بورس‌نیوز(بورس‌خبر)، قدیمی ترین پایگاه خبری بازار سرمایه ایران

      
دوشنبه ۰۵ تير ۱۳۹۱ - ۰۷:۴۳

زمان تعديل محدوديت‌هاي بازار فرا رسيده است

کد خبر : ۶۹۴۸۶
براي ايجاد نقدشوندگي در نمادهاي پيام و آزمايش احتمال ورود اين نمادها به بازار پايه وجود دارد
گروه بورس- عليرضا باغاني، محبوبه مغاني: «دامنه نوسان چهار درصدي، حجم مبنا و در نهايت كنترل قيمت سهام»؛ اين شرح حالي كوتاه از ابزارهاي كنترلي به كار گرفته شده در بورس تهران است.
به عنوان مثال اگر شما سهامدار مخابرات ايران يعني بزرگ‌ترين شركت بورس تهران با ارزش بازاري حدود 12 هزار ميليارد تومان هستيد، براي اينكه در يك روز از اين سهم 4 درصد سود دريافت كنيد لازم است كه 13 ميليون و 762 هزار و 97 برگه سهم اين شركت در بازار معامله شود. البته اگر معامله‌گر خوش‌شانسي باشيد مي‌توانيد در اين اوضاع و احوال بازار به فكر سود 4 درصدي باشيد اما شايد معامله بيش از 7/13 ميليون سهمي «اخابر» به زيان 4 درصدي شما در يك روز منتج شود. مسوولان بازار سرمايه ايران از ابتداي دهه 80 ابزارهاي كنترلي جديدي را به بورس تهران آوردند تا در مواقع حكم‌فرمايي هيجانات منفي و مثبت در بازار، اشراف كافي را بر آن داشته باشند و از افت و خيز هيجاني قيمت‌ها جلوگيري كنند. برآيند اين اتفاق شكل‌گيري حجم مبنا و دامنه نوسان در بورس تهران را به دنبال داشت.
در حال حاضر شركت‌هاي بورسي داراي دامنه نوسان 4 درصدي و حجم مبناي معين و مشخص بوده و شركت‌هاي فرابورسي هم بدون حجم مبنا، دامنه نوسان 5 درصدي را شاهد هستند.
محدوديت‌هايي كه البته بسياري از اهالي بازار سهام با توجه به پيشرفت‌هاي رخ داده در بازار خواستار تعديل يا حتي حذف آنها هستند. در گزارش پيش رو به بررسي آخرين وضعيت ابزارهاي كنترلي بازار سرمايه پرداخته‌ايم. در اين گفت‌وگو سيدعلي حسيني معاون سازمان بورس و اوراق بهادار در مقام يك كارشناس به ضرورت بازنگري و تعديل در اين ابزارهاي كنترلي اذعان مي‌كند.
اين گفت‌وگو را در ادامه بخوانيد:
با توجه به پيشرفت‌هاي رخ داده در بورس تهران و افزايش عمق بازار سهام، همچنين عدم وجود دامنه نوسان در فرابورس آيا براي رفع يا كاهش محدوديت‌هاي موجود در بورس تهران برنامه‌اي تعريف شده است؟ 
عمدتا پارامترهاي تنظيمي سيستم معاملات در اختيار هيات مديره بورس اوراق بهادار تهران است كه در صورت وجود پيشنهاد جديد اين مساله قابل بررسي است. در مراحل قبلي با پيشنهاد شركت بورس تهران دامنه نوسان افزايش يافت. اما انجام اين مساله بر اساس دستور‌العمل بايد با هماهنگي سازمان بورس صورت گيرد. در واقع پس از طرح پيشنهاد از سوي شركت بورس، دامنه نوسان با نظر و هماهنگي سازمان بورس تغيير مي‌كند. لذا در اين امر شركت بورس پيشنهاد‌دهنده است نه سازمان بورس. 
در حال حاضر شركت بورس براي تغيير دامنه نوسان و حجم مبنا درخواستي از شما نداشته است؟
در حال حاضر درخواست جديدي از سوي آنها ارائه نشده است.
به لحاظ كارشناسي و با توجه به جايگاه شما به عنوان مقام ناظر آيا زمان تعديل يا رفع محدوديت‌هاي موجود در بازار سرمايه فرا نرسيده است؟
ارزش روزانه معاملات خرد و بلوك در سه تا چهار سال گذشته از رشد خوبي برخوردار بوده است، به طوري كه اين رشد تقريبا هر سال نسبت به سال گذشته 50 تا 100 درصد بوده است. با توجه به اينكه دغدغه اصلي در مقوله افزايش دامنه نوسان رشد نقدشوندگي است، لذا اين مساله نشان مي‌دهد كه دامنه نوسان محدوديت جدي در نقدشوندگي نبوده است. اما موافقم كه در دوره زماني 3 ساله ضروري است كه پارامترهاي تنظيم‌گر بازار بازنگري شود، بر اين اساس شايد دامنه نوسان را بتوان كمي افزايش داد.
در مورد حذف حجم مبنا چه نظري داريد؟
حذف حجم مبنا در فرابورس مورد آزمايش قرار گرفت به گونه‌اي كه شاهديد كه در فرابورس حجم مبنا نداريم. به نظر مي‌رسد كه اين مساله در فرابورس مشكلي ايجاد نكرده است. به طور اصولي اگر شركتي سهام شناور آزاد كافي و واقعي داشته باشد كه البته برخي از سهام شناور آزاد موجود در معاملات روزانه بازار حضور ندارند، به عنوان يك كارشناس معتقدم حجم مبنا را مي‌توان از اين كه هست هم كمتر كرد. البته بورس واقعا حجم مبناها را كم كرده‌ است؛ در حال حاضر بزرگ‌ترين شركت‌هاي ما با حجم مبناي نه چندان زيادي مي‌توانند نوسانات روزانه خود را انجام دهند. اما در صورت افزايش سهام شناور حجم مبنا مي‌تواند كاهش و دامنه نوسان ارتقا يابد. 
آيا به حذف حجم مبنا اعتقادي داريد؟
شايد در بازار ما در اكثر شركت‌ها حذف حجم مبنا در شرايطي فعلي مناسب نباشد. شايد براي تعدادي از شركت‌ها از جمله شركت‌هاي بزرگ خوب باشد، اما نمي‌توان آن را براي همه شركت‌ها اعمال كرد. در بازار سرمايه بعد از 20 شركت بزرگ يك دفعه وزن شركت‌ها كاهش مي‌يابد. در واقع 20 شركت بيشترين تاثير را در روند شاخص و معاملات بازار دارند. وقتي پرتفوي بازار از چنين وضعيتي برخوردار است، نمي‌توان يك قاعده را با اطمينان براي همه رعايت كرد. لذا براي تعدادي از شركت‌ها شايد بتوان حجم مبنا را اگر حذف هم نكرد، كمتر كنيم. اما براي برخي از شركت‌ها شخصا اعتقاد ندارم كه حجم مبنا را بايد برداشت. 
فرابورس خواستار طراحي شاخصي به طور مستقل از بورس تهران است، آيا شرايط كنوني موقعيت مناسبي براي طراحي شاخص فرابورس است؟
به نظر من اختصاص شاخص براي اين بازار مقداري زود است. علت آن هم اين است كه وزن شركت‌هاي پذيرفته شده همچون همراه اول و چند شركت ديگر در بورس از ديگر شركت‌ها بيشتر است و در واقع بخش عمده‌اي از ارزش فرابورس ناشي از اين شركت‌ها است. لذا مي‌توان گفت كه پرتفوليوي فرابورس سبد متوازني نيست. به لحاظ تعدادي نيز تعداد شركت‌هاي پذيرفته شده در اين بازار هنوز كافي نيست. به طور مثال بايد تعداد اين شركت‌ها به 70 تا 80 شركت افزايش يابد تا وجود شاخص از توجيه آگاهي بخشي برخوردار باشد. لذا اگر طراحي شاخص از پايه و اساس درستي برخوردار نباشد، نه تنها به هدف اصلي خود نمي‌رسيم، بلكه اثر منفي نيز بر اين بازار مي‌گذارد. بر اين اساس شايد هنوز ايجاد اين شاخص براي اين بازار زود باشد.
به طور متوسط فرابورس روزانه از معاملات حدود 30 ميليارد توماني برخوردار است، يعني يك سوم معاملات بورس تهران با توجه به ارزش 90 ميليارد توماني معاملات روزانه بورس تهران در زمان رونق.
ضمن اينكه نبايد معاملات سهام را با اوراق مشاركت و صكوك مقايسه كرد. در فرابورس بخش زيادي از معاملات مربوط به اوراق مشاركت و صكوك است، يعني اگر بخواهيم بورس را با فرابورس به لحاظ آمار معاملات مقايسه كنيم بايد تنها معاملات سهام و حق‌تقدم آن را در نظر بگيريم و معاملات اوراق مشاركت و صكوك را از مجموع معاملات فرابورس خارج كنيم.
در صورت طراحي شاخص براي فرابورس، آيا اين مساله نيز نياز به هماهنگي با سازمان بورس دارد؟
بله- شاخص دستورالعملي دارد كه مصوب شوراي بورس است. بر اساس اين دستورالعمل كميته‌اي تشكيل شده است كه معاونت‌هاي سازمان بورس نيز در اين كميته حضور دارند، لذا در صورت وجود پيشنهاد از سوي هر يك از بورس‌ها، اين پيشنهاد در كميته مزبور بررسي مي‌شود و پروسه آن تا شوراي بورس ادامه پيدا مي‌كند.
برنامه سازمان بورس در مورد نماد شركت‌هايي مانند آزمايش، پيام و ... كه مدت‌هاست متوقف است، چيست؟
اين شركت‌ها نبايد اصولا جزو نمادهاي بازار تلقي شوند، البته دليل عدم حذف اين نمادها تا‌كنون برخورداري آنها از تعداد زيادي سهامدار است؛ احساس هيات پذيرش بر اين بوده كه اخراج آنها مشكلي را حل نخواهد كرد، لذا سعي كرده كه با حفظ تنها نام اين نمادها در بورس، تا حد امكان حقوق سهامداران را دنبال كند. در واقع نبايد بگوييم كه اين نمادها توقف طولاني ‌مدت دارند. توقف نماد در مورد اينها واقعا مصداق ندارد. اينها نمادهايي هستند كه عملا از جريان بازار خارج شده‌اند، ولي به دليل مصالح سهامداري، هيات پذيرش نام آنها حفظ كرده است تا بتواند اقدامي براي سهامداران آنها انجام دهد.
آيا احتمال انتقال اين نمادها به بازار پايه وجود دارد، براي اينكه حداقل سهم سهامداران قابل نقدشوندگي باشد؟
هر ساله در پايان ارديبهشت‌ ماه شركت‌ها بر اساس دستورالعمل پذيرش طبقه بندي مي‌شوند كه طبق يك گزارش پيشنهادي، تغيير تابلو نمادها به هيات پذيرش ارائه مي‌شود؛ اين مساله در سال جاري نيز صورت گرفته است. در صورت انتقال اين نمادها به بازار پايه نيز امكان نقل و انتقال براي سهام آنها فراهم مي‌شود.
به رغم بازدهي پايين بازار سرمايه در سال گذشته سهام گروه‌هاي كوچك از رشد برخوردار بود كه مي‌توان به يكي از انتقادات جامعه سهامداري مبني بر وجود حباب در سهام قندي‌ها اشاره كرد. از نظر نهاد ناظر بر بازار سرمايه مرز بين قيمت‌هاي حبابي و واقعي كجاست؟ 
بر اساس يك قاعده متداول در بازارهاي سرمايه كه بايد سهامداران نيز نسبت به آن آگاهي داشته باشند، بنا به آمار تاريخي موجود در بورس‌ها، شركت‌هاي كوچك به‌رغم پرريسك بودنشان، از بازدهي بيشتري برخوردارند. اين در حالي است كه در اغلب بورس‌ها شركت‌هاي بزرگ افت و خيز بيشتري دارند. اين مساله از يك جهت طبيعي است كه برخي از افراد در صنايعي مانند صنعت قند كه از شركت‌هاي كوچكي برخوردار است يا برخي از شركت‌هاي ساختماني وارد مي‌شوند تا بعضا بازدهي مناسبي را نسبت به ديگر شركت‌ها كسب ‌كنند، اگرچه هميشه اين بازدهي مثبت نيست و اين سرمايه‌گذاري با زيان همراه مي‌شود.
البته شايد دليل هجوم سهامداران در برخي از مقاطع به سمت اين نوع از شركت‌ها وجود ابهامي است كه در فضاي سرمايه‌گذاري در شركت‌هاي بزرگ و صنايع پررونق مانند معدن، فولاد و پتروشيمي وجود دارد كه اين امر سبب جذابيت در صنايع كوچك مي‌شود.
لذا اين مساله بايد در بازار سرمايه و نزد مسوولان ديگر در دولت و مجلس مورد توجه قرار گيرد كه جريان سالم سرمايه به سمت شركت‌هاي 
بزرگ‌تر و كم‌ريسك ‌تر سوق يابد تا به اين واسطه افراد به صورت مقطعي در شركت‌ها وارد نشوند.
پس چرا سازمان بورس در برهه‌اي رشد قيمت‌ها را در صنعت قند منطقي و معقول دانست، اما بعد بازدهي قيمت‌ها در اين صنعت را حبابي اعلام كرد؟
اتفاقا در قندي‌ها موضع هشداردهنده‌اي داشته‌ايم...
... در زمان رشد قيمت سهام قندي‌ها از يكي از مديران سازمان سوال شد كه كه چرا سازمان نماد قندي‌ها را متوقف نمي‌كند، وي اظهار كرد كه از نظر ما اتفاق خاصي در اين صنعت نيفتاده، لذا نيازي به توقف نماد نيست. اما پس از رشد فوق‌العاده اين سهام، سازمان بورس نماد شركت‌هاي حاضر در اين صنعت را يكپارچه متوقف كرد و درخواست شفاف‌سازي گروهي داد، چرا ؟
در آن مقطع آقاي مالمير با آن شركت‌‌‌ها به صورت كتبي و شفاهي صحبت كرد كه دلايل خاصي از سوي آنها اعلام نشد. در بورس زماني كه افزايش قيمت سهام شركتي ناشي از اطلاعات نهاني افشا نشده باشد به توقف نماد منجر مي‌شود، اما زماني كه اطلاعات خاصي در شركت وجود ندارد و قيمت سهم در پي نگاه مثبت به صنعت رشد مي‌يابد، مديران شركت‌هاي قندي به وجود مازاد شكر انباشته اشاره داشتند. در وضعيتي كه مديري اعلام كند كه اطلاعات جديدي در شركت وجود ندارد، بستن نماد كار سخت‌تري است. لذا يا ما بايد اطلاعات خاصي داشته باشيم تا نماد را متوقف كنيم يا بايد مدير شركت اطلاعات خاصي را به سازمان دهد كه نماد متوقف شود. 
در تمام مواردي كه نماد متوقف مي‌شود روال اين گونه است كه يا مديران به ما سيگنال مي‌دهند يا ما خود بايد دريافت سيگنال داشته باشيم. صرف اينكه حجم معاملات يا بازدهي قيمت سهام شركت‌هاي يك صنعت افزايش يافته است. براي توقف نماد معاملاتي كافي نيست. البته با توجه به ادامه دار بودن اين جريان در صنعت قند و شكر توانستيم استدلال محكمه‌پسندي براي توقف نماد پيدا كنيم. يعني از نگاه بازار ورود يافتيم. نگاه اول، از منظر شركت بود كه شركت‌ها عنوان كردند كه اطلاعات جديدي ندارند. در مقطع بعدي با افزايش قيمت سهام اين شركت‌ها، از منظر بازار همكاران ما بررسي و مشاهده كردند، به طور مثال فردي با پولي كه به طور مقطعي به دست آورده است در سهام قندي فعاليت مي‌كند. از آن منظر سازمان وارد شد. در برخي از مواقع دلايل سازمان بورس براي توقف نماد درست است اما بازار شاكي مي‌شود كه چرا نماد متوقف شده است. ولي اگر هيچ دليلي نداشته باشيد براي توقف نماد، آن وقت توجيه كردن آن سخت است.
با توجه به انحرافاتي كه در پيش بيني سود شركت‌هاي توليدي وجود دارد، آيا اين احتمال دارد كه شركت‌هاي توليدي و شركت‌هايي كه تصميمات كلان كشور بر فعاليت‌هاي آنها اثرات مستقيمي دارد، نيز مانند شركت‌هاي سرمايه‌گذاري از اعلام پيش‌بيني سود معاف شوند. 
از گذشته تاكنون شركت‌هاي توليدي اطلاعاتي را به بازار در قالب پيش‌بيني سود ارسال مي‌كنند و بازار هم به استفاده از اين اطلاعات عادت كرده است، بنابراين حذف اين اطلاعات بايد جايگزين مناسبي داشته باشد. در مورد شركت‌هاي سرمايه‌گذاري چون گزارش پرتفوي آنها به طور ماهانه در طي سال منتشر مي‌شود، در واقع اين اطلاعات مي‌تواند جايگزين آن پيش‌بيني سود باشد و خلأ پيش‌بيني‌ سود را پر كند. با انتشار پرتفوي شركت‌هاي سرمايه‌گذاري اين نگراني برطرف و الزام انتشار پيش‌بيني سود شركت‌هاي سرمايه‌گذاري برداشته شد. اما در مورد شركت‌هاي توليدي، در مقطعي نظرسنجي كه از بازار ازجمله هلدينگ‌ها و فعالان بازار صورت گرفت نشان نداد كه اكثريت نظرشان بر عدم انتشار اطلاعات پيش‌بيني بازار باشد. در واقع بيشتر موافق اين بودند كه اطلاعات پيش‌بيني سود منتشر شود. به لحاظ جايگزين كردن اطلاعاتي با اطلاعات پيش بيني سود، بايد عنوان كرد كه بازار به اين اطلاعات عادت كرده است و ضمنا خود سرمايه‌‌گذاران هم در بازار علاقه‌مند هستند كه كماكان از آن استفاده كنند، لذا حذف پيش بيني سود شركت‌هاي توليدي مقداري سخت است. اما در حال حاضر با توجه به پارامترهاي تحميل شده به مديران از جمله افزايش نوسان در نرخ ارز، سود سپرده و ... انتظار پيش بيني‌هاي دقيق از سوي شركت‌هاي توليدي انتظار سخت‌گيرانه‌اي است. لذا فقط توصيه مي‌كنيم كه سرمايه‌گذاران در استفاده از اين پيش‌بيني‌ها اين مسائل را در نظر بگيرند. اگرچه در مقاطعي كه ابهام‌ خيلي زياد بوده است، از مديران خواسته‌ايم تا با چند سناريو پيش‌بيني خود را ارائه دهند اما اينكه در اين شرايط به اين جمع‌بندي مقطعي رسيده باشيم كه پيش‌بيني سود شركت‌هاي توليدي را حذف كنيم به خاطر نظرسنجي صورت گرفته از يك سو و نداشتن جايگزين مناسبي در نقطه فعلي براي آن در بازار و عادت كردن بازار به انتشار اين اطلاعات از سوي ديگر ترجيح براين است كه طبق روال قبلي پيش‌بيني‌ سود شركت‌هاي توليدي همچنان در بازار منتشر شود. 
اشتراک گذاری :
گزارش خطا
ارسال نظر