کاهش نرخ بيکاري، واقعی یا دل خوشی؟
بر اساس گزارش مرکز آمار نرخ بيکاري از 13.6 درصد در تابستان ۸۹ با 2.5 درصد کاهش به 11.1 درصد در تابستان ۹۰ کاهش يافته است. با اين حال تأمل در جزئيات محاسبات نرخ بيکاري نشان مي دهد که اين کاهش چندان مثبت نبوده است. اجازه بدهيد نخست به برخي جزئيات آمار اين گزارش و نحوه محاسبات اشاره اي کنيم.
بر اساس نحوه محاسبات مرکز آمار، نرخ بيکاري اين گونه محاسبه مي شود: جمعيت شاغل تقسيم بر جمعيت فعال اقتصادي. تعريف شاغل چنان که پيش از اين اعلام شده و البته از سوي بسياري از صاحبنظران مورد انتقاد قرار گرفته بود، شامل هر فردي مي شود که در هفته مورد بررسي مرکز آمار حداقل يک ساعت در هفته به کار اشتغال داشته باشد. جمعيت فعال اقتصادي نيز شامل کليه افرادي است که آمادگي اشتغال دارند. برخي از اين افراد شاغل هستند و برخي با وجود پيگيري براي اشتغال، بيکار هستند.
به عبارت ديگر مي توان گفت: «جمعيت فعال اقتصادي = جمعيت شاغل + جمعيت بيکار متقاضي شغل»آن چه در گزارش مرکز آمار علاوه بر کاهش نرخ بيکاري اشاره شده است کاهش نرخ مشارکت اقتصادي است که از 39.1 درصد در تابستان ۸۹ به ۳۷ درصد در تابستان ۹۰ کاهش يافته است.
نرخ مشارکت اقتصادي عبارت است از: جمعيت فعال اقتصادي تقسيم بر کل جمعيت در سن کار. کاهش نرخ مشارکت اقتصادي به معناي کاهش جمعيت فعال اقتصادي است. به عبارت روشن تر گزارش مرکز آمار نشان مي دهد نرخ بيکاري کاهش يافته است ولي نه صرفا به اين دليل که بخشي از بيکاران شاغل شده اند، بلکه اين گزارش نشان مي دهد برخي افراد از جمع بيکاران به جمع افرادي که با وجود بيکاري متقاضي شغل نيستند اضافه شده اند. اين پديده زماني اتفاق مي افتد که بخشي از افراد جامعه که توان کار دارند، به دلايلي دنبال شغل نباشند که اين دلايل احتمالي عبارتند از:
۱ - نااميدي از پيدا کردن شغل؛ ممکن است بخشي از جمعيت در سن اشتغال پس از مدتي جستجو براي يافتن شغل به دليل پيدا نکردن هر گونه شغل يا شغل مناسب، نااميد شوند. به عنوان مثال بخشي از زنان که ممکن است متکي بر درآمد شغلي شوهران خود باشند، فقط در صورتي شاغل شوند که فرصت شغلي مناسبي از لحاظ منزلت شغل يا درآمد کافي و يا ساعت کار مناسب بيابند و اگر چنين شغلي پيدا نکنند ترجيح دهند خانه دار باقي بمانند.
۲ - ممکن است در شرايطي که شغل مناسبي براي بخش هايي از جامعه نظير روستائيان به دليل مشکلاتي نظير خشکسالي سال هاي گذشته پيدا نشود، اين افراد با توجه به تعداد زياد افراد خانوار که باعث بهره مندي آنان از يارانه نقدي بيشتري مي شود، درآمد بدون فعاليت يارانه را به کسب درآمد پرزحمت از کشاورزي و دامداري گرفتار خشکسالي ترجيح دهند.
خوانندگان دقت کنند که يارانه دريافتي براي يک خانوار روستايي به عنوان مثال ۶ نفره در ماه حدود ۲۵۰ هزار تومان است که اگر با کمک هاي نهادهاي حمايتي نظير کميته امداد همراه شود مي تواند نيازهاي اندک و هزينه هاي به مراتب کمتر يک خانوار روستايي را در برابر يک خانوار شهري کفاف دهد. اين نکته قابل ذکر است که بر اساس گزارش چند ماه قبل بانک مرکزي بيش از ۵۰۰ هزار فرصت شغلي در بخش کشاورزي به دليل خشکسالي سال هاي ۸۷ و ۸۸ از دست رفت.در هر صورت به نظر مي رسد کاهش جمعيت فعال اقتصادي براي اقتصادي که نيازمند رونق بيشتر و حرکت جهادي است و مي خواهد رشد اقتصادي ۸ درصدي را طي برنامه پنجم تجربه کند ضروري است و مسئولان اقتصادي بهتر است به جاي دل خوش کردن به آمار کاهش نرخ بيکاري و ارائه آمارهايي درباره ايجاد شغل در سال گذشته و امسال تدبيري جدي درباره خروج بخشي از افراد خيل جمعيت فعال به افراد نااميد از يافتن شغل بينديشند.
گزارش خطا
0 پسندیدم
ارسال نظر
اخبار روز
خبرنامه
