دیپلماسی اقتصادی از داخل شروع شود
همشهری ماه/شماره 92: مجتبی خسروتاج سابقه سیسال حضور در عرصه تجارت خارجی را دارد. او در دولت هشتم، رئیس سازمان توسعه تجارت بود و اینک یک فعال بخش خصوصی است. خسروتاج در این گفتوگو دیپلماسی تجارت خارجی ایران را روایت میکند و به بیان بایستههایی از این موضوع میپردازد.
شما تجربه حضور سیساله در عرصه تجارت خارجی ایران را داشتهاید. بنابراین شاید بهتر باشد برای شروع از سالهای جنگ تحمیلی و شرایط حاکم بر آن دوران بگویید و اینکه سیاست خارجی، چهگونه روابط اقتصادی ایران را شکل داد؟
در ایام دفاع مقدس، روحیهای خاص در میان مدیران میانی وجود داشت که صمیمیت در فضای کاری را ایجاد میکرد. اگر این روحیه وجود نداشت، امکان مقاومت و مقابله با فشار تحریمها و جنگ تحمیلی وجود نداشت. فرض کنید یک کشتی به منطقه جنگی قرار است وارد شود و خدمه کشتی از حمله هوایی به آن نگراناند. در آن زمان حتی مسوولان روی عرشه کشتی حضور مییابند تا نگرانی آنها را کمتر کنند. بهطور کلی سینرژی ناشی از یکدستی و وحدت در مقابل وضع فوقالعاده جنگ موجب چنین رویکردی بود.
طرفهای تجاری ایران چهگونه انتخاب میشدند؟
ببینید ساختار تجارت خارجی بعد از انقلاب نیازمند این بود که طرف خارجی مورد بازنگری و حساسیت قرار بگیرد. به همین دلیل واردات کشور بعد از انقلاب به دست مرکز تهیه و توزیع کالا بود. بههرحال نوعی از تقسیمبندی بلوکی در تجارت خارجی هم وجود داشت که روابط تجاری با کشورهای بلوک شرق را پوشش میداد و در عین حال با کشورهای اسلامی نیز مراودات تجاری ایجاد میشد.
یکی از وظایف ما در بخش تجارت خارجی این بود که حجم تجارت ایران را با توجه به این ملاحظات بیشتر به سمت بلوک شرق ببریم. صادرات ایران محدود به نفت بود اما واردات کشور به صورت کنترلشده و محدود از بلوک شرق انجام میشد. البته سعی میشد که به صورت آگاهانه روابط تجاری با این دسته کشورها در حجم خاص تعریف شود.
نقش تحریمها در به کارگیری چنین رویکردی چهقدر تأثیرگذار بود؟
بله تحریمها هم بود. مثلاً یکی از مشکلات آن دوران بیمههای جنگی بود. بیشتر کشتیهای حامل کالاهای اساسی وارداتی حاضر به ورود به آبهای ایران نبودند و مطالبه بیمه بیشتری داشتند. برای حل این مشکل حملونقل زمینی بهویژه از طریق ترکیه، گزینه اصلی کشور قرار گرفت و شبکه حملونقل زمینی ایران در آن زمان رشد بالایی را تجربه کرد.
شما در دوران ریاستجمهوری آقایهاشمی در صنعت پتروشیمی حضور داشتید. دیدگاه دولت وقت در توسعه این صنعت با استفاده از انتقال تکنولوژی چهگونه بود؟
بهطور کلی دوره سازندگی با سرمایهگذاریهای وسیعی که در کشور صورت گرفت همراه شد. خیلی از کشورها هم برای حضور در ایران داوطلب شدند. شرکتهایی از ایتالیا، فرانسه یا اسپانیا بعد از آتشبس به ایران آمدند و برخی تجهیزاتی را که در ایران ساخته نمیشد در داخل راهاندازی کردند. حضور این کشورهای اروپایی بهویژه در بخش نفت و پتروشیمی ایران بسیار چشمگیر بود. البته در آن زمان فعالیتهای مربوط به پتروشیمی بیشتر شد.
دلیل این اوجگیری فعالیتهای اقتصادی خارجیها در ایرانچه بود؟ مکانیزم تشویقی برای این کشورها در نظر گرفته شده بود؟
به هر حال در مجموعه دولت و مدیران میانی این جمعبندی وجود داشت که باید برای سازندگی و تولید و عمران حرکت کرد. نگاه غالب این بود که میتوان از این مزیت استفاده کرد و اشتغالزایی داشت. البته تفکر اسلامی هم به مراوده با دنیا تأکید میورزد و نمیشود در همه چیز خودکفا بود.
رویکردی که به آن اشاره میکنید در دوره اصلاحات ادامه پیدا کرد؟
در دوره آقای خاتمی رویکردی وجود داشت که به نظر من مبتنی بر اعتماد متقابل بود. ببینید نمیشود به کشوری گفت بیا جنس ما را بخر و بعد هم علیه آن کشور موضع داشت. برای حضور در میان رقبا باید رفتار عقلایی داشت. یک بازاریاب ساده باید شیک و تمیز و آدابدان باشد.
شما نگاه کنید حجم پروژههای خدماتی که در کشورهای اروپای شرقی ایجاد شد در این دوره بود. در پاکستان، هندوستان، در کشورهای حاشیه خلیج فارس، در آسیای میانه، حجم پروژههای صادرات خدمات عمرانی و فنی بالا بود.
در بخش صادرات خدمات عمرانی و فنی یک پروژه از یک کشور گرفته میشود، کل قرارداد به نام کشور پیمانکار ثبت میشود. این اشتغالزاست. ارزش افزودهاش به مراتب بالاتر از کالایی است که صادر میشود. اگر سیاست توسعه صادرات قرار است در اولویت باشد مجبوریم بازاری ایجاد کنیم که مبتنی بر اعتماد متقابل باشد.
اگر شما امروز از یک صادرکننده ایرانی بپرسید که کدام کشور را برای صادرات کالا ترجیح میدهد قطعاً میگوید من ترجیح میدهم به جایی بروم که نگران بازگشت سرمایهام باشم. وجود تردید در فضای اقتصادی مشکلات بسیاری را ایجاد میکند.
برای توسعه صادرات و حضور در بازارهای جهانی باید روابط خود را بر اساس سیاست تنشزدایی تنظیم کنیم. شرکتهای بسیاری در آغاز دهه 80 در حوزه انرژی و صنعت در ایران حضور داشتند. شاید اگر این شرکتها همچنان در ایران باقی میماندند در مقابل تحریمها مقاومت میکردند.
به هر میزان ارتباطات یک کشور توسعه پیدا کند و در قالب موافقتنامههای مختلف شرایط حضور سرمایههای خارجی تقویت شود به همان میزان کشور در مقابل تحریم مصون میشود. کشور موقعی لطمه میخورد که این ارتباطات کم باشد. اگر یک کشور اروپایی حجم بالایی از کار را در ایران به عهده داشت به این راحتی وارد بازی تحریمها میشد؟
رویکرد وزارت بازرگانی در دورهای که از آن دفاع میکنید به چه سمتی بود؟ هماهنگکننده بود یا برنامهریز؟
در آن دوران وزارت بازرگانی اعتقاد داشت اهرمهای اقتصادی باید به دست وزارت امور خارجه باشد و همه بخشهای اقتصادی یک نوع دیپلماسی را شکل بدهند.
بر همین اساس هم کشورها انتخاب میشد؟ یعنی رویکرد به کشورهایی به مانند آمریکای لاتین هم در آن زمان مطرح بود؟
اگر به تاریخ روابط بینالملل ایران دقت کنید در شرایط عادی هیچوقت کشورهای آمریکای لاتین بهدلیل هزینههای لجستیک بالا بهعنوان اولویت مطرح نبودهاند. بههرحال این چنین رویکرد به کشورهای آمریکای لاتین دلایل خاص خود را دارد.
یعنی در زمان جنگ تحمیلی هم رویکرد به این کشورها وجود نداشت؟
حتی در ایام جنگ هم هیچوقت ظرفیت آن چنانی در این کشورها دیده نمیشد تا به عنوان یک شریک تجاری پرسود دیده شوند. چون پتانسیلی در مراودات تجاری با این کشورها وجود ندارد. مثلاً همین الان اگر بخواهید با کشور اکوادور رابطه تجاری داشته باشید جز میوههای خاص انتخاب بهتری ندارید.
درباره کشورهایی مانند برزیل، آرژانتین یا اروگوئه چهطور؟
موضوع برخی کشورها مثل برزیل و آرژانتین فرق میکند. برزیل از ابتدای انقلاب برای واردات کالای اساسی مورد نظر ایران بوده است. آرژانتین و اروگوئه هم به همین ترتیب. اینها از اول انقلاب جایگزین آمریکا شدند و حجم بالایی از کالا از این کشورها وارد میشد. بعد از انقلاب این سه کشور جای آمریکا را گرفتند.
درحالحاضر این سه کشور، کشورهای هدف تجاری ایران نیستند اما پتانسیل سیاسی برای ایران دارند. البته همین الان هم تاجران و فعالان بازرگانی ترجیح میدهند در فعالیتهای تجاری با کشورهای همسایه گشایشی برایشان ایجاد شود تا اینکه به آن سوی آمریکای لاتین بروند.
گزارش خطا
0 پسندیدم
ارسال نظر
اخبار روز
خبرنامه
