بورس‌نیوز(بورس‌خبر)، قدیمی ترین پایگاه خبری بازار سرمایه ایران

      
پنجشنبه ۲۷ بهمن ۱۳۹۰ - ۰۹:۴۸

ايران را با يورش نظامي نمي‌توان از بين برد؛ به انتخابات فكر كنيد

کد خبر : ۶۰۶۸۰
بولتن نيوز:  در سال 1970 ميلادي يعني در دوران جنگ سرد و اوج نبرد ايدئولوژيك- تسليحاتي اردوگاه شرق و غرب، كميته‌اي توسط استراتژيست‌هاي برجسته‌ي غرب تشكيل شد به نام «كميته‌ي خطر جاري». در اين كميته، افرادي چون «نییوت گینگریچ» (رئیس سابق مجلس نمایندگان)، «جورج شولتز» (وزیر امور خارجه دولت ریگان)، «جان لیبرمن» (سناتور دموكرات)، «جان كیل» (سناتور جمهورى‏خواه)، «جوزف شولتز» (از سناتورهاى برجسته آمریكایى)، «جیمزوولسى» (رئیس اسبق سازمان جاسوسى آمریكا)، «جورج تنت» (از مدیران برجسته سازمان سیا و مسؤول بخش خاورمیانه)، «جوزف بایدن» و «مایكل لدین» (از عناصر افراطى یهودیان آمریكا)، «مادلین آلبرایت» (وزیر امور خارجه اسبق آمریكا)، «كنت پولاك» (مدیر تحقیقات مركز سیاست خاورمیانه‏اى سابان در مؤسسه بروكینگز و همچنین مدیر مؤسسه مطالعه خاور نزدیك، وابسته به یهودیان هوادار اسراییل)، «مارك پالمر» (از استراتژیست‏هاى آمریكایى كه در كاخ سفید از وى به عنوان یكى از نوآوران سیاست خارجى آمریكا نام مى‏برند) و «كاندولیزا رایس»، وزیر قبلي امور خارجه آمریكا كه در آن زمان، قائم‏مقام پنتاگون در حوزه آسیاى قفقاز و اتحاد جماهیر شوروى بود، حضور داشتند.  

هدف از تأسیس این كمیته، ارائه‌ي راهبردي براي حل كردن مسابقه‌ي تسليحاتي بين دو ابرقدرت آن زمان يعني آمريكا و شوروي بود. اعضاء اين كميته با تأكيد بر اين‌كه هرگونه اقدام نظامي و سخت، منجر به يك جنگ هسته‌اي تمام عيار خواهد شد كه موجب تخريب كل كشورهاي جهان مي‌شود، تنها راه حل ممكن را نبرد و جنگ در ميدان منازعات نرم دانستند.

پس از فروپاشي شوروي و ايدئولوژي چپ، اين كميته كه گويا به اهداف خود دست يافته بود به حالت تعليق در آمد. اما بعد از واقعه‌ي ساختگي 11 سپتامبر، اين كميته با عناصري چون مارك پالمر، كنت پولاكف، مارتین ایندیك، ریچارد پرل، داگلاس فیث، كاندولیزا رایس و مارك گرچت مجددا شروع به كار كرد. محور اصلي مباحث مطروحه در اين كميته بعد از 11 سپتامبر، حول محور مسائل ايران مي‌چرخد.

«مارك پالمر» از استراتژیست‏‌هاى معروف آمریكایى كه در دولت‏‌هاى نیسكون، فورد، كارتر، ریگان و بوش پدر در وزارت خارجه مشغول به كار بود و در دولت كلینتون و دوره‌ي اول بوش پسر نيز در خارج از مجموعه‌ي دولت به طراحى ابتكارات جدید سیاست خارجى مشغول بود و هم‌چنين سال‏‌ها براى رؤساى جمهور و وزراى خارجه‌ي آمریكا نطق مي‌نوشت - كه معروف‌‏ترین آن‌ها نطق‏‌هاى هنرى كیسنیجر است- درباره‌ي چگونگي مواجهه با ايران معتقد بود:

«ایران به لحاظ وسعت سرزمینى، كمیت جمعیت، كیفیت نیروى انسانى، امكانات نظامى، منابع طبیعى سرشار و موقعیت جغرافیایى ممتاز در منطقه خاورمیانه و هارتلند نظام بین‏الملل، به قدرتى كم‏نظیر تبدیل شده است كه دیگر نمى‌‏توان با یورش نظامى، آن را سرنگون كرد.»

بنابراین «پالمر» و اعضاى كمیته‌ي صلح جارى معتقد بودند همان راه‌كاري كه در مواجهه با ابرقدرتي چون اتحاد جماهير شوروي اتخاذ كردند بايد در مقابل ايران هم پيش بگيرند. يعني استفاده از ابزار «جنگ نرم» و «فروپاشي از درون» جمهوري اسلامي ايران. آن‌ها در گزارش خود كه با عنوان «ایران و آمریكا، رهیافت جدید» منتشر شد، براي نيل به اين هدف، سه تاكتيك را در 15 محور مد نظر قرار دادند: «دكترین مهار»، «نبرد رسانه‏اى» و «ساماندهى نافرمانى مدنى».

اگر چه در سال‌هاي بعد از 11 سپتامبر، رگه‌هايي از عملياتي كردن اين پروژه را مي‌توانيم رديابي كنيم اما شايد بهترين نمونه‌ي عيني آن در ماجراي حوادث بعد از انتخابات 88 اتفاق افتاد.

در فتنه‌ي 88 ملاحظه كرديم كه چگونه محورهاي عمليات رواني و جنگ نرم دشمنان انقلاب اسلامي توسط پياده‌سواران آنان در داخل كشور حادث شد. فتنه‌گران و هوادارن موسوم به جنبش سبز براي رسيدن به اهداف خود از تاكتيك‌هايي چون دروغ، شايعه‌سازي، فريب، خبرسازي، راه‌اندازي كارناوال‌هاي انتخاباتي، تعيين رنگ انتخاباتي، بزرگ‌نمايي، اغوا و ارائه‌ي نظرسنجي‌هاي ساختگي و... استفاده كردند. هر چند تمامي اين اقدامات با درايت و هوشياري رهبر انقلاب و حضور ميليوني مردم در روزهايي چون روز قدس، 9 دي و 22 بهمن خنثي شد اما به نظر مي‌رسد با توجه به نزديك شدن انتخابات مجلس نهم، بار ديگر اين افراد درصدد اجراي اقداماتي در جهت مخدوش كردن فضاي انتخاباتي و به تبع آن ايجاد تنش و تشنج در جامعه هستند.

تأمل در اتفاقاتي كه در ماه‌هاي اخير در كشور به قوع پيوست اين موضوع را نشان مي‌دهد كه اگر چه ممكن است راه‌كارها و سناريوهاي ايجاد فتنه و تنش در جامعه، در پاره‌اي موارد متفاوت از فتنه‌ي 88 باشد اما همگي آن‌ها در ذيل همان پازل و تاكتيك كلي ياد شده مي‌گنجند. بدين معنا كه اپوزيسيون سعي مي‌كند با استفاده از نيروهاي داخلي و پياده نظام داخل كشور به اهداف اصلي خود برسد.

ذكر اين نكته بديهي است كه دشمنان انقلاب و فتنه‌گران خارج‌نشين به خوبي مي‌دانند كه به دليل ساختار استثنائي جمهوري اسلامي كه مبتني بر رابطه‌ي عميق «امام- امت» است به هيچ‌وجه نمي‌توانند در «بلند مدت» ضربه‌اي به جمهوري اسلامي وارد كنند پس سؤال اين‌كه چرا باز هم دست از اعمال خود بر نمي‌دارند؟ چرا باز هم روز و شب در حال برنامه‌ريزي براي ضربه زدن به جمهوري اسلامي هستند؟

جواب سؤال اين است كه آن‌ها دل‌خوش به اهداف «كوتاه مدت» خود هستند. سياسيون و استراتژيست‌هاي غربي به خوبي دريافته‌اند كه در حال حاضر تنها الگويي كه توانايي بازتوليد فرهنگي- سياسي در منطقه و جهان را دارد «الگوي انقلاب اسلامي» است. چرا كه الگوي نظام كمونيستي كه سال‌ها پيش فروپاشيده و از بين رفته و الگوي جايگزين آن يعني نظام ليبرال سرمايه‌داري نيز در حال حاضر با بحران‌هاي شديد مالي، اقتصادي، سياسي و اجتماعي مواجه است و عن قريب است كه به همان بلاي كمونيسم دچار شود. بنابراين تنها آلترناتيو باقيمانده، الگوي انقلاب اسلامي است كه تجربه‌ي موفق بيش از سه دهه را دارد. پس غرب مجبور است براي آن‌كه اين الگو را زير سؤال برده و آن را ناكارآمد نشان دهد، طرح‌ها و برنامه‌هايي را براي اخلال در اين سيستم پي‌ريزي كند. همين كه آنان بتوانند در اين برهه از زمان الگوي انقلاب اسلامي كه حالا چشم همه‌ي انقلابيون منطقه به آن است را ناكارآمد نشان دهند برايشان كافي است. انتخابات بهترين زمان ممكن براي عملياتي كردن اين طرح‌ ناكارآمدي است.

براي نشان دادن اين ناكارآمدي، ابتدا از محور «تحريم» انتخابات شروع كردند. اما ديدند كه بر خلاف پيش‌بيني‌ها و طرح‌هايي كه ريخته بودند انتخابات نهم مجلس شوراي اسلامي با استقبال پر شور گروه‌ها و جريان‌هاي سياسي موجود در كشور مواجه شد. هنگامي‌كه ديدند اين طرح با شكست مواجه شده است در صدد آن برآمدند كه انتخابات پيش‌رو را تبديل به يك «چالش امنيتي» براي جمهوري اسلامي كنند. موضوعي كه تا به حال چندين بار وزير محترم اطلاعات خطر آن را گوش‌زد كرده‌ است.

بر اين اساس آنان سعي مي‌كنند تا با استفاده از ظرفيت خود در بين نيروهاي اصلاح‌طلب و گروهك انحرافي، دست به ايجاد آشوب و بحران در كشور بزنند. برنامه‌ها و طرح‌هاي اجراي اين پروژه مي‌تواند در حالت كلي تحت همان موضوعات ياد شده در فتنه‌ي 88 باشد. مسائلي چون نافرماني مدني، بزرگ‌نمايي، اغوا و فريب و... از اين دست موضوعات‌ند كه همگي مردم ايران بايد هوشيار باشند.

از طرف ديگر يكي از پروژه‌هايي كه توسط آنان در حال انجام است و شايد مخصوص اين انتخابات است و پيش از اين بدين نحو سابقه نداشته است، پروژه‌ي انشقاق و اختلاف ميان جبهه‌ي بزرگ اصول‌گرايان اعم از جبهه‌ي متحد، جبهه‌ي پايداري و جبهه‌ي همبستگي است.

بهترين حالت براي خنثي كردن اين پروژه، اجماع و اتحاد جبهه‌هاي مختلف اصول‌‌گرايي و ارائه‌ي ليست واحد انتخاباتي بود. اما حال كه اين اتفاق واقع نشده است بر همه‌ي اصول‌گرايان فرض است حداقل سعي كنند تا از تنش‌ها و بگو مگوهاي سياسي كه پيامدي جز اختلاف و در نتيجه رسيدن دشمنان به اهداف خود ندارد كاسته و به جاي تخريب يكديگر، به ارائه‌ي برنامه‌هاي جبهه‌ي خود بپردازند. اصول‌گرايان فراموش نكنند هرگونه حركت نادرست تنها به سود دشمنان و فتنه‌گران و به تبع آن اصلاح‌طلبان و گروهك انحرافي است.
اشتراک گذاری :
گزارش خطا
ارسال نظر