شطرنج ایران و غرب در صفحه تحریم
به گزارش «تابناک»، امروز آغاز رسمی تحریمهای اتحادیه اروپا علیه کشور است که تکملهای است بر تحریمهای ایالات متحده که از چند روز پیش آغاز شده است. بی گمان، این تحریمها بر پایه «مدل بازیگر عقلانی» طراحی شده که بنا بر آن، غرب امیدوار است که ایران با بالا رفتن هزینهها، در پایان دست کشیدن از برنامه هستهای را به ادامه آن ترجیح دهد.
بنا بر این گزارش، مشکل این مدل و استراتژی در آن است که هرچند ایران یک بازیگر غیر عقلانی نیست، ولی غرب در این مورد که ایران چه دیدگاهی از هزینه و فایده داشته و چه گزینههایی در پیش پای خود دارد، دچار اشتباه محاسباتی شده است.
پس از شکست تحریمهای سابق آمریکا علیه ایران، تحریمها جدید در وسعتی فراختر و در این جهت طراحی شدهاند که هزینه مقاومت ایران را در برابر هزینه تسلیم بیشتر کنند. این تحریمها با توجه به وابستگی اقتصاد کشور به نفت ـ یک ضعف ساختاری ـ در این راستا حرکت میکنند که نرخ تورم را به شدت بالا برند، رشد اقتصادی را به شدت کاهش داده و نرخ بیکاری را نیز به نهایت افزایش برسانند؛ اما آیا این هزینهها ایران را مجاب به تسلیم خواهد کرد؟
محاسبات متفاوت از هدف تحریمها
غرب و ایران درک یکسانی از اهداف تحریمهای اعمالی ندارند. هدف غرب از این تحریمها، جلوگیری از تبدیل ایران به یک قدرت هستهای است، اما با توجه به اوضاع کنونی، غرب تنها راه رسیدن به این مقصود را در تغییر سیاستهای ایران یا تغییر در خود رژیم جستجو میکند، که ابزار آن را در فشار داخلی میبیند. در این مسیر هدف تحریمها وارد ساختن فشار به قشر متوسط ایران و سرانجام، ایجاد نارضایتی و ناآرامی داخلی است (به یاد بیاوریم نوشتههای سریالی نیکلاس کریستوف در نیویورک تایمز را).
اما در سوی دیگر در نظر ایران، این تحریمها و هدف از آنها، جلوگیری از انتشار مدل ایرانی و انقلاب اسلامی در منطقه و القای این امر است که این مدل یک مدل شکست خورده است که انقلابیون منطقه نباید به آن توسل بجویند. در نتیجه، غرب ایران را در تنگنا میگذارد تا از این راه، مانع از تبدیل شدن ایران به یک قدرت منطقهای شود تا نتواند الگو و مدل خود را به دیگر کشورها معرفی کرده و موفقیت آن را نشان دهد.
هرچند در این راه، غرب بر پایه محاسبات خود، منتظر نتیجه گرفتن از این تحریمهاست، ایران با این دیدگاه، تسلیم در برابر غرب را به مثابه تسلیم همه آرمانها و اهداف میپندارد. در این فضا، هزینه اقتصادی به از دست رفتن یک چنین آرمانهایی مسلماً ارجح است.
از سویی ایران با گوشه چشمی به وضعیت اقتصادی اروپا و آمریکا، انتظار تغییراتی را میکشد که در پایان به سود اهداف هستهای کشور تمام شود. وابستگی اقتصادی غرب به سوخت فسیلی و نفت، ایران را امیدوار میکند که در آینده، هزینههای تحریم در یک بازخورد متوجه غرب شود و کشورهای غربی را مجاب کند که تا حد بسیاری از مواضع خود کوتاه بیایند.
با این دید، هزینه اقتصادی، برای ایران هزینهای است که در واقع یک سرمایهگذاری بلند مدت با هزینههای کوتاهمدت ارزیابی میشود. در واقع ایران بر سر یک صفحه شطرنجی با غرب نشسته است که قواعد و هدف بازی را به کل دگرگونه تفسیر میکند و آن عقلانیتی که غرب از این تحریمها ایفاد میکند، در شرایط کنونی بر ایران صدق نمیکند.
اکنون این بازی آغاز شده و محاسبات هر دو طرف از آینده بنا بر آن چیزی است که برداشت میکنند. در این میان، درک متفاوت از تحریمها و هدف پشت آنها، بازی را بسیار پیچیده کرده است. مسلماً آثار این تحریمها، بلافاصله مشخص نخواهد شد و حتی ممکن است چندین ماه زمان برای رسیدن به ارزیابی از آثار تحریم بر اقتصاد ایران لازم باشد.
هماکنون وضعیت به گونهای است که نمیتوان قطع به یقین گفت که اثر نهایی این تحریمها چگونه خواهد بود. این شطرنجی است که ما و غرب در دو سوی صفحه آن نشستهایم، ولی قواعد و عقلانیت متفاوتی را از آن برداشت میکنیم. حرکتهای آینده در این صفحه میتواند ابعاد مشخصی را از این بازی نشان دهد که هماکنون در ابهام کامل هستند.
گزارش خطا
0 پسندیدم
ارسال نظر
اخبار روز
خبرنامه
