ماجرای مشاعره آقا به زبان عربی
عصرایران: این دیدار یعنی شعرخوانی من و صحبتهای رهبر حدود پنج دقیقه طول کشید اما چیزی که در رسانه دیده میشود در حد یک دقیقه است و ایشان مستقیم جواب ندادند. ایشان بعد از شنیدن شعرهای من کمی در مورد قالب «ابوذیه» برای حضار توضیح دادند.
قاسم منصور آل کثیر
مرتضی حیدری آل کثیر متولد ۱۳۶۲ و از شاعران شهر حر (بیت چریم) از توابع شهرستان شوش دانیال در خوزستان است.
آل کثیر را بیشتر به خاطر اشعار فارسیاش میشناسند. او بیشتر در قالبت آئینی میسراید. اما در سرایش شعرعربی نیز بین شاعران عرب شناخته شده است.
این شاعر تاکنون چندین بار موفق به شرکت در جلسات شعر با حضور رهبر انقلاب بوده است. حیدری آل کثیر کارشناس ارشد زبان و ادبیات فارسی است که شعر را از سال ۷۷ به طور جدی شروع کرد و از ۸۱ وارد عرصه حرفهای ادبیات فارسی کشور شد و توانست پنج مجموعه شعر فارسی به چاپ برساند.
اولین کتابش در سال ۱۳۸۶ چاپ شد. وی توانست در خلال شرکت در کنگرههای ادبی مقامهای متعددی را کسب کند. در سال ۱۳۸۶ در جشنواره بین المللی شعر فجر رتبه برتر را در بخش آئینی کسب کرد و در جشنواره شعر نبوی که در سال ۱۳۸۵ در مشهد برگزار شد جز برگزیدههای این جشنواره انتخاب شد. آل کثیر در جایزه قدس و کنگره دفاع مقدس و جایزه سراسری شعر جوان نیز رتبه اول را کسب کرده است.
در کارنامه شعری او علاوه بر چاپ آثار فراوانی در نشریات، مجموعه شعرهای کتاب «خورشید در عبای تو پیچیده است» که در سال ۸۶ جز هفت کتاب برتر جایزه قیصر امینپور بود، «دیر آمدی بهار»» که گزیدهای از سه کتاب قبلی به علاوه ۱۸۰ صفحه شعر منتشر نشده است که گزیده شعرهای او است. یک کتاب دیگر در قالب نثر ادبی به نام «تشنه در ابر» که در سال ۸۸ منتشر شد. «سرفه خونین تفنگی در باد» نیز از دیگر کتابهای چاپ شده آل کثیر است.
این شاعر توانست جایزه کتاب سال دفاع مقدس سال ۸۶ را کسب کند. او همچنین مجموعه شعری به نام «پایتخت جهان» که مجموعهای از غزلها و شعر سپید که رویکردی اجتماعی دارند را به چاپ رسانده است.
با او درباره شعر آئینی و تجربه شعرخوانی در محضر مقام معظم رهبری گفتگوی انجام شده که از زیر آمده است.
مرتضی حیدری را در کدام گونه از شعر طبقه بندی کنیم؟
من در خلال شعرهایی که در زبان عربی سرودم بیشتر موفق شدم نوحهها و مرثیههای خود را در دو کتاب به نام دموع و دماع یک و دو که در بازار هست و مداحها از آن استفاده میکنند را به چاپ برسانم. اما اشعار عربی جدی من با موضوع آزاد و اجتماعی هم به لهجه محلی عربی و هم به زبان فصیح هنوز موفق به چاپشان نشدم.
من در دو حوزه کار میکنم اما بیشتر تخصص و درسم در زبان فارسی است و بیشتر موفقیتهایی که کسب کردم در شعر فارسی است.
اما هنوز اشعار جدی عربی شما به بازار نیامده است.
به این دلیل است که اشعار فارسیم خیلی من را مشغول و سرگرم کردند و مرتب به دنبال این هستم که مجموعهای را بتوانم چاپ کنم که فضایی جدیدی از شعرهای من را به دیگران معرفی کند. دغدغه من بیشتر در شعر فارسی است؛ به خاطر اینکه حرکتی را شروع کردم و همگام با دیگر هم نسلان خودم یک رسالتی را بر دوش داریم و شنونده من بیشتر در ایران است. اما عربی مطئناً مخاطبش بیشتر است و اگر بخواهیم جهانی فکر کنیم میبینیم که مخاطب شعر عرب در جهان بیشتر است به همین خاطر برای چاپ کتاب شعر عربی وسوسه و دقت من بیشتر میشود.
البته این به آن معنا نیست که چون چهار کتاب در فارسی چاپ کردم نشان از وسوسه کمتر دارد. به خاطر اینکه حجم بیشتری از مطالعه و اشعار من در زبان فارسی بوده به همین جهت حجم کارهای چاپ شده به زبان فارسی از من بیشتر است. اما در زبان عربی هنوز در فضایی قرار نگرفتم که واقعاً احساس کنم باید یک مجموعه را چاپ کنم با اینکه تعداد اشعار عربیم میتوانند یک مجموعه را تشکیل دهند.
گفتید که بیشتر شاعر فارسی هستید اما بارها نزد رهبر انقلاب به عنوان شاعر عرب حضور پیدا کرده بودید.
بله من از سال ۱۳۸۶ تا کنون نزدیک به هفت یا هشت مرتبه توفیق پیدا کردم که در محضر رهبر باشم و دو بار توفیق شعر خوانی را داشتم. بار اول در سال ۸۶ و بار دوم در سال ۹۰ بود اما بار دوم بیشتر رسانهای شده و حتی به کشورهای عربی همچون لبنان هم رسیده و کشورهای عربی دیگری که علاقمند به رهبری هستند این تصویر را دیدهاند.
جدیداً از من به عنوان شاعر عرب نیز استفاده و یاد میکنند یا برای گفتن مرثیههای عربی و چه برای سرودن در محافلی مثل بیداری اسلامی که از شاعران عرب دعوت میشود از من نیز دعوت به عمل میآورند. من از این قضیه خیلی خوشحالم، به هر حال فرصت پیدا میکنم که در زبان مادری خودم ذوق خود را امتحان کنم و فرصتی است تا بتوانم فضاهای جدیدی را در شعر تجربه کنم.
از مشاعره خودتان با رهبر انقلاب بگویید؟
این دیدار یعنی شعرخوانی من و صحبتهای رهبر حدود پنج دقیقه طول کشید اما چیزی که در رسانه دیده میشود در حد یک دقیقه است و ایشان مستقیم جواب ندادند. ایشان بعد از شنیدن شعرهای من کمی در مورد قالب «ابوذیه» برای حضار توضیح دادند. شعر من به امام زمان (عج) تقدیم شده بود و یک فضای شعر آئینی فارسی در جلسه ایجاد شده بود.
در جلسه فضای بسیار زیبای عرفانی حکم فرما بود و همه دوست داشتند شعر آئینی بشنوند و حتی ممکن بود یک شعر متوسط نیز جای خودش را در بین شنوندهها باز کند و واقعا آن فضا ایجاد شد و من هم به واسطه اینکه دوستان اطلاع داشتند که شعر فارسی میگویم منتظر بودند که شعر فارسی بسرایم اما قبل از جلسه مجری به من گفته بود که دوست داریم شعر عربی شما را بشنویم و من هم از این موضوع استقبال کردم و تنها نگران این بودم که نکنه حضار بدلیل عربی بودن شعرم متوجه شعر نشوند، در نهایت به خدا توکل کردم و شعرم را خواندم اما قبل از آن توضیح دادم که این شعر در قالب «ابوذیه» است و میدانستم رهبر از این قالب اطلاع دارد.
قبل از مراسم هم با اساتیدی مثل استاد عباس حزباوی مشورت کردم و آنها گفتند که اگر «ابوذیه» بخوانی بهتر است. وقتی شروع به شعر خوانی کردم از همان اول حضار جلسه همراه من بودند و حس میکردم که حضار گوش میدهند و لذت میبردند نه از معنا بلکه از موسیقی کلمات و با توجه به تجربه خودم در شعر میدانستم که حضار به خاطر اینکه اهل ذوق بودند با من همراه هستند و رهبر از باقی حضار بیشتر همراهم بود چون قبلا این قالب را شنیده بودند و حتی ابوذیههاای را حفظ بودند، بعد از اینکه شعر خوانیم تمام شد، مورد استقبال و تشویق رهبر قرار گرفتم. بعد از آن رهبر به توضیحاتی درباره این قالب شعر پرداخت و گفتند که این قالب در خوزستان و در آن منطقه بیشتر جریان دارد و اهالی آنجا در محافل و مجالس از این قالب استفاده میکنند که دارای چهار مصرع است که سه مصراع اولش از سه جناس تام تشکیل شده و هر کدام یک معنای خاص دارد و در آخر هم به یک مصرع تمام میشود که در همه این قالب این قانون رعایت میشود و سپس گفتند که من در سال ۴۲ با تعدادی از شاعران عرب خوزستان زندانی بودم و این ابوذیه را از شاعران عرب خوزستانی شنیدم و خیلی از آن خوشم آمد.
رهبر از این شعر استقبال کرد به خاطر اینکه ایشان خودشان شاعر و اهل ذوق هستند و چند ابوذیه را حفظ کردهاند و در خلال صحبتهایشان این ابوذیه عاشقانه عرفانی را میخوانندکه باعث بهت همه جلسه شد:
» إلبدر شع ابجبینک والله لیله
إلبرد بشفاک یدعج والله لیله
مضت لیله ابوصالک والله لیله
عثربیها الدهر واحواک لیه
ماه کامل در حسن تو تابید و نمایان شد
و دانههای باران بر لبان تو به گوهرهای گرانبها میمانست
در وصل تو شبی بر من گذشت که با همهٔ شبها تفاوت داشت
شبی که روزگار حواسش نبود و تو را نصیب من کرد
و من واقعا شگفت زده شدم که رهبر اینقدر کامل و دقیق از قالب ابوذیه با خبر باشند و دیگر اینکه ابوذیهای با این عنوان و این مذمون در جواب من بدهند و از ابوذیه لذت بردم، چون این ابوذیه تا حدودی عاشقانه بود.
گفتید که بیشتر اشعار شما فارسی و آئینی است. چرا برخی فکر میکنند استقبال از این سبک شعر پایین است؟
اگر شما در عمق ادبیات کشور و در عمق جریان سرایش شعر باشید متوجه میشوید که این موضوع عکس است یعنی ما فکر میکنیم که استقبال از شعر آئینی کم است و وقتی استقبال از هیئتهای مذهبی را ببینید متوجه میشوید که خیل عظیمی از مردم مخاطب مستقیم شعر آئینی هستند.
ما در هر شهر حداقل ۱۰۰ مداح داریم و اینها همه از اشعار آئینی شاعران جوان استفاده میکنند و این نشان میدهد که خیلی از شاعران جوان به این گونه ادبیات میل دارند و دوست دارند شعر آئینی بگویند. انگیزههای زیادی وجود دارد برای این موضوع. البته قبول دارم در جاهایی کم استقبال میشود. فضای ادبی فکر میکند که شعر آئینی کمتر استقبال میشود ولی واقعا شعری که مردم بیشتر گوش میدهند آئینی است.
چرا این فضا وجود دارد؟
باید به تاریخ برگردیم. ببینید من با اسم شعر آئینی مشکل دارم. ما یک نوع شعر مذهبی داریم که این شعر زیر مجموعه شعر آئینی است. وقتی شما راجع به خدا شعر عاشقانه بگویید خود به خود زیر مجموعه شعر آئینی میشود.
شعری که کمتر مورد استقبال قرار گرفته شاید شعر مذهبی باشد و شعرا فکر میکنند که اگر به این شعر بپردازند شعرشان ضعیف میشود. در صورتی که اینطور نیست و ضعف و قوت شعر به خود شاعر بر میگردد و نه به موضوع شعر.
بله همینطور است، مثلا «الجواهری» شاعر مذهبیای نیست اما میگویند قویترین شعری که سروده در وصف امام حسین (ع) است. نظر شما چیست؟
درسته. در تاریخ کسایی هستند در شعر عربی که کسی نمیتواند منکر آنها شود و شعر آئینی گفتهاند. مثلا «دعبل خزاعی» از شعرای بزرگ عرب بود که شعر آئینی میگفت. یا فرزدق شاعری که در جواب هشام در دفاع از امام سجاد (ع) شعر معروفش را سرود که از بزرگان شعرای عرب در جهان عرب است.
حسان بن ثابت که درباره موضوع غدیر شعر میگوید و همه در تاریخ ثبت شدهاند. «الحمیری» و «کمیت» اینها شاعرانی هستند که در جهان شناخته شده هستند که به شعر آئینی پرداختند، حتی کسی مثل «نزار قبانی» که یک شاعر مسیحی - سوری است و اصلا از دور به اسلام مینگرد باز هم شعرهایی در وصف امام حسین (ع) و امام علی (ع) سروده است که از بهترین قصاید ایشان هستند. بنا بر این شعر هیچ مرزی و حصاری ندارد و هر آدمی با هر فکر میتواند شعر آئینی بگوید. و اگر استقبال کم شده این پنداره در فضای شعر وجود دارد و در واقع اینچنین نیست.
وضعیت شعر آئینی را در خوزستان چگونه میبینید؟
بعد از انقلاب اسلامی یک عده از شاعران رویه شعر سبک نیمایی را ادامه دادند، البته شاعران بزرگی بودند که از فضای شعر آئینی محروم بودند مثل اخوان ثالث، فروغ فرخزاد، نیما یوشیج و سهراب سپهری اینها به لحاظ سبک هنری واقعا بالا هستند. اما کمتر به شعر آئینی پرداختند و کسانی که ادامه دهنده آنها بودند خواسته یا ناخواسته تحت شعاع این جریان قرار گرفتند و کمتر به این نوع شعر پرداختند.
اما بعد ازانقلاب شاعرانی همچون موسوی گرمارودی، طاهره صفارزاده، علیرضا قزوه، علی میرشکاک و بسیاری از شعرای دیگر در قالب شعر نو ادبیات آئینی را بیدار و برجسته کردند. گرمارودی در وصف امام علی (ع) آثار فاخر زیادی دارد یا سید حسن حسینی یک شعر بسیار زیبا در وصف امام حسین (ع) سروده است.
اما شعر خوزستان چند جریان و طیف دارد و طیفی که کمتر به شعر آئینی میپردازد از نظر کمی بیشتر از طیف مقابل هستند. شاعرانی مثل حبیب الله معلمی را داشتیم که آئینی میسرودند و اشعارش ماندگار است. اما حالا این وضعیت تعدیل شده و غالب جوانان شعر آئینی میسرایند.
اما در شعر عربی خوزستان هیچ شک و شبیه وجود ندارد و من به جرات میگویم که صد در صد شاعران عرب خوزستان ذاتاً شاعر آئینی - مذهبی هستند و افتخارشان به این است که یک قصیده برای حضرت ابوالفظل (ع) بسرایند.
این موضوع نیز دلیل دارد. شاعر منتقل کننده احساسات مردم است و وقتی وارد زندگی مردم عرب خوزستان بشوید، متوجه عشق وافر آنها به اهل بیت میشوید و این مردم نمیتوانند این علاقه را پنهان کنند و همیشه آن را ابراز کردهاند و آن را یکی از افتخارات خود میدانند. پس کسی که از بین این مردم شعر بگوید از همین مردم است و احساسات همان مردم را بر زبان میآورد.
اما شاعران فارسی چون بیشتر به ادبیات غرب نگریستند کمتر به شعر آئینی میپردازند اما باز هم میگویم که بعد از انقلاب این موضوع تعدیل شد و بواسطه جنبش شعر هیئتی و آئینی جوانان بیشتر به شعر آئینی میپردازند. در نهایت امیدوارم گفتگوهای این چنینی باعث آسیبشناسی شود و شعر آئینی شعری پیشرو قرار گیرد که شاعران زیادی را تحت لوای خودش قرار دهد.
گزارش خطا
0 پسندیدم
ارسال نظر
اخبار روز
خبرنامه
