افسانه خصوصی سازی
ای حقیقت تو کجایی که پنهانی/اسم تو هست، ولی معنا نیست
باور کردن حقیقت راه دشواری است . راهی که گر مرد رهی، ز راه خون باید رفت و یا گرفتار شوی همچون منصور خریدار سردار شوی همچنان کهدوهودر آلمان جان خود را در این راه گذاشت.
خصوصی سازی افسانه ای است که در آن انقلاب دارد و مخالفان آن ضد انقلاب و هر انقلابی هزینه دارد و هزینه آن سنگین است.
افسانه بزرگترین خصوصی سازی تاریخ در شرایطی به وقوع پیوست که مدیریت بنگاه ها و مردم یک کشور بر این باور رسیده بودند که سلطه کمونیسم به پایان رسیده و هرچند به یک واقعیت تلخ رسیده باشند. واقعیتی که هیچ گاه اکثریت دانشمندان علم اقتصاد رجحان نظام دولتی بر امر نظام خصوصی در هیچ شرایطی را نپذیرفتهاند و راهی جز تسلیم در برابر حقیقت را ندارند.
خصوصی سازی در آلمان همانند اسیری است که در دام کسی است که آزادی اش را طالب است، کسی است که اختیار دارد، در برخورد با اسیرش شیوه انعطاف داشته باشد، به گونهای که بتواند تنها یک شرکت را از طریق بورس واگذار کند.
در چنین شرایطی قبول مسئولیت خصوصی سازی شهامت میخواهد، شهامتی که آنچه امروز شاهد آن هستیم یا شاید گفته می شود، بورس مدیون خصوصی سازی است، نتیجه تلاش هایی بود که با تلاش و همت مضاعف مجریان خصوصی سازی در ایران سرمایه عمر خود را برای استحکام نظام اقتصادی کشور هزینه کردند، تا اثر وجودی خود را در تاریخ اقتصادی ایران ثبت نمایند.
اسماعیل غلامی /معاون سابق سازمان خصوصی سازی
