دندانهاي فرصت طلبان براي حق تقدمهاي استفاده نشده تيز شده است !
در عين حال كه حق تقدمها را ميتوان به نوعي، به عنوان نوعي اهرم براي معامله سهام تعريف نمود، البته تا كنون كار تئوريك مناسبي نيز براي قيمتگذاري و روند معاملات حق تقدمها در دوره پذيرهنويسي در جامعه علمي كشور انجام نشده است.
به هر ترتيب آنچه موضوع اصلي
اين نوشته است، پديده ديگري است كه اگرچه مستقيماً زاييده طرح فوقالذكر نيست ليكن
با آنچه در سالهاي اخير رخ داده است حالت بسيار جديتري نيز به خود گرفته است.
شايد براي بسياري از فعالان بازار سرمايه نيز تجربه موضوع مد نظر اين نوشته، در يك سال اخير تبديل به تجربهاي ملموس و جدي شده باشد، به ويژه بعد از اينكه در برخي از موارد، بازدهيهاي رويايي را براي فعالان بازار به ارمغان آورد. البته از همان زمان هم بود كه نبود برنامه مدون و ابنالوقت بودن و بعضاً عملكرد خنثاي مسوولان ناظر بر بازار سرمايه در اين موضوع نمايانتر شد.
حق تقدم باغمیشه گاف بزرگ سازمان بورس و فرابورس
البته قبل از پرداختن به موضوع اصلي مناسب است به قيمتهاي تئوريك نامناسب شركتها بعد از افزايش سرمايه، در صورت عدم تخصيص سود به حق تقدمها، نيز اشاره شود و موضوع بازگشايي نماد ثباغ بعد از افزايش سرمايه كه تبديل به يك گاف بسيار بزرگ براي سازمان بورس و فرابورس گرديد نيز اشاره نمود كه در جاي خود ميتواند موضوع بحث بسيار باشد.
مشکل حق تقدم های استفاده نشده
اما در مورد حق تقدمهاي استفاده نشده، كه بحث اصلي اين نوشته است، متاسفانه بيبرنامگي و عدم انعطاف مناسب سازمان بورس و بعضاً شركتهاي بورس و فرابورس باعث شده است تا اين حق تقدمها باعث ايجاد مشكلاتي در انجام منصفانه معاملات شود.
آنچه مشخص است اينكه معمولاً حق
تقدمهاي استفاده نشده ميتواند در تعيين صاحبان كرسيهاي هيأت مديره شركتها مؤثر
باشد. از سويي اين حق تقدمها معمولاً زمينهساز كسب سودهاي خاص براي عدهاي ميشود
كه بخواهند در حجمهاي بالا اقدام به خريد سهم نمايند.
حق تقدم های استفاده نشده ابزاری در دست مدیران
همچنين، بسيار مهم است كه دقت شود اختيار اين حق تقدمها (به نوعي حق سهامداران) در دست هيأت مديره شركتها است كه قاعدتاً سهامداري يا عدم سهامداري عدهاي و تقويت موضع برخي سهامداران ميتواند به نفع يا ضرر آنها تمام شود.
تمام اين موارد باعث ميشود كه عرضه حق تقدم سهام شركتها تبديل به موضوعي حساس هم از منظر معاملهگران و هم از منظر مديران و سهامداران شركتها شود.
مصداق های بارز
در بازار ما هم در سالهاي اخير، تعداد زيادي از مصاديق اين موضوع حادث شده است: بيمه دي، مپنا، ملي سرب و روي، سرمايهگذاري غدير، تكينكو، بانك گردشگري، بانك دي، توسعه صنايع بهشهر، ايرانياسا تاير و رابر، بانك سرمايه، ملی مس ، ملی سرب و روی ، فولاد مبارکه اصفهان ، بانک پاسارگاد و بسياري ديگر از شركتهايي كه حق تقدمهاي استفاده نشده آنها در افزايش سرمايههاي سابق و يا در جريان داستانهاي قابل بياني دارد.
در بسياري از موارد، حق تقدم استفاده نشده نيز به مانند نماد عادي روزهاي متوالي در تابلوي بورس باقي مانده و شاهد نوساناتي در حد نوسانات ساير سهام است. زمان معامله اين حق تقدمها نيز موضوع بحثهاي گستردهاي است كه برخي شركتها يك هفته بعد از پايان مهلت پذيرهنويسي اقدام به عرضه مينمايند و برخي شركتها همچون بانك سرمايه هنوز كه هنوز است اقدامي براي اين موضوع انجام ندادهاند، و اين عليرغم گذشت زمان زيادي از پايان مهلت پذيرهنويسي است.
گشایش ناگهانی حق تقدم استفاده نشده
موضوع مهم ديگر هم اين است كه حق تقدمهاي استفاده نشده كه بعضاً ارزش بلوكي و مديريتي هم دارند معمولاً حتي بدون اعلام قبلي در يك زمان كاملاً ناگهاني گشايش مييابند و رانت اطلاعاي كساني كه ميدانستهاند اين موضوع محقق خواهد شد و خود را براي خريد آن آماده كرده بودند باعث ايجاد فرصت نابرابر ميشود.
همچنين است نوع عرضه خرد سهامي كه ارزش مديريتي و بلوكي دارد نيز قاعدتاَ به نفع مديران فعلي و سهامداراني است كه مايلند عرضه را طوري مديريت كنند كه مزاحمي براي مديريت و سهامداري عمده آنها ايجاد نشود.
سیاستهای مغفول سازمان بورس
به هر حال آنچه مشخص است اينكه زمان عرضه حق تقدمهاي استفاده نشده، اطلاعرساني قبلي آن، نوع عرضه آن و موارد اينچنيني در سياستهاي سازمان بورس كاملاً مغفول مانده است و اين موضوع هم با گذشت زمان زيادي از بروز مشكلات و بيعدالتيها و فرصتهاي نابرابر در عرضه اين حق تقدمها، جاي سؤال دارد، به ويژه اينكه سازمان بورس در مواردي كه شايد چندان هم فوريت و حتي ضرورت نداشته باشد، همچون بخشنامه به كارگزاران برای تبلیغات در رادیو تجارت یا در خصوص محدودیت مصاحبهها و يا تعيين شرايط ويژه براي برخي سمتها در صندوقها با فوريت و حساسيت عمل ميكند اما در اين موضوع تاكنون اقدام خاصي انجام نداده است و سياست خاصي وضع نكرده است.
اين
پيشنهادها به منظور جلوگيري از دستكاري قيمت سهام اصلي براي ارزانخريدن يا گران
فروختن حق تقدمها، جلوگيري از تباني با برخي خريداران خاص براي حفظ منافع مديران،
جلوگيري از فرصتهاي نابرابر و افزايش شفافيت اطلاعاتي و معاملاتي در اين حوزه
ارائه ميگردند.حال پيشنهادهاي مشخص در اين
مورد اين است .
1- حق تقدمهاي استفاده نشده بايد طي بازه زماني خاص و با فاصله زماني مشخص از پايان مهلت پذيره نويسي در بازار عرضه شود. مثلاً لازم است با فاصله حداقل 15 روز و حداكثر يك ماه از پايان مهلت پذيرهنويسي عرضه صورت گيرد.
2- لازم است حداقل سه روز كاري قبل از عرضه حق تقدمهاي استفاده نشده، اين موضوع از طريق سايت شركت بورس يا فرابورس (حسب مورد) به همراه سايت كدال اطلاعرساني شود.
3- چنانچه حق تقدمهاي استفاده نشده، ارزش مديريتي داشته باشند لازم است ابتدا عرضه به صورت چند بلوك و در قالب عرضههاي بلوكي معمول در بازار انجام شود و چنانچه در اولين روز عرضه، مشتري براي آنها وجود نداشته باشد در دومين روز عرضه، به صورت عرضه خرد و در جريان معاملات عادي معاملات حق تقدم صورت پذيرد. (مثلاً چنانچه حق تقدمها بيش از يك درصد سهام شركت بعد از افزايش سرمايه را تشكيل دهند لازم است در قالب بلوكهاي حداقل يك درصدي در روز اول عرضه شوند).
اميد است با توجه به وجود تجربيات كاملاً ملموس از موارد شائبهبرانگيز دستكاري قيمت و تباني در معاملات سابق حق تقدمهاي استفاده نشده، سازمان بورس با مراجعه به سابقه اين گونه معاملات و بررسي پيشنهادهاي فوقالذكر، اقدام درخوري در اين زمينه اتخاذ نمايد.
