افسار "شتر نفت" در دستان "موش برق"
در این باره اشاره به چند نکته مرتبط با هم مفید فایده خواهد بود.
۱. تا کنون بازار واقعی انرژی در کشور وجود نداشته است وساختار مالیتامین انرژی کشور در جیبهای مختلف کشور شکل میگرفت یا اصطلاحا از یک جیب دولت یعنی نفت به جیب دیگر دولت یعنی نیرو میرفت. به دلیل شکل این ساختار که به نوبه خود به دلیل نحوه پرداخت یارانهها شکل گرفته است، عملا قیمت تمام شده هیچ یک از حاملهای انرژی مشخص نشده و تولیدکنندگان ثانوی انرژی از پرداخت قیمت واقعی حاملها معاف بوده و به همین دلیل این حاملها را با قیمت بسیار متفاوتی از قیمت واقعی عرضه کردهاند.
پس از راهاندازی بورس انرژی و انتقال بخش قابل توجهی از معاملات انرژی به این بورسقرار استقیمتهای واقعی مشخص شوند که در بطن این قیمتها به دلیل بهرهوری بسیار پایین تولیدکنندگان ثانوی انرژی مانند برق و فرآورده های نفتی، هزینه این عدم بهرهوری نیز وجود دارد و لحاظ خواهد شد که باید از مصرف کننده اخذ شود. بر این اساس قطعا قیمت برق و فرآورده تولید شده از قیمتهای رقابتی منطقهای یا جهانی بالاتر خواهد بود که پرداخت بهای آن لااقل برای مصرفکننده داخلی بسیار مشکل خواهد بود.
کمااینکه بر اساس اعلام مسئولان حداقل قیمت تمام شده حامل پر مصرفبنزین با احتساب قیمت خوراک ۹۵ درصد فوب خلیج فارس۷۰۰ تومان در هر لیتر اعلام شده است. این رقم در پالایشگاههای قدیمی به میزان قابل توجهی افزایش مییابد و هزینه حمل و توزیع نیز در آن لحاظ نشده است. قیمت تمام شده برق نیز با احتساب قیمت خوراک فوب خلیج فارس ۹۰ تا ۱۰۰ تومان در هر کیلو وات اعلام شده است که در حال حاضربا قیمت متوسط قریب به ۴۲ تومان در هر کیلووات به مصرفکنندگان عرضه میشود.
بر این اساس باید مشخص شود که در صورت معامله حجم قابل اعتنایی ازاین حاملهای ثانوی در بورس انرژی، تکلیف قیمت خوراک یا حاملهای اولیه چه میشود و آیا این حاملها نیز با قیمت واقعی به مصرفکنندگان عرضه خواهد شد یا برای آنها یارانهای در نظر گرفته میشود؟ در چنین صورتی نحوه تخصیص یارانه چگونه خوهد بود که از یک سوبه از بین رفتن معنای بورس و عدم کشف و تعیین قیمت واقعیو از سوی دیگر به ایجاد بار مالی سنگین در بازار واقعی پولی برای دولت منجر نشود. چنانکه دولت تا کنون با بخش بزرگی ازاین یارانههاتنهادر حسابهای خود و به صورت محاسباتی و غیر دقیق مواجه بوده است.
۲. بورس انرژی از عرضه دوگروه عمده محصولات یعنی حاملهای اولیه انرژیو حاملهای ثانویه یا محصولات نهاییتشکیل خواهد شد.بر این اساس مشخص است که بازار عوامل تولید و رونق آن بیش از محصول نهایی یعنی برق و فرآوردهها خواهد بود. و اقعیت آن است که بازاری را میتوان صاحب رونق دانست که هر دو این گروههای عمده به تناسب با هم در این بورس معامله شوند.به عبارت دیگر تنها در صورتی بورس انرژی رنگ رونق واقعی را به خود خواهد دید که نهادهای تولیدکننده حاملهای اولیه و نهادهای تولیدکننده حاملهای ثانویه همپای هم در این بازار فعالیت کنند
در عین حال سهم بازار حاملهای اولیه در تولید محصولات به قدری زیاد است که میتواند بازار حاملهای ثانویه تحتالشعاع قرار داده و به جد متاثر کند.
شرکتهای تولیدکننده برقدر بورس انرژی آیندهباید بتوانند حاملهای اولیه را خریداری کرده ومحصولات خود را بفروشند. نقش عرضهکنندگان حاملهای اولیهیعنیبخشهای مختلف صنعت نفت در فرآیند راهاندازی و اداره این بورس نادیده گرفته شدهو مهار راهاندازی این بورس مهم که توانایی و پتانسیلایفای نقش بزرگی در آینده بازارهای مالی واقتصاد ایران حتی بزرگتراز بورس اوراق بهادار دارد در اختیار کوچکترین عضو این بازار یعنی برق قرار داده شده است. این در حالی است که در چالشهای پیش روی این بازار قطعا باتکیه بر اصلیترین منبع فعلیتامین انرژی کشور یعنی سوختهای هیدروکربوری قابل عبور خواهند بود.
در چنین شرایطی اگر نفت و شرکتهای نفتی و پالایشی به صورت فعال وارد این بازار نشوند آیا انتظار رونق این بورس منطقی خواهد بود؟
۳. با این وصف جای این پرسش باقی است که آیا مقدمات ورود شرکتهاینفتی و پالایشی به بورس فراهم شده است؟برای عرضه حاملهای اولیه که پیچیدگی بیشتری از حاملهای ثانویه انرژی دارد، قطعا زیرساختهای خاص و مشخصی مورد نیاز است که با راهاندازی شتابزده بورس انرژیو اضافه شدن ناگهانی و بدون مقدمه حاملهای اولیه انرژی و نفت و محصولات نفتی به بورسی که پیش از این بورس برق نامیده میشد، فرصت ایجاد چنین ساختارها و مقدماتی برای دستاندرکاران فراهم نخواهد شد.
بازار انرژی با حضور انرژیهای فسیلی به خصوص خود نفت خام بازار ویژهای است که زیرساختهای مرتبط با خود را نیاز دارد و در اساسنامه آن نیز باید موارد شفافیتزا بهخوبیلحاظ شود. درواقع این اساسنامه، نوع جدیدی از اساسنامه خواهد بود که باید با حوصله و دقت کافی نوشته شود و قطعا تصویب آن در چند روز عاقلانه نخواهد بود.
بورسانرژی راهاندازی خواهد شد کما اینکه راهاندازی آن یک ضرورت است و در صورت راهاندازی دقیق آن با رعایت جوانب مختلف قطعا منحنی بازار سرمایه محور تعادل این بازار خواهد شد اما سؤال نهایی و مهم آن است که آیا شتاب و سرعت در راهاندازی این بورس به خصوص در حوزه نفت و پالایش باعث افزایش روزنهها و بسترهای به انحراف رفتن این بازار از وظایف اصلی خود نخواهد شد؟
حکایت شتاب در راهاندازی بازار سرمایه و نحوه اضافه شدندیگر حاملهای انرژی به خصوص نفت خام به آن یادآور حکایت مشهور مثنوی معنوی مولوی درباره ربودن مهار شتری توسط موشی است. شتر به اقتضای طبع آرام خوددر مسیری که موش آن را هدایت کرده حرکت میکند. پس از چندی به نهری میرسند و موش که از هدایت شتر بزرگی مغرور شدهبر جای خشک میشود.شتر به موش طعنه میزند که عمق آب تا زانوست و موش پاسخ میدهد که از زانو تا زانو تفاوتها بسیار است.
گزارش از علی فروزنده
گزارش خطا
0 پسندیدم
ارسال نظر
اخبار روز
خبرنامه
