بورس‌نیوز(بورس‌خبر)، قدیمی ترین پایگاه خبری بازار سرمایه ایران

      
دوشنبه ۲۳ آبان ۱۳۹۰ - ۰۸:۳۲

آيا به ايران حمله مي شود؟

کد خبر : ۵۷۲۴۷
روزنامه خراسان: اين سوالي است که اين روزها مکرر پرسيده مي شود. پيش از پاسخ به اين سوال خوب است به اين پرسش پاسخ دهيم که با وجود تکراري بودن اين قبيل تهديدها دليل اين که افکار عمومي اين بار اين موضوع را جدي تر تلقي کرده اند چيست؟ سه دليل مي توان براي اين سوال برشمرد:اول اين که اين بار خلاف گذشته احتمال حمله فقط به برخي تأسيسات هسته اي صلح آميز ايران وجود داشت چرا که ايران در حال انجام يکي از مهمترين اقدامات براي دور از دسترس قرار دادن امکانات هسته اي اش از هر گونه تعرض نظامي با انتقال تأسيسات حساس خود به مجموعه غيرقابل نفوذ فردو است گر چه به دلايلي که ذکر مي شود اين احتمال ديگر منتفي شده است اما محتمل بودن حمله در آغاز، فضا را جدي تر از دفعه هاي پيشين مي کند. دوم اينکه اين بار جريان سازي رسانه اي - چه با منشاء واقعي و چه از ابتدا تبليغاتي- بسيار پرحجم صورت گرفت. جريان سازي رسانه اي درباره ترور سفير عربستان در آمريکا و گزارش کاملا غيرحقوقي آمانو بهترين مواد خام بود براي رسانه ها که بتوانند اخبار مربوط به احتمال حمله اسرائيل به تاسيسات هسته اي ايران را که يا واقعا درز کرده بود يا براي حساسيت سنجي ايران منتشر شده بود را به صورتي تاثيرگذار بزرگ نمايي کنند و سومين دليل واکنش و موضع محکم و مقتدرانه مسئولان ايراني است که باعث مي شود افکار عمومي از اين واکنش ها احتمال حمله را جدي برداشت کنند مسئولان ايراني مجبور هستند به گونه اي موضع گيري کنند که اگر دشمن به نيت حساسيت سنجي شايعه حمله را مطرح مي کند در محاسبات خودش به اين نتيجه برسد که بايد همه هزينه هاي محتمل را يکجا پرداخت کند، لذا موضع ايران بايد به صورتي کاملا شفاف حد مقابله ايران را براي دشمن تبيين کند حتي اگر باور مسئولين ايراني اين باشد که احتمال حمله بسيارکم است و طبيعي است که روي ديگر اين پيام به دشمن، جدي تر شدن احتمال حمله در افکار عمومي داخل است.

با اين توصيف معتقدم به دلايل و شواهدي که ذکر خواهد شد اگر احتمال حمله اي مقطعي پيش از اين وجود داشت اکنون اين احتمال وجود ندارد:

1. توان نظامي ايران غير از اين که قابليت هاي درخور توجهي دارد از يک ويژگي منحصر به فرد نيزبرخوردار است تسليحات و توانمندي نظامي ايران بومي است و متناسب با موقعيت ژئوپلتيک ايران و نيازهاي دفاعي مخصوص به خود طراحي شده است همين ويژگي باعث شده است که دشمن در مواجهه با ايران با احتياط زياد برخورد کند چرا که شناخت دقيقي از قابليت ها وظرفيت هاي نظامي ما ندارد و نمي تواند ابعاد هزينه هاي برخورد نظامي با ايران را محاسبه کند به عنوان مثال دشمن مي داند که ايران توان بستن تنگه هرمز را دارد- براساس گزارش مقام نظامي آمريکا در کنگره - اما نمي داند که آيا اين توان به گونه اي هست که ناوهاي آمريکايي را نيز غرق کند چرا که ممکن است ايران با توجه به اشراف به موقعيت منطقه تسليحاتي مخصوص، توليد کرده باشد که قدرت دفاعي ناوهاي آمريکايي براي رويارويي با آن ها آماده نباشند عدم توانايي در محاسبه هزينه هاي رويارويي نظامي با ايران به آمريکا اين پيام را مي دهد که نمي داند خطر بازي نظامي با ايران چقدر است.

۲ . برنامه ريزي چندبعدي آمريکا براي فضاسازي عليه ايران و وارد کردن فشار برايران حتي نتوانست براي تشديد جدي تحريم ها مانند تحريم بين المللي بانک مرکزي موثر واقع شود چرا که هم تهمت ترور سفيرعربستان در آمريکا حتي مورد تمسخر رسانه هاي آمريکايي قرار گرفت و هم گزارش آمانو باهمه تبليغاتي که روي آن صورت گرفت به قدري غيرحقوقي بود که نتوانست جرياني قوي عليه ايران ايجاد کند. طبيعي است که در اين فضا بايد باور کنيم وزير دفاع آمريکا موضع واقعي کشورش را اعلام کرد که : « حمله نظامي به ايران تبعات جدي دارد، برتحريم ها متمرکز مي شويم»

3. نبايد از اين نکته مهم غافل شد که طرح ايجاد سپرموشکي يکي از راهبردهاي مهم آمريکا براي زمينه سازي حمله به ايران است تا بدينوسيله يکي از سه محور اصلي مقابله نظامي ايران را کم اثر کند بديهي است که اين راهبرد هنوز فقط روزکاغذ است.

۴ . شرايط منطقه و دلمشغولي هاي گسترده ناشي از بيداري اسلامي از يک طرف باعث شده است آمريکا نتواند تمرکزش را برايران بگذارد چه برسد به حمله نظامي و از طرف ديگر رويارويي نظامي با ايران مشابه جنگ 33 روزه و 22 روزه جايگاه اسلام گرايان را در منطقه تقويت مي کند موضوعي که با راهبرد اصلي آمريکا و اسرائيل تضاد کامل دارد.

۵ . واقعيت اين است که در شرايط فعلي اقتصاد پاشنه آشيل غرب است ابعاد اقتصادي حمله نظامي به ايران به قدري گسترده است که مي توان مدعي شد تنها همين دليل کافي است که اطمينان داشته باشيم آمريکا و اروپا نه خود به فکر حمله به ايران مي افتند و نه اجازه مي دهند اسرائيل چنين فکري را در سربپروراند در اين بحران اقتصادي که اروپا و آمريکا را به شدت به خود مشغول کرده است تصور اينکه شوک افزايش سرسام آور قيمت نفت که در کمترين حالت مي تواند ناشي از بسته شدن تنگه هرمز به مدت طولاني باشد، چه بلايي بر سر اروپا و آمريکا مي آورد، پشت هر سياستمدار و تحليل گر غربي را مي لرزاند شايد اين جمله رهبرانقلاب که پاسخ ايران به هرتجاوز و حتي تهديد به گونه اي خواهد بود که «متجاوزان را از درون متلاشي خواهد کرد» ناظر به همين مساله و بحران هاي اجتماعي و سياسي ناشي از اعتراضات گسترده مردمي اين کشورها خواهد بود که بي ترديد تصميم گيران غربي نيز نمي توانند اين بحران ها را در محاسباتشان در نظر نگيرند و بعيد به نظر مي رسد به استقبال تجمعات خياباني و بحران هاي اجتماعي خودساخته بروند.

۶ . براي دليل انتشار خبر احتمال حمله موردي اسرائيل به تاسيسات هسته اي ايران مي توان سه گمانه را مطرح کرد اول اينکه تمام اين ماجرا جنگ رواني عليه ايران است دوم اينکه اسرائيل خودسرانه تصميم حمله به ايران براي جلوگيري از غيرقابل دسترس شدن تاسيسات هسته اي ايران داشته است و آمريکا به دليل مخالفت با اين حمله احتمالي با درز دادن خبرش از يک طرف باعث جلوگيري از حمله اسرائيل شده و از طرف ديگر جو رواني سنگيني را عليه ايران آغاز کرده است سومين گمانه اين است که انتشار اين اخبار براي سنجش نوع واکنش احتمالي ايران و تصميم گيري بعدي متناسب با آن توسط آمريکا و اسرائيل صورت گرفته است. تکليف گمانه اول يعني صرفا تبليغاتي بودن ماجرا و نبود تصميمي مبني بر حمله که روشن است و فرض درستي گمانه دوم يعني درز دادن خبر توسط آمريکا نيز به طور طبيعي احتمال حمله را منتفي مي کند چرا که نشان دهنده مخالفت آمريکا با حمله و پيشگيري از آن توسط اين کشور است و در صورت درستي گمانه سوم يعني انتشار اخبار حمله به نيت حساسيت سنجي نيز بايد گفت واکنش صريح، مقتدرانه و فراگير مقامات ايراني، به گونه اي بود که در محاسبات دشمن اين اطمينان ايجاد شد که ابعاد واکنش نظامي ايران محکم، گسترده وغيرقابل پيش بيني خواهد بود و چون فرض اين گمانه ارزيابي از واکنش ايران است در اين حالت نيز نتيجه روشن است از مجموع بررسي اين سه گمانه مي توان اين گونه جمع بندي کرد که در بدترين حالت اگر اسرائيل واقعا تصميم به حمله نظامي به تاسيسات هسته اي ايران را داشته است اين احتمال اکنون منتفي شده است.

۷ . از همه اين دلايل مهمتر توجه به اين نکته است که آنچه توسط مسئولين و رسانه هاي غربي مطرح شده است حمله همه جانبه و فراگير به ايران نيست چرا که براي حمله فراگير زمينه سازي هاي گسترده داخلي و بين المللي زيادي بايد صورت گيرد که حتي نشانه اي از آن هم ديده نمي شود همه بحثي که برخي مطرح مي کنند تنها حمله موردي به برخي تاسيسات هسته اي ايران توسط اسرائيل است ماهيت حمله موردي نيز به گونه اي است که بايد ناگهاني و غيرمنتظره باشد تا هم ايران آماده دفاع و واکنش متقابل نباشد و هم ابعاد جهاني آن براي اسرائيل و آمريکا قابل کنترل باشد با اين وصف همانطور که اشاره شد گر چه نمي توان مدعي شد که از ابتدا چنين مساله اي در دستور کار اسرائيل يا حتي آمريکا نبوده است اما مي توان يقين داشت اگر بنا بود چنين حمله اي نيز صورت گيرد با علني شدن موضوع قطعا منتفي شده است.

اشتراک گذاری :
گزارش خطا
ارسال نظر