با ادامه سیاست های فعلی، دیگر خواب خرید سکه را هم نمی بینید!
فرهاد راد: در اقتصاد کشورهای کمتر توسعه یافته برای این که دقیقا بتوانیم میزان سطح رفاه عمومی جامعه را محاسبه کنیم نباید همانند اقتصاد کشورهای توسعه یافته و پیشرفته به سراغ آمارهای کلان اقتصادی، اجتماعی، آموزشی در بخش های متفاوت جامعه رفت بلکه باید با کمی دقت و نکته سنجی شریان های اصلی که پدیدآورنده و یا معیاری از رفاه اقتصادی و سرمایه گذاری برای بخش عمده ایی از مردم هستند را کشف کرد.
در کشور
ما از گذشته تا به حال چند پارامتر پررنگ برای سرمایه گذاری و پیامد آن سنجش رفاه
اقتصادی مردم در طی دوران های مختلف وجود داشته است.
سیکلهای زمانی سرمایه گذاری در ایران
همگان به یاد دارند که در دهه
60 زمین و مستغلات، ماشین، ارز، سکه و طلا و حتی اقلام مصرفی مردم با انبار کردن و
احتکار از سوی سودجویان بی اخلاق در زمان جنگ برای عده ایی سودآوری فراوانی به
وجود آورده بود.
در دهه 70 اوضاع کمی سامان یافته تر شد و تمرکز بیشتر به روی ارز
و طلا و سکه از سویی و املاک از سوی دیگر
ادامه یافت.در بازه زماني 1374 تا 1376، رشد قيمت مسكن خيلي بيشتر از رشد قيمت
طلا بود و اين حقيقت پس از آن تاريخ به صورت ديگري تغيير وضعيت داد و از سال 1376
تا اواسط سال 1378 رشد قيمت طلا
بيشتر از مسكن بوده است.
در خلال سال هاي 1378 لغايت 1383 شاهد حقيقت افزايش رشد قيمت مسكن و شاخص بورس نسبت به طلا بودیم و پس از آن تاريخ باز هم تا سال 1385، رشد قيمتي بازار طلا، گوي سبقت را از بازار مسكن ربود. از سال 1385 نيز تا 1387، همانطوري كه همه به خاطر دارند،روند رشد قيمتي بازار مسكن آنچنان شدتي گرفت كه ظرف يك سال از 25% به بيش از 80 درصد در سال 1386رسيده است.
پس از سياست هاي بازدارنده دولت به منظور كنترل قيمت مسكن، باز هم شاهد رشد قيمت طلا نسبت به مسكن بودهايم تا جايي كه حتي در سال 1388، رشد قيمتي بازار مسكن به رقم منفي نيز رسيده است. البته در دهه 80 با ورود سیم کارت های تلفن همراه شرایط برای سرمایه گذاری کمی متنوع تر شد و خرید و فروش مسکن به طرز اعجاب برانگیزی سود آور شد و عده ایی توانستند ره صد ساله را چند ساله طی کنند.
یک سرمایه گذاری مطمئن در سی سال گذشته
اما در طی بیش از 30 سال گذشته بخصوص در طی سالیان اخیر یک نوع سرمایه گذاری تقریبا برای همه مردم ایران قابل اعتماد و تا چندی پیش سهل الوصول تر بود و به عنوان نمادی از پس انداز و انباشت سرمایه در خانواده های ایرانی با هر توان از سطح معیشت و حقوق ماهانه همیشه وجود داشت و دارد و آن هم خرید و فروش سکه بهار آزادی که این روزها از مرز 630 هزار تومان هم گذشته است.
در ادامه این گزارش با مقایسه قیمت سکه بهار آزادی و نرخ رسمی حداقل حقوق مردم عادی جامعه ایرانی قصد داریم در سه دوره که شامل دو سال قبل از پایان ریاست جمهوری دولت هاشمی رفسنجانی یعنی سال 1374، سید محمد خاتمی سال 1382 و محمود احمدی نژاد در سال ششم از دوره دوم ریاست جمهوری سال 1390 توان خرید و پس انداز سکه بهار آزادی از سوی مردم را نسبت به حداقل حقوق دریافتی رسمی ارزیابی کنیم.
دوره ریاست جمهوری هاشمی رفسنجانی
قیمت سکه تمام بهار آزادی در سال 1374 زمان ریاست جمهوری هاشمی رفسنجانی براساس آمار رسمی موجود، 44 هزار و 169 تومان می باشد و حداقل دستمزد کارگران نیز 25 هزار و 446 تومان تعیین شده بود و فاصله بین حداقل حقوق دریافتی با قیمت تمام شده یک سکه بهار آزادی 18 هزار و 723 تومان می باشد و تقریبا با دریافت سایر مزایای شغلی خرید سکه یک پس انداز بدون دردسر جلوه می کرد.سکه طلا در طول این دو دوره بیش از سه و نیم برابر شده است .

دوره ریاست جمهوری سید محمد خاتمی
حداقل دستمزد در سال 1382 در دوره ریاست جمهوری سید محمد خاتمی مبلغ 85 هزار و 338 تومان از سوی وزارت کار و امور اجتماعی اعلام شده است و در این سال قیمت سکه تمام بهار آزادی نیز 86 هزار و 150 تومان می باشد. اوضاع در این دوره بسیار فوق العاده از لحاظ خرید سکه و برابری میزان دستمزد و توان خرید این کالای سرمایه ایی در بین مردم بود بطوری که فاصله نرخ حداقل دستمزد ماهیانه بدون در نظر گرفتن سایر مزایای شغلی با قیمت سکه تمام بهار آزادی تنها کمتر از 1000 تومان باشد و دقیقا 812 محاسبه می شود و می توان از آن به عنوان دست یافتنی ترین دوره خرید سکه با در نظر گرفتن میزان دستمزد نام برد. البته ما در تمام این دوره ها سایر معیارهای اقتصادی دیگر همچون تورم و اوضاع سیاسی اقتصادی کشور را در نظر نمی گیریم.سکه طلا در طول این دو دوره بیش از سه برابر شده است .

دوره ریاست جمهوری محمود احمدی نژاد
حال نگاهی می اندازیم به دوره سوم و ریاست محمود
احمدی نژاد که از سال 1384 آغاز شده است.در سال 1390 نرخ رسمی حداقل دستمزد 330
هزار و 300 تومان اعلام شده است و نرخ سکه تمام بهار آزدی که ابتدای سال به 500
هزار تومان رسیده بود در حال حاضر از 630 هزار تومان هم فراتر رفته است و تفاوت
بین این دو حداقل 300 هزار تومان است و تقریبا می توان معادل یک ماه حقوق بودن در
نظر گرفتن سایر مزایا بیان کرد که این فاصله قدرت خرید را مشکل و پیچیده می کند.سکه طلا در طول این دو دوره بیش از پنج برابر شده است .

مقایسه سه دوره ریاست جمهوری
اگر در دوره ریاست جمهوری هاشمی رفسنجانی و اوضاع اقتصادی آن زمان یک کارگر با حداقل دستمزد 25 هزار تومان به هر ترتیبی بود می توانست با کمی برنامه ریزی مالی اقدام به خرید سکه بهار آزادی کند و در دوره سید محمد خاتمی با حداقل دستمزد 85 هزار و 338 تومان و نرخ سکه 86 هزار و 150 تومان یک کارگر با کمی مدیریت در هزینه های جاری اقدام به خرید سکه می کرد اما حال در سال 1390 که حداقل دستمزد 330 هزار تومان است و قیمت سکه بهار آزادی از 630 هزارتومان هم گذشته است و هیچ بعید نیست در آینده ایی نزدیک به 850 هزار تومان هم برسد همچنانکه در معاملات آتی در بورس کالا این رقم را به خود دیده و در نتیجه خرید سکه به یک رویا تبدیل شده است که هر روز دست نیافتنی تر خواهد شد.

به هر حال این گزارش ساده قصد به چالش کشیدن
برنامه های دولت فعلی و یا تایید سیاست های اقتصادی دولت های قبلی را ندارد چرا که
هر یک نقاط ابهام برانگیز و افتخار آمیز مخصوص به خود را دارند چون به طور طبیعی دولت
ها در دوره های متفاوت دارای سیاست و برنامه های اقتصادی خاص خود هستند. اما مشکل
اصلی آن جایی خود را نشان می دهد که در کشورهای کمتر توسعه یافته با تغییر دولت
ها، سیاست های اقتصادی نیز تغییر می کند و اساسا هر چیزی اهمیت دارد غیر از برنامه
های صحیح و اصولی دولت های پیشین که بعضی از آن ها ومقبولیت عام و خاص خود را در
چرخه اقتصاد نشان و اثبات کرده است.
به هر حال باید امیدوار بود که هر دولتی با هر برنامه ایی که قصد خدمت به مردم را دارد با اعمال کار آمدترین سیاست ها بتواند آسان ترین معیشت و اقتصاد خانوار را برای مردم ارائه دهد.
