برادران مطهری! برای شما می نویسم
اجازه می خواهم برای شما بنویسم چون با تاسف و حسرت بسیار باید بگویم شما دو عزیز جزء اندک مردان عرصه سیاست و فرهنگ امروز ایران هستید که می توان با آنها "گفتگو" کرد. منظورم این است که از گفته ها و نوشته هایتان پیداست که با اندیشه ها و دیده گاه های مخالف موجود در جامعه آشنایید و از شنیدن حرف هایی که با معتقدات شما سازگار نیست ابایی ندارید و به فرموده قرآن "اقوال" مختلف را می شنوید و از "احسن" آنها تبعیت می کنید. این ویژگی البته از آقازادگان بزرگمردی که خود آموزگار این مکتب بوده است بعید نیست و جای تعجب ندارد.
از سوی دیگر علی آقای مطهری عضو کمیسیون فرهنگی مجلس هستند و من نیز اتفاقا قصد دارم تا کمی از قوانین فرهنگی کشور و روش های پیاده سازی آنها گلایه کنم.
اجازه دهید در همین ابتدا شفاف شود که من به عنوان یک مسلمان دلبسته به آموزه های حیاتبخش اسلام عمیقا به مبانی و احکام این دین مبین معتقد و پایبندم و اتفاقا از همین روست که با شما خوبان سخن می گویم. همه ما معتقدیم که حجاب به عنوان یک حکم دینی برای همه دینداران واجب الاتباع است و در این هیچ تردیدی نیست. حتی تبدیل این حکم الهی به قانون مصوب مجلس منتخب اکثریت مردم ایران نیز اتفاق مبارکی است. این البته انتظار بدیهی و آشکاری است که قانون گذاری در یک نظام اسلامی مبانی خود را از این آیین اسمانی اقتباس نماید، اما بر این باورم که از منظر سیاستگذاری عمومی، "بهترین انتخاب" ما برای پیاده سازی این حکم الهی و این قانون مصوب مجلس شورای اسلامی یکسان نیست و یا باید گفت متن قانون به لحاظ سازوکارهای اجرایی شدن دارای ضعف های محتوایی چندی است.
مساله چیست؟ مساله این است که گروهی از افراد این جامعه (که درصدشان به نسبت جمعیت کل کشور هیچگاه مشخص نشده است) به دلایل مختلف (که هیچگاه این دلایل بررسی و واکاوی نشده است و هیچ مطالعه آماری دقیقی هنوز نتوانسته است تنوع این دلایل را احصاء نماید) به اشکال گوناگون ( که هیچگاه این اشکال گوناگون از هم تمیز داده نشده اند و همیشه برای همه آنها حکم یکسانی در نظر گرفته شده است) نسبت به حکم حجاب ( که در حدود قطعی آن نیز مابین فقهاء عظام پاره ای اختلاف نظرها هست) عدم التزام داشته اند و ما به عنوان نهاد حاکمیت در پی آن هستیم که با این پدیده – که همگی بر مضر بودن آن برای اخلاق و فرهنگ جامعه همرای هستیم- مقابله شود.
توجه فرمایید که هدف سیاستی ما در این زمینه کاملا مشخص نیست. هر سیاست فرهنگی قاعدتا باید بداند چند درصد اقشار جامعه را هدف گیری می کند، باید بداند که این اقشار به چه دلیل خود نتوانسته اند- یا احیانا نخواسته اند- به روش مطلوب رفتار نمایند، باید بتواند رفتار مطلوب و مورد انتظار را به نحو روشن و نه لزوما دقیق و محدود کننده ازادی های مشروع و طبیعی مردم در انتخاب رنگ و نوع لباسشان تببین نماید، باید بتواند بین انواع گوناگون کسانی که هنجار مطلوب را رعایت نمی کنند تمایز قائل شود و در نهایت بتواند مبتنی بر این شناخت ها و با تکیه بر معارف اصیل اسلامی راهکار یا بسته سیاستی مناسبی را برای متقاعد کردن این گروه هدف به سمت رفتار مطلوب طراحی نماید.
در این پهنه وسیع ناشناخته ها و مجهولات، قانون گذار برای نیروی محترم انتظامی دستوری را تکلیف نموده که از قضا مورد توجه و استقبال این عزیزان نیز قرار گرفته و لایه هایی از جامعه نیز به استقبال آن رفته اند و آن، برخورد انتظامی و پلیسی با پدیده بدحجابی بوده است. قانون البته برای دهها نهاد دیگر نیز تکالیفی مشخص نموده است اما چون آن نهادهای محترم در انجام وظیفه خویش (قاصرا یا مقصرا) ناتوان و یا ناموفق بوده اند، اینک نوبت به دوای آخر یعنی برخورد سخت و انتظامی رسیده است.
اینک نه تنها مساله نخست حل نشده است بلکه مسایل جدیدی مطرح گردیده است که جا دارد بیت معزز شهید مطهری به عنوان ایدئولوگ انقلاب اسلامی و به عنوان منادیان عقلانیت و خرد در فضای تشیع علوی، نسبت به این سوالات حساسیت به خرج داده و چاره ای بیاندیشند:
1- از دیدگاه شریعت مقدس اسلام تحت چه شرایطی می توان فردی را در جامعه به زور به نوع خاصی از رفتارهای اولیه – مانند نوع لباس، نوع برنامه تلویزیونی مورد علاقه، نوع موسیقی مورد علاقه، نوع سایت مورد انتخاب و نظایر آن – وادار نمود؟ جمله مشهور شهید مطهری در این زمینه آن است که افراد در جامعه اسلامی آزادند تا زمانیکه آزادی آنها مخل به نظامات عمومی جامعه و ازادیهای مشروع دیگران نگردد. آیا دامنه این تعریف تا حوزه خصوصی اشخاص مانند پوشش و نوع برنامه تلویزیونی و سایت اینترنتی هم گسترده می شود؟ به عنوان یک عضو جامعه امروزمان گمان می کنم ذهنیت اقشار قابل توجهی از جوانان نسبت به پاسخ نظام به این سوال مخدوش است و این یک فرآیند اقناعی است، یعنی باید بتوان با عقل ها و خردها طرف مخاطبه و گفتگو شد و آنها را قانع کرد.
با درصد بالایی از اطمینان می توانم بگویم لایه های نه چندان اندکی از جامعه واقعا اقناع نشده اند. نه از این جهت که هوس و امیال نفسانی در رد و قبول یک منطق موثر نیست، بلکه بیشتر از این جهت که اصولا بحث و جدلی در این باب در ایران امروز پذیرفته نمی شود. بزرگانی مانند شهید مطهری خود جزء نخستین منادیان مباحث اسلام و مقتضیات زمان بوده اند و به گمانم این روزها می بایست ادبیات آموزش حجاب و تعلیم عفاف و مراقب های اخلاقی به جامعه متناسب با فهم و درک جوان امروزین ایران تغییر یابد.
یکی از لوازم بدیهی و روشن این مساله آن است که به مخالفان نحوه مداخله فعلی نیروهای انتظامی به حوزه مسایلی چون سایت و ماهواره و کراوات اجازه داده شود خطوط استدلال خود را در فضای باز و روشن مطرح نمایند و نظریه پردازان نظام اسلامی- و شاید خود شما بزرگان به تبعیت از سیره والد مکرمتان- به مقابله نظری و تئوریک با ایشان بنشینند و بالاخره جامعه به لحاظ تئوریک بفهمد که اصولا فلسفه این قبیل برخوردها چیست. قطعا با من هم نظرید که صرف استظهار به حمایت طبقاتی از مردم مجوز معقولی برای رفتارهایی که مبانی نظری انها برای گروه هایی از جامعه واقعا قابل درک نیست، نمی باشد مگر اینکه ما گروهی از مردم را "مردم تر!" از بقیه بدانیم که می دانم نگاه شما عزیزان اینگونه نیست.
2- بیایید فرض کنیم ده درصد – و نه بیشتر- افراد جامعه ایرانی به دلایل مختلف (مثل ناآگاهی، ضعف ایمان، بیکاری، نداشتن امکان سرگرمی های مفید و سودمند، و هزار و یک دلیل دیگر) به مدل پوشش مورد علاقه نظام قانونگذاری کشور، به برنامه های تلویزیونی صداوسیمای جمهوری اسلامی و به سایتهای مورد تایید نظام علاقه ای نداشته باشند. این ده درصد، جامعه ای بالغ بر هفت و نیم میلیون ایرانی را در بر می گیرند. تکلیف ما با این جماعت چیست؟ آیا همگی مجرم هستند؟ ایا همگی باید به جرم تماشای برنامه های ماهواره، مشاهده سایتهای نامطلوب و پوشش ناپسند و غیر شرعی مجازات شوند و در صورت تکرار و اصرار بر جرم احیانا به حبس کشانده شوند؟ یا توصیه ما به این عزیزان آن است که کشور را به دلیل امکان نداشتن انتخاب پوشش و نوع برنامه های رادیو تلویزیونی و اینترنتی مورد علاقه خود ترک نمایند؟ آیا این شدنی است؟
3- و اصلا یک سوال دیگر: ایا برخورد سخت و انتظامی با این پدیده، منجر به نتیجه مورد نظر نظام خواهد شد یا خیر؟ آیا آن دختری که در سن نوجوانی به تادیبگاه کشانده میشود و از او بسان مجرمین عکس میگیرند و ولی او را میخواهند تا آزاد شود، آیا در خلوت تنهایی خود رغبت فزون تری به احکام و آداب اسلامی یافته است ؟ ایا ما با پلیس و گشت ارشاد او را بیشتر دیندار نموده ایم؟ آیا اقشار متعهد و دیندار جامعه به دنبال زدوده شدن بی دینی از جامعه هستند یا پنهان شدن مظاهر بی دینی؟ آیا با ضرب و زور – و حتی راهنمایی مهربانانه و دوستانه این افراد توسط پلیس به مراکز ویژه مجرمین و تبهکاران- محبتی برای این دخترکان و زنان به دین و ایین باقی می ماند؟
4- آموزه های اسلام در این عرصه کجاست؟ اسلام به ما چه آموخته است؟ کریمه "فبما رحمه من الله لنت لهم و لو کنت فظا غلیظ القلب لانفضوا من حولک" مال کجاست و کی به کار می اید؟ فرمان "ادع الی سبیل ربک بالحکمه و الموعظه الحسنه و جادلهم بالتی هی احسن" مخاطبش کیست؟ چرا ائمه همام حسنین (علیهم السلام) به آن پیرمرد ناآگاه بدان شکل وضو آموختند که در روایات آمده است؟ ایا قدرت آن را نداشتند که با تازیانه وی را ادب کنند و وضو بیاموزند؟ و آیا اگر می آموختند دیگر به آئین محمد (ص) ملتزم می ماند؟ ایا اسلام برای التزام زوری و خشن به دستورات خود اعتبار و وزنی قایل است؟
5- سنت بزرگان و علمای راستین چه بوده است؟ همه می دانند که مجله زن روز در قبل از انقلاب کانون انتشار مطالب ناپسند بوده است. ایا اگر جناب والد هم می خواستند با مجله زن روز مشابه نظام قانون گذاری ما رفتار نمایند نمی بایست به آن مجله کوچک ترین وقعی نمی نهادند و حتی شاید آن را محکوم و ممنوع المطالعه اعلام می نمودند؟ با منطق نظام قانون گذاری ما مجله زن روز باید توقیف و تعطیل میشد، اما شهید عزیز مطهری بزرگ، نه تنها آن مجله را توقیف و تعطیل و ممنوع المطالعه ننمود بلکه خود پهلوانانه به عرصه رفت و سخن حق خود را از همان رسانه منتشر نمود. آن بازی هیچ بازنده ای نداشت. هم اسلام منطق متعالی خود را نمایان ساخته بود، هم نهال ازادی-لااقل در همان ابعاد محدود مصون نگه داشته شده بود – و هم به عقل و خرد و قدرت انتخاب آحاد جامعه احترام گذارده شده بود. بسیار دریغم می آید که این عبارت اسمانی و این حکمت الهی را که از بیان نورانی علامه شرف الدین صادر شده است خاطر نشان نسازم که فرمود: لاینتشر الهدی الا من حیث انتشر الضلال: هدایت – به راه اوردن مردم برای قبول احکام و تعالیم اسلام و واداشتن انان به عمل به آموزه های اسلامی و مثلا حکم آسمانی حجاب- جز از همان راه که گمراهی منتشر شده است منتشر نمی شود. لختی نیک بنگریم و ببینیم آیا رسانه های وابسته به دستگاه های تبلیغاتی غربی و ماهواره ها و سایت ها و کتاب ها و مجلات جوانان را با رفتارهای پلیسی و راهنمایی های مودبانه گشت ارشاد، به بی حجابی و فرهنگ غربی دعوت می کنند و یا از هزار ابزار مسحورکننده عقل و قلب جوانان استفاده می کنند تا آنان را به سوی خود بکشانند؟
من به عنوان یکی از آحاد نسل جدید جامعه به شدت نگران عواقب تلخ و غیرقابل جبران این قبیل برخوردهای سخت و خشن با مظاهر بدحجابی و ماهواره و نظایر آن در جامعه هستم. برخوردهایی که نه در آن چیزی عاید دین می شود، نه ازادی انسان ها معتبر دانسته می شود، نه به عقل و خرد و قدرت انتخاب آنها توجه می شود و نه راهکاری برای مراحل بدتر و اتفاقات بعدتر باقی می گذارد. شما آقازادگان بافضیلت استاد و معلم بزرگ انقلاب را به همراهی می طلبم تا به یاری خداوند هرچه سریعتر جلوی این روند عقیده سوز و ایمان برانداز گرفته شود.
گزارش خطا
0 پسندیدم
ارسال نظر
اخبار روز
خبرنامه
