند حرفش را بزند. در این شرایط است که میتوانیم بگوییم کرسیهای آزاد اندیشی، آزادی بیان و آزادی روشن فکری عمومی متبلور شده است.
کرسی آزاد اندیشی، میتینگ سیاسی نیست
اما آیا جامعه دانشجویی ما آمادگی پرداختن به مباحث کرسیهای روشن فکری را دارند؟ افروغ در این باره معتقد است که جامعه دانشجویی هم باید مدیریت و هدایت شود. وی میگوید: دانشجویان هم باید تربیت شوند که حرف را بشنوند و پیش داوری نکنند. از طرف دیگر به شرکت کنندگان در این کرسیهای روشن فکری باید توصیه کنیم که بدانند بین کرسی آزاد اندیشی و میتینگ سیاسی تفاوت وجود دارد یعنی هر استاد یا هر فردی شایستگی حضور در این کرسیها را ندارد و فقط افرادی هستند که به یافتهها و دادههایی رسیدهاند و میتوانند آن را مطرح کنند. قصدشان هم فقط طرح یک اندیشه است که بتوانند گرهی از گرههای یک کشور باز کنند یا یک مسئله فکری را در کشور جا بیندازند. بنابراین هم این فرد باید منطق گفتوگو و آزاد اندیشی را بداند و هم دانشجو یا استادی که میخواهد پای این صحبتها بنشیند باید ظرفیت و تحمل شنیدن آن را داشته باشد. این گونه نباشد که اگر آنها حرفی را شنیدند که به مذاقشان خوش نیامد انواع و اقسام شعارها و انگهای سیاسی را به گوینده ابراز کنند. البته این موضوعات مدیریت و هدایت میخواهد و کسانی که در دانشگاهها مسئولیت دارند باید ممارست لازم را انجام بدهند که این اتفاق رخ ندهد.
این جامعهشناس با تاکید بر اینکه نباید کمیت گرایی را در بحث برپایی کرسیهای آزاد اندیشی ملاک قرار دهیم، تصریح میکند: اگر ملاک کمیت است همین الان هم آمار دادهاند که هزار کرسی آزاد اندیشی برگزار کردهاند. این خبرعالی است اما چرا مسائل کشور حل نشده است و حرف تازهای زده نمیشود. معلوم است که این مسائل فقط مبنایی شده برای اینکه عدهای ارتقا پیدا کنند. متاسفانه وقتی بحث کرسیهای آزاد اندیشی شاخصی قرار میگیرد برای اینکه استاد ارتقا پیدا کند و با او دستوری برخورد میشود دیگر او برای اینکه آزاد اندیشی را رواج بدهد حرف نمیزند بلکه تلاش او برای ارتقای علمی است. به هر حال الان در دانشگاههای ما فرمالیزم حاکم است آن هم توسط کسانی که نه علم را میشناسند نه نسبت علم را با فرهنگ میدانند و نه فلسفه علم و فلسفه علوم اجتماعی را میشناسند. متاسفانه این ماجرا به دست عالمان ابزاری افتاده است. وی خاطرنشان میکند: در چنین شرایطی آن کس که میخواهد متولی کرسی آزاد اندیشی باشد باید در وهله اول آزاد اندیش و آزاد و محتوا گرا باشد و اسیر فرمالیزم و شکل گرایی نباشد و قصد او نباید دست یابی به ثروت و قدرت و منزلت علمی و کسب شهرت باشد.
گزارش خطا
0 پسندیدم
ارسال نظر
اخبار روز
خبرنامه
