بورس‌نیوز(بورس‌خبر)، قدیمی ترین پایگاه خبری بازار سرمایه ایران

      
شنبه ۰۳ تير ۱۳۹۱ - ۱۴:۳۵

حرص، ویروسی از دنیای سرمایه داری

کد خبر : ۶۹۳۶۹
هر از چندی اخبار ناگواری به گوش می رسد که هم باعث تاثر روحی است هم عامل اندیشیدن در ریشه های شکل گیری آن. ذکر نمونه هایی از این اخبار می تواند مقصود این نوشتار را بهتر بیان کند. چندی پیش یکی از اتوبوس های در حال حرکت در مسیر ویژه اتوبوس های تندرو به دلیل سرعت زیاد و عدم امکان کنترل توسط راننده به جدول و درخت برخورد کرد و چندین نفر را به اورژانس فرستاد. اخیرا هم متاسفانه شنیدیم که خاله شادونه زمینه پر کشیدن سه کودک بیگاه و معصوم را فراهم کرد و سه خانواده در غم جانکاهی فرو رفته اند. این حوادث را از دو زاویه باید دید. یکی ظاهر ماجرا که سهل انگاری یا بی تدبیری اجرایی است و دیگری ریشه یابی ماجرا که می تواند گویای بخشی از دردهای مضمن اجتماعی ما باشد. ریشه هر دو این حوادث و دیگر اتفاقات مشابه در یک نیروی درونی نفس انسان نهفته که همان حرص است. و اگر مستقیما بخواهیم منظورمان را روشن کنیم باید گفت حرص به جمع کردن پول بیشتر.

این حرص وقتی حالت جنون آمیز به خود بگیرد باعث می شود راننده اتوبوس برای به چنگ آوردن طعمه های بیشتر بدون توجه به حد مجاز سرعت و داشتن دقت کافی گاز دهد و مسافران بیشتری را نصیب خود کند. این حرص جنون آمیز که همان ویروس منتقل شده از دنیای سرمایه داری است وقتی به مدیر برنامه خاله شادونه سرایت کند باعث می شود دیگر به کودکان با احساسات معصومانه همچون گوشت منجمد که می توان در فریزر با زور جایشان داد، نگریست و برای یک سالن هزار نفری، پنج هزار بلیط فروخت.(«الحرص یُزرى بالمروّة» حریص، مروّت و جوانمردى خود را از دست مى‏دهد)

حرص، همیشه با درجات مختلف در وجود آدمی بوده و خواهد بود(إِنَّ الْإِنسَانَ خُلِقَ هَلُوعاً (معارج،۱۹) همانا انسان، بى‏تاب و حریص آفریده شده است.) اما حرصی که زاییده دنیای سرمایه داری است همچون ویروسی انسانیت انسان را خدشه دار می کند. این حرص است که همه را روز و شب برای بیشتر کردن مانده تراز بانکی می دواند و همچون سراب هیچگاه آنها را راضی نمی کند(لیس لحریص غناء، حریص، هرگز بى نیاز نمى‏شود) و آرام و قرار برای انسان شهرنشین نمی گذارد.(«لا یلقى الحریص مُستریحاً» انسان حریص، آسایش و راحتى ندارد) همه در این شهرهای همچون قفس در یک رقابت دائمی قرار دارند: دویدن برای پول، مصرف کردن و به رخ دیگران کشیدن و حسرت از بهتر مصرف کردن دیگران و دوباره دویدن برای پول و تکرار مداوم داستان. اینها بیماری های واقعی زندگی شهری در دنیای مدرن سرمایه داری است که آرام و قرار را از انسانها گرفته و هر از چندی این انسان حریص برای افزایش تراز پولی خود حقوق دیگران و جایگاه انسانی دیگران را زیر پا لگد مال می کند.

با این بیماری چگونه باید برخورد کرد؟ اگر از دریچه دین بخواهیم داستان را آسیب شناسی کنیم که باید فاتحه اینگونه شهرنشینی دنیای مدرن را خواند و فقط به امید نگاهی از لطف و رحمت الهی بود. مدینه فاضله کجا و این زندگی شهری کجا، وَ مَنْ یُوقَ شُحَّ نَفْسِهِ فَأُولئِکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ کجا و این داستان های راز بقا در زندگی شهری کجا. پس اگر بخواهیم از رویکرد دین ومذهب وارد شویم تنها به محکوم شدن اخلاق مدرن شهری خواهیم رسید و لزوم رعایت تقوای جمعی.

بد نیست ببینیم خود غرب با این ویروس چگونه برخورد کرد. منطقا انسان در برابر هر ویروس وارداتی باید به دنبال یافتن واکسن آن هم باشد و در درجه اول ببیند خود آن جوامع زاینده این ویروس چه واکسنی برای آن ساخته اند. ظاهرا غرب برای کنترل این بیماری به قانون و نظارت سخت گیرانه بر اجرای آن رسیده است. به هر حال در دنیای مدرن سرمایه داری انسان های حریص که مزین به اخلاق مدرن سکولار هستند باید با یوق قانون نفس سرکش و حریص را مهار کرد. قانون رفتارها را کنترل می کند و جریمه تعدیل کننده نفس سرکش است.

چاره ای نیست وقتی دین از جامعه می خواهد که با تقوا مداری، برادرانه و انسان وار و بدون نیاز به مقررات کنترلی آزار دهنده زندگی کنید و جوابی نمی شنود دیگر باید به درمان قانون گرایی تن داد و با اجرای محکم قانون و نظارت دقیق، آن راننده بی مبالات و آن مدیر برنامه خاله شادونه و خاوری و امیر منصور و دیگران را مهار کرد. و این راه حل از روی ناچاری است و باید امید و تمنای آن روزگاری را داشت که انسان های متقی جامعه ای را ایجاد کنند که دیگر بحث از مقررات شهرنشینی و حقوق شهروندی موضوعیتی نداشته باشد، به امید آن روز و آمدن آن منتظر.
اشتراک گذاری :
گزارش خطا
ارسال نظر