بورس‌نیوز(بورس‌خبر)، قدیمی ترین پایگاه خبری بازار سرمایه ایران

      
يکشنبه ۲۴ مهر ۱۳۹۰ - ۱۶:۰۱

مرتضی حیدری از خودش دفاع کرد

کد خبر : ۵۵۸۵۸
مرتضي حيدري چهره آشناي خبر و گفت و گو در گفت و گويي از اولين ديدار و مکالمه اش با رييس جمهور مي گويد.

به گزارش سياست نامه حيدري که مدتي است به واسطه فضاي برخي از گفت و گوهايش با دکتر احمدي نژاد مورد انتقاد اهالي رسانه قرار گرفته است در اين گفت و گو مي گويد که تمام تلاش صداوسيما طي سالهاي گذشته معطوف به حمايت از دولت بوده است.

بخشهايي از اين گفت و گو را مي خوانيد:

*آقاي دکتر احمدي نژاد را بنده از زماني‌که شهردار تهران بودند مي‌شناسم. چون آن موقع من چند مصاحبه با ايشان داشتم و همينطور در انتخابات رياست جمهوري هم با ايشان مصاحبه گرفتم، بعد از اين که رئيس‌جمهور هم شدند با ايشان مصاحبه‌هايي داشتم، البته قبل از اين که وارد شهرداري تهران شوند يادم مي‌آيد نخستين مکالمه تلفني من با ايشان زماني بود که هنوز شهردار نشده بودند و ما يک برنامه‌اي داشتيم در زمينه حمل و نقل و ترافيک که يکي از دوستان دکتر را معرفي کرد و من زنگ زدم و با ايشان صحبت کردم که بيايند و در برنامه گفت‌وگوي ويژه خبري شبکه دو به عنوان کارشناس و يک استاد دانشگاه صحبت کنند که نيامدند، خيلي هم اصرار کردم ولي نيامدند و دليلش را هم نگفتند ولي به هرحال شايد سابقه آشنايي بيشترمان برگردد به زمان شهرداري و بعد هم الآن!

*در سال ۸۴ کانديدايي که در دور اول من به او رأي دادم اصلاً به دور دوم نرسيد. من در دور اول به آقاي دکتر لاريجاني رأي دادم و اگر دور دوم هم مي‌آمدند حتماً به ايشان رأي مي‌دادم، به دليل اين که سال‌ها با ايشان در سازمان کار کرده‌ام و با تفکرات، ديدگاه و توان مديريتي ايشان آشنا هستم.

*ما نه به لحاظ شرعي و نه قانوني و عرفي هيچگونه حقي نداريم تا از رسانه ملي براي دفاع و يا حمايت از نامزدي استفاده کنيم و اگر کسي اين کار را انجام دهد نشان مي‌دهد که پختگي لازم را براي اجراي حرفه‌اي ندارد و اگر چنين چيزي از من استنباط شده واقعاً متأسفم ولي هميشه سعي کردم که از کسي حمايت نکنم، چون بالاخره شما در تلويزيون يا راديو فرقي ندارد، به عنوان نماينده ۷۰ ميليون ايراني نشسته‌ايد، به محض اين که شما يک رفتار حمايت گونه از فردي را از خودتان نشان دهيد، يک تعداد را از خودتان جدا کرده‌ايد و درحق يک تعداد اجحاف کرده‌ايد و اين حق را شما به عنوان يک مجري تلويزيون نبايد به خودتان بدهيد و اگر بدهيد يعني رفتار غيرحرفه‌اي کرده‌ايد.

*مخاطب مي‌فهمد لبخندي که من مي‌زنم راست است يا مصنوعي، مي‌فهمد که من جلوي دوربين فيلم بازي مي‌کنم يا صادقانه حرف مي‌زنم گاهي پيش آمده که در برنامه خودمان مهمان پاسخي به سؤال نمي‌دهد که من به هر دليلي نمي‌توانم به او چيزي بگويم ولي بعداً از مردم مي‌شنوم که مي‌گويند فلاني با نگاهت به او گفتي بي‌خود کردي! ببينيد مردم اينها را تشخيص مي‌دهند، من به نظرم رسانه‌ها به هيچ وجه نياز ندارند دروغ بگويند، رسانه‌ها بايد به اصول حرفه‌اي کار خبري برگردند، اگر اين کار را بلد باشند هم مي‌توانند سياست‌ها و اهدافشان را محقق کنند و هم مي‌توانند اعتماد مخاطب را جلب کنند.

*آنچه که به صدا وسيما مربوط مي‌شود، به اعتقاد بنده اين سازمان بشدت از دولت حمايت کرده در اين چند سال، چه در خبر و چه در برنامه‌هاي سياسي، اقتصادي و يا اجتماعي و فرهنگي ديگر، يعني جهت صداوسيما قوياً حمايت از دولت است، اما شما فرض کنيد در يک رسانه‌اي که ۳۰ شبکه استاني دارد و ده‌ها شبکه راديويي و برون مرزي و ملي دارد و ۲۴ ساعته فعاليت دارند ممکن است نقدهايي هم صورت بگيرد که اين به معناي حمله به دولت نيست، شما بايد برآيند را نگاه کنيد، من مي‌توانم تعهد بدهم که واقعاً بيش از ۹۸ درصد ظرفيت صدا و سيما در سال‌هاي اخير در جهت حمايت از دولت و تبيين برنامه‌هاي دولت در تمام حوزه‌ها بوده است، ممکن است نقدي به يک مطلبي شده باشد اما حتماً فضاي پاسخگويي به آن نقد هم وجود داشته است.

*ما بايد هميشه شخصيت حقيقي و حقوقي افراد را از يکديگر جدا کنيم، ما در هيچ کسوت و در هيچ مقامي حق نداريم به کسي توهين کنيم، هر انساني در جاي خودش محترم است، حداقل اين است که اين آدم پدر يک خانواده است يا مادر يک خانواده است. بنابراين يک شخصيتي دارد، بنابراين شخصيت حقيقي افراد بسيار محترم است و حتماً هيچ کس نه به لحاظ حرفه‌اي، نه به لحاظ قانوني و نه به لحاظ شرعي و حقوقي، حق ندارد به شخصيت و منش افراد توهين کند، آنچه که مي‌تواند مورد نقد و سؤال قرار بگيرد شخصيت حقوقي، سياست‌ها و رفتارهاي متناسب با اختيارات و مسئوليت‌هاي آن آدم است.

*اميدوارم که ما به آن پختگي برسيم که حزب داشته باشيم اما نه حزب خلق‌الساعه يا حزب خودساخته و احزاب به معناي واقعي داشته باشيم که اساس‌نامه و مرامنامه داشته باشند و کار حزبي کنند و آدم‌سازي کنند تا وقتي دولت دستشان افتاد يا به حاکميت رسيدند سرگيجه نگيرند که چه کار بايد انجام دهند که اين شامل دولت هاي قبلي هم مي شود آن وقت خيلي مواضع روشن مي شود.

*من چه در دولت‌هاي قبلي و چه در دولت فعلي پيشنهادهاي مختلفي براي فعاليت داشتم، اما هر چه با خودم فکر کردم ديدم که علايق و توانمندي‌ها و کارآيي من به مراتب بيش از پيشنهاداتي است که به من شده و بنابراين محکم سر جاي خودم نشسته‌ام و خواهم نشست، به دليل اينکه هم از کارم لذت مي‌برم و هم کارم را دوست دارم و هم احساس مي‌کنم در کارم نه خيلي زياد ولي تاحدي موفق بوده ام و دارم خودم را تربيت مي‌کنم تا در کارم وسيع‌تر و عميق‌تر فعاليت داشته باشم، براي همين خيلي پرهيز دارم از اينکه وارد مشاغل ديگر شوم.

*مسئولان در ايران يا کار ديگري بلد نيستند و يا ايثارگونه کار مي‌کنند و شايد يکي از دلايل اين که من هيچ مسئوليتي را تا به حال قبول نکرده‌ام اين است که خودم را آدم ۶ صبح تا ۱۲ شب نمي‌بينم تا دائماً از اين جلسه به جلسه ديگر بروم.
به نظر من ملاک ارزشگذاري به يک مدير دولتي اين است که اگر در دولت نباشد آيا بخش خصوصي حاضر است به او کاري بدهد يا نه؟ ملاک اصلي ميزان اعتبار يک نفر در بخش خصوصي است وگرنه با پول و امکانات دولت، همه مي‌توانند مدير باشند!
اشتراک گذاری :
گزارش خطا
ارسال نظر