وقتی درها به روی آقای رئیس بسته می شود!
کارشناسان اقتصادی معتقدند که عنان بازار ارز از دست بانک مرکزی خارج شده و بازگشت به وضعیت مطلوب به سادگی ممکن نیست چه اینکه هدف مطلوب و واحدی هم در دست نیست.
بهمنی در این مدت از افزایش تزریق ارز به بازار گرفته تا کنترل واردات و مدیریت تعرفه واردات تا تغییر معاونت ارزی بانک مرکزی را دستور کار قرار داد تا بلکه آرامش را به بازار ارز کشور بازگرداند اما آنچه مسلم است، سیاستگذاریهای اقتصادی وی نشان از آن دارد که کوچکترین علاقهای به دانش رایج اقتصاد و رفتار مستقل از قدرت سیاسی متغیرهای اقتصادی وجود ندارد.
تعارض اهداف دولت با آموزههای دانش اقتصاد
اما کارشناسان این بیاعتنایی و نادیده گرفتن آموزههای علم اقتصاد را به این دلیل میدانند که برخی اهداف دولت با آموزههای دانش اقتصاد به تعارض میرسند و البته دولت ترجیح میدهد اهداف خود را به هر شکل پیگیری کند. در همین مساله چند نرخی شدن ارز و روند فزاینده قیمت ارزهای معتبر به ریال، این شبهه را به وجود میآورد که بازار ارز ابزاری برای پیگیری سایر اهداف دولت شده است و میتواند پیامدهای مخاطرهآمیزی را بر اقتصاد تحمیل کند.
بازار ارز درحالی این روزها نظاره گر نرخهای متفاوتی است که رویههای دنبال شده از سوی بانک مرکزی موجب شده تا نرخ دلار در بازار ثباتی نداشته باشد و هر روز نرخ جدیدی را به ثبت برساند.
اما سیاستهای انقباضی آقای بهمنی به بازار ارز ختم نشد و آتش آن دامن گیر سکه هم شد. رئیس کل بانک مرکزی که معتقد بود اصلا حبابی قیمت سکه در کشور وجود ندارد، به صورتی محدود به حراج سکه در بانک کارگشایی اقدام کرد، اقدامی که به باور همگان ادامه همان روشهای انقباضی در بازار است.
این اتفاقات درحالی روی میدهد که فعالان صادراتی کشور بارها از مسئولان و سیاستگذاران ارزی کشور درخواست داشتهاند تا ارز در بازار داخلی با ثبات همراه باشد.
دولت به بهانه کنترل، اقتصاد تحت سیطره میگیرد
یحیی آل اسحاق رئیس اتاق بازرگان میگوید که چند نرخی شدن ارز زمینه حضور بیش از پیش دولت در اقتصاد را فراهم میآورد چرا که دولت به بهانه کنترل بازار ارز وارد عمل شده و بسیاری از فرآیندهای اقتصادی را تحت سیطره خود میگیرد که به عنوان مثال میتوان به قیمت گذاری کالاها و دخالت بیش از حد دولت در بازار به بهانه کنترل اشاره کرد که این هزینههایی برای نظام خواهد داشت که به مراتب بالاتر از هزینه کنترل نرخ ارز است.
گرچه نمیتوان منکر تمایل دولت به بالا ماندن نرخ ارز شد، دلیل آن هم این است که عرضه کننده عمده انحصاری ارز بانک مرکزی است و این امر هم معنایی جز افزایش درآمدهای دولت ندارد ولی باید خطاب به آقایان یادآور شویم که شاید نرخ ارز صرف نظر از بالا یا پایین بودنش میتواند به سود واردات یا صادرات باشد اما «ثبات» آن نباید فدای سود بازرگانی شود. چرا که افزایش نرخ ارز موجب بالا رفتن هزینه تمام شده تولید کالاهای داخلی و کاهش قدرت رقابتپذیری این کالاها در بازار داخلی خواهد شد.
مخلص کلام آنکه آقای رئیس کل! به جای رفتن به راههای رفته شدهای که از پیش نتیجه آن هم مشخص است، راه چارهای بیندیشید، یادم میآید دوستی پیشنهاد داده بود که این آقایان برای یکبار هم که شده بر سر مزار محسن نوربخش حاضر شوند و با قرائت فاتحهای، آموزههای اقتصادی او را مطالعه کنند و با اتمام سیاستهای غلط ارزی و تغییر مدیریتها، سوت پایان صعود ارز را به صدا در آورند.
گزارش خطا
0 پسندیدم
ارسال نظر
اخبار روز
خبرنامه
