بورس‌نیوز(بورس‌خبر)، قدیمی ترین پایگاه خبری بازار سرمایه ایران

      
شنبه ۲۱ آبان ۱۳۹۰ - ۱۷:۱۴

حسینیان پس از 2 سال «اعتراف» کرد/ این «بی‌صداقتی» چگونه توجیه می شود؟

کد خبر : ۵۷۱۴۱
فردا: دي ماه سال 1388 چند روز پس از آن که محافل و رسانه ها از انتصاب حجت الاسلام قاضي عسگر از سوي رهبر معظم انقلاب به عنوان نماینده ولي فقيه و سرپرست حجاج ایرانی خبر دادند، ناگهان خبر استعفا از نمایندگی و خانه نشینی روح الله حسینیان نیز در محافل پیچید و روز بعد از آن اعلام رسمی شد.

به گزارش سرویس سیاسی«فردا»،آن روزها رسانه ها همزمان با اعلام خبر استعفای حسینیان، از ارتباط این خانه نشینی با انتصاب  حجت الاسلام قاضي عسگر به سمت نماینده ولي فقيه و سرپرست حجاج ایرانی خبر دادند و روزنامه اعتماد چند روز بعد در گزارشی در مورد بازگشت حسینیان به مجلس نوشت که رفع سوءتفاهماتي درباره انتقاد حسينيان از نصب قاضي عسگر به عنوان جانشين محمدي ري شهري نماينده ولي فقيه در سازمان حج و زيارت از جمله دلایل این بازگشت است. 

همان زمان در برخی محافل سیاسی گفته می شد كه حسينيان علاوه بر  اينكه آقاي قاضي عسگر را اصولگرا نمي دانسته چون خود را به آيت الله ري شهري نزديكتر مي ديده، انتصاب خود را گزینه  شايسته تری  براي سرپرستي حجاج ايراني مي دانسته است!

 عدم حضور او در میان اعضای فراکسیون انقلاب اسلامی برای دیدار با رهبری در 21 دی ماه 1388 این گمانه را تقویت کرد. و حتی نشریه 9 دی به عنوان ارگان مکتوب گروه موسوم به جبهه پایداری که اخیرا راضی به انتشار متن سخنان رهبری در آن جلسه شده است، در میان نام نمایندگان حاضر در دیدار با رهبری، نامی از روح الله حسینیان که در آن هنگام پنجمین روز خانه نشینی اعتراضی خود را می گذراند، نبرده است. 

در این قریب به 2 سال حسینیان همواره در مقام تکذیب این امر سخن می گفت .   وي  چندی پیش در گفتگويي با خبرگزاري فارس تلاش كرد توضیحی در این مورد بدهد. حسینیان البته در اين مصاحبه هم به صراحت اعتراض آن روزهای خود، نسبت به انتصاب آقاي قاضي عسگر از سوی رهبری را تایید کرده است.

وی  درپاسخ به این سؤال که برخی در رابطه با شما این سوال را مطرح می‌کنند که شما در جریان انتصاب حجت‌الاسلام قاضی‌عسکر، نسبت به این انتصاب اعتراض داشته و بر این اساس استعفا کرده‌اید، نظر خودتان چیست، گفت: "اینکه بنده در رابطه با انتخاب حجت‌الاسلام قاضی‌عسکر استعفا کرده‌ام، ‌یک تهمت است؛ بنده در رابطه با انتصاب وی حرف‌هایی داشتم اما زمانی که جواب گرفتم، قانع شدم. این مسئله هیچ ارتباطی با مقامات عالی‌رتبه نظام ندارد و اینها چیزهایی است که برخی می‌تراشند چرا که هیچ نقطه ضعفی پیدا نمی‌کنند لذا موضوعاتی برای ما درست می‌کنند."وي افزوده است: "بنده در متن استعفانامه‌ خود هم نوشته بودم که این استعفا در اعتراض به رؤسای دفاتر لاریجانی و احمدی‌نژاد و به خاطر وامی که داده بودند، درخواست شده است."

با این حال اما در اعترافی جالب وی دیروز  در پاسخ به خبرنگار مهر که از  درباره ابهامات و اشکالات مطرح شده از سوی برخی درمورد استعفای وی در خصوص حکم آقای قاضی عسگرنماینده ولی فقیه درسازمان حج و زیارت پرسی،گفت:«اشکالات به این اقدام بنده وارد است. اعتراف می کنم که اشتباه کردم و بنابراین اشکال مردم ویا هرکس دیگر به بنده در این خصوص وارد است.»

بنابراین می توان دراین باب حکم داد آقای حسینیان در آن دوران عامدانه «دروغ » گفته است و با شانتاژ سیاسی قصد داشته است امیال خود را به پیش برد. این امر با ادعاهای پر طمطراق و وحدت شکنانه ایشان در این روزها کاملا قابل جمع است. آیا کسی که اینچنین بی صداقتی می کند و «دروغ» می گوید شایستگی این را دارد که برای اصولگرایان خط مشی تعیین کند؟

نکته جالب تر که اوج کاسبکاری سیاسی این «کاسبین فتنه» را عیان می کند متن استعفای وی خطاب به مجلسیان است . در بخشی از این متن آمده است:  

امروز خود را ناتوان‌تر از هميشه مي‌يابم. هر اقدامي آغاز كرديم با رقابت پيچيده پارلمان تاريست‌هاي حرفه‌اي نقش بر آب شد. جناح اصلاح‌طلب نزد رئيس عزيزتر و ارزشي‌تر شدند و هر روز ما مطرودتر و بي‌خاصيت‌تر. من خود را موجودي شكسته خورده و سرخورده مي‌بينم وقتي مي‌بنييم رياست كميته دفاع مجلس يكي از فتنه‌گراني است كه از بانيان اتهام تقلب در انتخابات بود. ...امروز مي‌بينيم ده‌ها نشريه با حمايت بيت‌المال تمام ارزش‌هاي اخلاقي و سياسي امت حزب‌الله را زير ضربات خود گرفته‌اند. وقتي از ريشه‌ اينها تحقيق مي‌شود مي‌بينيم هر دسته‌اي از اينها از دفتر يكي از مسئولان جمهوري اسلامي سيراب مي‌گردند....امروز مردمي كه دنبال صد هزار تومان وام مي‌گردند ناگهان چشم باز مي‌كنند ده‌ها ميليون تومان بيت‌المال به جيب هنرپيشه‌هايي مي‌ريزد كه نه دل در گرو اسلام دارند و نه در گرو حتي اين كشور و بدتر ناگهان تصوير آنها را در كنار هم بايد شاهد باشيم و هيچ‌كس هم اخم نكند؟ چرا مأيوس و سرخورده نباشم.... من خود را سرخورده و شكست خورده مي‌بينم كه كساني در دفاتر مسئولان نظام جمهوري اسلامي حاكم شده‌اند كه 180 درجه با رهبري نظام زاويه دارند. چرا احساس يأس و شكست نكنم كه با همه فداكاري اين مردم معتقد و ولايتي در اين نظام كساني نصب مي‌شوند كه تا ثريا فاصله با رهبري نظام دارند كساني كه در اين فتنه تا جايي كه احساس ترس نكردند از حريف حمايت كردند.»

با مدنظر قرار دادن این متن باید از آقای حسینیان پرسید که بهای مخالفت با حکم رهبر انقلاب این همه آسمان و ریسمان بافتن و سیاه نمایی است ؟ با کدام ادله اخلاقی و سیاسی برای پیشبرد منافع سیاسی خود این چنین فرافکنانه دلخوری شخصی خود را از یک انتصاب به کلیت نظام منتسب کردید؟

آیا کسی که این منش سیاسی را دارد شایستگی این امر را که «اصولگرا » خطاب شود دارد؟

پیشینه یک مدعی 

 در سال ۷۴ حسینیان با تنی چند از چهره‌های سیاسی، جمعیت دفاع از ارزش‌های انقلاب را تشکیل دادند و حسینیان که قائم مقام این جمعیت بود، احمد پورنجاتی را به عنوان دبیر سیاسی این جمعیت در کنار خود داشت. با آغاز دوران اصلاحات، پورنجاتی اگرچه به عنوان یکی از مهره‌های شناخته شده اصلاحات، به چهره‌ای عمومی بدل شد، حسینیان اما شهرت خود را از سمت و سوی دیگر و با دفاع از سعید امامی و تاکید بر نقش جناح دوم خرداد در برنامه ریزی قتل‌های زنجیره‌ای و پیش کشیدن ادعای قتل سعید امامی، به دست آورد.

پیروزی احمدی‌نژاد در سال ۸۴ برای حسینیان تعبیر رویایی محال بود. این پیروزی حسینیان را که از لحاظ سیاسی منزوی شده بود، از پس پرده خارج ساخت و به مرکز سیاست پرتاب کرد. اعتماد احمدی‌نژاد به حسینیان بدان مایه بود که در سال ۸۶ او را به سمت «مشاور سیاسی و امنیتی» رییس جمهور منسوب کرد. اما احمدی‌نژاد که مجلسی مطیع و منقاد را آرزو می‌کرد، برای او ماموریت مهم تری در سر داشت. او قرار بود به چشم و گوش دولت در مجلس بدل شود.

از این رو بود که حسینان در انتخابات مجلس هشتم و پس از استعفاء از مشاورت احمدی‌نژاد توانست به نمایندگی از مردم تهران وارد مجلس شود و در‌‌ همان مجلس در رقابت و اعتراض به اصولگرایان معتدل و منتقد و با همراهی اصولگرایان تندروی دگر نظیر رسایی، کوچک‌زاده و... فراکسیون انقلاب اسلامی را تشکل دهد. فراکسیونی که غالب اعضای‌اش مفتخر بودند به اینکه وکیل الدوله خوانده شوند و آمال دولتیان را در مجلس با تند‌ترین ادبیات ممکن به پیش ببرند.

حسینیان با آن تندخویی تاریخی و عصبیت مثال زدنی‌اش، وظیفه منکوب کردن منتقدان اصولگرای دولت و نیروهای دلسوز را در کنار رسایی و کوچک‌زاده و دیگرانی از این دست، چنان با مهارت انجام دادند و چنان مجلس را در برابر دولت در موقعیتی ضعیف نگه داشتند که احمدی‌نژاد را به این سودا رساند که بگوید «مجلس در راس امور نیست».

به نظر می‌رسد حسینیان این روز‌ها نیز در نقش جدیدش تلاش دارد تا بهترین خدمت ممکن را به برکشندگان سیاسی‌اش انجام دهد. حمله به اصولگرایان معتدل و منتقد و بزرگان و شیوخ اصولگرایی در جبهه متحد اصولگرایی، برنامه سیاسی جدید او است. برنامه‌ای که با هوشیاری اصولگرایان و میدان داری بزرگان و عقلایی مانند حضرت آیت الله مهدوی کنی، به سرانجام نخواهد رسید.
اشتراک گذاری :
گزارش خطا
ارسال نظر