ابر و باد و مه و خورشید و فلک درکارند تا که سودی در بورس به دست نیاوری !

با بررسي اوضاع اقتصادي و سياسي جوامع بشري امروز خصوصا" در آمريکا ,اروپا و خاور ميانه و رو به وخامت گذاشتن وضعيت اقتصادي در امريکا و کشورهاي اروپائي بالاخص يونان و ايتاليا و احتمال سرايت آن به فرانسه , آلمان و ديگر شرکاي اقتصادي آنها بواسطه بلوکه شدن سرمايه هاي بانکها و شرکتهاي بزرگ به عنوان شريانهاي اقتصادي اين کشورها در اقتصاد بيمار يونان از يک طرف و اعتراضات گسترده ناشي از جنبش وال استريت در آمريکا از طرف ديگر شرايطي را بر اقتصاد جهاني حاکم گردانيده که اميد چنداني به بهبود آن درآينده نزديک نخواهد بود و اين شرايط ناخواسته مي تواند وضعيت بحران اقتصادي سال 1929 ميلادي را با تداوم حدود 15 سال و پيامدهاي ناگوار آن را در اذهان زنده کند.
از سوي ديگر شرايط حاکم بر خاور ميانه و اعتراضات گسترده در کشورهاي عربي که خود بر بي ثباتي وضعيت اقتصادي منطقه افزوده و از سوئي نيز به بحران اقتصادي در آمريکا و کشورهاي اروپائي بواسطه منافع آنان در خاور ميانه دامن مي زند, خود گواهي بر کم رنگتر شدن اميد به بهبود شرايط در آينده نه چندان دور مي باشد.
از آنجائيکه هيچ کشوري قادر به اداره اقتصاد خود بصورت کاملا" مستقل نبوده و قطعا" براي ادامه حيات خود نياز به تعامل اقتصادي با ديگر ممالک دنيا دارد لذا بايد پذيرفت که شرايط حاد اقتصادي حاکم بر مناطق مورد اشاره مي تواند بطور مستقيم و غير مستقيم بر ديگر کشورها از جمله کشورمان تاثيرات مخربي بگذارد.
از بعد سياسي نيز با توجه به فشار آمريکا و متحدان آن از جمله کشورهاي غربي در اعمال تحريمهاي اقتصادي بر ايران و نيز تهديدهاي گسترده در خصوص موضوع انرژي هسته اي و تصويب قطعنامه در آژانس انرژي اتمي بر عليه ايران نمي توان به آينده بازار بورس خوشبين بود چرا که تمام وقايع فوق مي تواند واکنشهاي سريع بازار بورس را به همراه داشته باشد خصوصا" آنکه تجربه حضور در بازار بورس نشان داده است که واکنشهاي بازار به اخبار مثبت با تاني و زودگذر بوده ولي اين واکنشها در خصوص اخبار منفي سريع و قدري پايدار بوده است.
کاهش شاخصهاي مالي جهاني و افت قيمت فلزات طي حدود 6 ماه گذشته عوامل مهمي در رکود بازار بورس ايران بواسطه کاهش حاشيه سود شرکتهاي فلزي معدني که جميع آنها وزنه سنگيني از سرمايه بازار را به خود اختصاص داده اند به شمار مي آيند و در مقابل افزايش قيمت طلا و ارز و سرازير شدن سرمايه هاي بازار بورس به خريد اين اقلام خود مزيد علتي براي رکود بيشتر بازار بورس کشور شده است.
جداي از اتفاقات منطقه اي مسائل داخلي از جمله اختلاس در بانکها و يا خروج منابع و رفتارهاي مشابه به عنوان يک عامل مستقيم در رکود بازار بورس با توجه به حضور اکثريت بانکهاي دولتي و خصوصي با سرمايه هاي کلان در تابلوي معاملات از يک سو و عدم شفافيت در پيکره بازار بورس و عدم پاسخگوئي به موقع ومناسب مسئولين بازار در اين خصوص و نيز عدم پيگيري در ارتباط با گزارشات ضد و نقيض شرکتها ,خود عامل بسيار مهمي در اتخاذ تصميمات اشتباه بتوسط فعالان خرد بازارمي باشد که همين امر از دست رفتن سرمايه هاي ريز و درشت اين دسته از معامله گران را باعث گشته و از طرفي حاکميت بلامنازع حقوقي ها برفعالان حقيقي و جز بازار و بهره بردن از رانتهاي اطلاعات شرکتهاي بورسي و نبود حمايتهاي به موقع همگي دست به دست هم داده اند تا اشتياق حضور در بازار خصوصا" براي فعالان حقيقي کم رنگتر از هر زماني گردد.
آنچه در اين ايام به نظرمي رسد ابر و باد و مه و خورشيد و فلک براي ساماندهي بازار سرمايه بر خلاف گذشته ها همکاري و تعاملاشان را از دست داده اند و به نظر نمي رسد که توانائي درآوري ناني براي فعالان بازار را داشته باشند!
لذا به نظر مي رسد که مسئولين محترم بازار در اين شرايط حساس بيش از پيش حساسيت خود را در جهت مديريت بهينه بازار افزايش داده و با تعامل و همکاري ساير نهادهاي موازي و شرکتهاي قدرتمند بورسي ضمن جلوگيري از هر نوع عدم شفافيت در روند معاملات , حمايت مضاعفي از بازار به عمل آورده تا تاثير پذيري بازار را از وقايع برشمرده به حداقل رسانده و از اين طريق معامله گران را به حضور در بازار بيش از پيش تشويق نمايند.
عبدالحسين زعيم زاده
