نظر موسوی لاری راجع به انتخابات
وی در پاسخ به این سئوال که مشاركت مردم را در چه ميبينيم، اظهار داشت: من به همين دليل گفتم كه ما اگر اصل ششم، اصل هفتم و اصل ۱۰۱ تا ۱۰۷ قانون اساسي را نگاه كنيم در اصل ششم اتكاي نظام به رأي مردم است. يعني تمام هرم مديريت كشور بايد از طريق مردم انتخاب شود، از رهبري گرفته تا رييسجمهور و بقيه اركان ادارهكننده. پس مبناي شكلگيري نظام سياسي، رأي مردم است، علاوه بر اينكه براي ابراز رأي نمادهايي وجود دارد. يكي از نمادهاي ابراز رأي مردم، انتخابات است نه اينكه اگر ما واژه انتخابات را تكرار بكنيم مشكل انتخابات و رأي مردم حل ميشود. اگر سالي ۱۰ بار هم انتخابات برگزار شود ولي آن انتخابات براساس قوانين موضوعه كشور نباشد انتخابات نيست.
لاری تاکید کرد: پس وقتي ما ميگوييم انتخابات بهعنوان يك نماد از حضور و مشاركت مردم است، مردم در اين حضور و مشاركتشان چه ميخواهند بگويند؟ ميخواهند بگويند كه مديريت كشور متكي به رأي ماست، قانون اساسي اين را گفته و در آنجا به صراحت اعلام شده. هر كسي در اين نظام ميخواهد نقشي داشته باشد، بايد به اين مردم تكيه داشته باشد. پس مردم حق جابهجايي مديريتها را دارند. مردم حق دارند به يك شخصي بگويند امروز باش و فردا نباش. اگر انتخابات اين قدرت را يعني قدرت جابهجايي مديريت و تغيير مديران را داشته باشد و مردم از طريق حضور پاي صندوقهاي رأي بتوانند به اين خواسته برسند اين انتخابات معناي واقعي خودش را دارد و اين مشاركت، مشاركت واقعي است.
وزیر کشور دولت اصلاحات ادامه داد: اگر احزاب بيايند و مديريت كشور را برعهده بگيرند و نظام حزبي، نظام تشكيلدهنده دستگاه اجرايي باشد هر حزبي با يك مرامنامه ميآيد، با يك شعار مشخص و برنامه مشخص ميآيد. مردم به آن حزب و برنامههايش رأي ميدهند. وقتي هم كه اين حزب وارد كار شود مطالبات مردم متوجه اين حزب ميشود. اگر اينها نتوانستند در عرصه فرهنگي، سياسي، سياست داخلي، خارجي مسايل امنيتي و غيره كار خودشان را به پيش ببرند مردم اين حزب را مواخذه ميكنند و بار ديگر اين حزب از طريق مردم جواب منفي دريافت ميكند. ولي متاسفانه چون تحزب جاي خودش را باز نكرده ما با اين مشكل روبهرو هستيم. اين حرف، حرف درستي است.
وی با اشاره به تحزب گرایی در دولت اصلاحات گفت: دولت اصلاحات ميخواست بگويد ما حزب را مزاحم خودمان تلقي نميكنيم بلكه وجود احزاب را بهعنوان نهادهاي ناظر و منتقد بهعنوان يك فرصت تلقي ميكنيم كه ضعفهاي ما، عيبهاي ما، كمي و كاستيهاي ما را بتوانند بيان بكنند. براي ما فرقي نميكرد كه اين حزب از جناح راست يا از جناح چپ باشد، از موتلفه اسلامي باشد يا مجاهدين انقلاب باشد. در اين مقطع احزاب سعي كردند خودشان را بازيابند ولي فرصتشان بسيار كم بود، دولت مستعجلي بود و بعدش هم دولت بعدي اصلا اين حرفها را قبول نداشت و به كلي همه آنها بافتهها و همه آنها رشتهها دوباره پنبه شد.
موسوی لاری افزود: اصلا اينكه ما بخواهيم يك فعاليت آرام گورستاني داشته باشيم كه هيچ دعوا و درگيري در آن نباشد مطلوب نيست. شما ديديد در همين ايام كه بالاخره جريان اصلاحطلب كنار گذاشته شد كه مجبور شدند يك جبهه پايداري درست كنند كه بالاخره بگويند اختلاف هست. همينهايي كه به احزاب گذشته نقد ميكنند خودشان براي اينكه بتوانند فعاليتشان را متنوع نشاندهند و داراي سليقههاي متفاوت و احترام به سليقههاي متفاوت را براي خودشان قايل شوند، آمدند يك حزب تشكيل دادند.
وی در پایان بیان داشت: شما ديديد گاهي در پارلمانهاي دنيا نمايندگان با هم درگيري فيزيكي هم پيدا ميكنند. اين به اين معنا نيست كه پارلمان را تعطيل كنيم چون ممكن است دو نماينده با هم درگير شوند. اين نميشود. يعني به خاطر نقيصهها نميشود اصل يك حركت را زير سوال برد، بايد آن نقيصهها را برطرف كرد.
گزارش خطا
0 پسندیدم
ارسال نظر
اخبار روز
خبرنامه
