بانک مرکزی اعتماد را از بازار سلب کرد
«محمدرضا پورابراهیمی داورانی» نایب رئیس کمیسیون اقتصادیمجلسنهم و عضو هیئت علمی گروه مدیریت مالی دانشگاه تهراندر گفتگوی مشروحبا همشهری آنلاین درباره میزان انطباقنظر دولتبر تأکیدات و اهدافبرنامه پنجم توسعه در زمینه «تک نرخی شدن ارز»،تفکیکپذیر بودن یا نبودن بازار کالاهای اساسی و غیراساسی، مفسدهساز بودن تفکیک بازارهای اساسی و غیر اساسی،انطباق یا مغایرتتفکیک بازار کالاهای اساسیو غیراساسی با برنامههای چهارم و پنجم توسعه، احتمال آمدنطرح دوفوریتی «یارانهارزی» به صحن مجلس، سفتهبازی و تقاضای کاذب در بازار ارز، موج سوء مدیریت در رسیدن به دلار بیش از 2 هزار تومانی و ...سخن به میان آورد که در ادامه آمده است:
- همشهری آنلاین: آقای دکتر پور ابراهیمی؛ برنامه پنجم توسعه بر «ارز شناور مدیریت شده» اشاره دارد و مجریان هم اخیراً از «تک نرخی شدنارز»صحبت میکنند. آیا بین تأکید برنامه پنجم توسعه و صحبت مجریان در این زمینهانطباقی وجود دارد؟
- محمدرضا پورابراهیمی داورانی:«ارز شناور مدیریت شده» میشود همان«تک نرخی». «تک نرخی» نه به معنیثابت و فیکسکردن نرخ بلکه به این مفهوم استکه در اقتصاد کشور مبنای تصمیمگیری بر دو نرخ نباشد. ولی میتواند تغییراتش بر اساس عرضه و تقاضا تعریف شود و به شکلی مدیریت شود.
به دیگر سخن،یک موقع مدنظر این استکهعددیثابت برای نرخ ارز در نظر گرفته شوداما یک موقع هممنظور از «تک نرخی»این است که در یک زمان یک نرخ در کشور مبنا باشد. منظور از «ارز شناور مدیریت شده»این است کهیک نرخ در کشور مبنا باشد نه چند نرخ؛کالاهای اساسی، کالاهای سرمایهای، دارو و ... همه بر اساس یک نرخ باشند؛ یعنی یک نرخ در اقتصاد کشور باید داشته باشیم ولی این میتواند به شکلی تغییراتی همداشته باشد. بر این اساس،امکان دارد امروز نرخ ارز،یک عددی و هفته آینده چند درصد بالاتر یا پائینتر از آنباشدولیدر این دیدگاه«ارز» بر اساس روز،یک نرخ خواهد داشت. این توصیفات به آن معنا نیست که نرخ ارز ثابت میشود. چراکههیچ جای قانون برنامه پنجمنگفته که نرخ ارز را برای کل برنامه یک قیمت ثابت در نظر میگیریم.همچنین در قانون برنامه پنجماین را همنداریم که کالاهای اساسیبا یک نرخ ارز و سایر کالاها با یک نرخ دیگر خریداری شوند.
- از سوی مجریان عنوان میشود که بازار کالاهای اساسی با یک نرخ و بازار کالاهای دیگر با نرخی دیگراداره شوند.آیا این ایده مغایر برنامه پنجم توسعه و ایدهتک نرخی شدن ارزنیست؟ ارزیابیتان از جدا کردن بازار کالاهای اساسی از کالاهای غیراساسی چیست؟
-عرض کردم، برنامه پنجم توسعه میگوید «ارز شناور مدیریت شده» و «ارز شناور مدیریت شده»هم میشود همان «تک نرخی». منظور از «ارز شناور مدیریت شده» این است که یک نرخ در کشور مبنای ارزباشد نه چند نرخ؛ وکالاهای اساسی، کالاهای سرمایهای، دارو و ... همه بر اساس یک نرخ باشند.
الآن علی رغم اینکه دولت این دستهبندی را ارائه میکند اما به دلیل اینکه «مصرفکننده نهایی» فارغ از این دستهبندی دارد این تفاوت ارز را متحمل میشود، جدا کردن بازار کالاهای اساسی و غیراساسی از یکدیگر چیزیجز ایجاد «رانت» و «مفسدهاقتصادی» در کشوربه دنبال ندارد.
دولتاعلام میکند که از اول سال تا الآن، میلیاردها دلاربه شکل ارز تخصیصی 1226 تومان دادهاست. بندهاز دولتسوال میکنم که اثر اینرا باید در جامعه و کسب و کار و قیمتگذاریهاببینیم. اگر کالایی(اعم ازاساسی،سرمایهای،دارویی و...) کهدر بازار متناسب با ارز 1226 تومان قیمتگذاریشده است راپیدا کردید، بهبنده همنشان دهید.اسم یک نرخ مرجع بر روی قیمتها آمده اما عملاً مصرفکننده نهایی و تودهها و افراد جامعه دارند پرداختشان را با ارز آزاد انجام میدهند و پائین و بالا شدن قیمت ارز آزاد، همه کالاها اعم از اساسی و غیر اساسی را تحت تاثیر قرار میدهد.
میگویند بازار اساسی را از بازارغیر اساسی تفکیک کنیم.اما به نظر من این تفکیکاصلاً امکانپذیر نیست. آنقدر بازارها در هم تنیده هستند که اصلاً تفکیک بازار اساسی و غیر اساسیامکانپذیر نیست.یعنی به محض اینکه میگویید بازار گندم را جدا میکنیم، میبینیم بازار موازی دیگری در خوراک دام ایجاد شده و قیمت کنجاله بالا رفته و افراد آمدهاند گندم خوراکی مردم را به دلیل اینکه میصرفد، تبدیل به خوراک دام کردهومشکل در خرید گندم ایجاد میشود!
به هر حال، مجریان پیشنهاد کردهاند که کالاهای اساسی را از غیر اساسیهاجدا کنند تا مردم برای خرید کالاهای اساسی به قیمت دلار آزاد هزینه نکنند. به دلایلی که گفته شد مخالف جدا کردن بازار کالاهای اساسی و غیر اساسی هستم اما از طرف دیگر این اعتقاد راهمدارم کهمصرفکننده بخصوص اقشار آسیبپذیر و کسانی که درآمدهایپائینی دارنداگر بخواهند کالاهای اساسی را با دلار آزاد دریافت کنند، خیلی برایشان مشکل میشود لذادولت باید برای اینها فکری کند و مجلس هم در فکر آنها است. اما روش صحیح ایننیست که بگوییم یک ارز را دو نرخی میکنیم، یک سری کالای اساسی و یک سری غیر اساسی! به نظرم در این بخش هم رانت ایجاد میشود.
- عدم وجود نرخ واحد در اقتصاد کشور، علاوه بر دامن زدن به رانتجوییها، چه تأثیری در ناکارآمدسازی اقتصاد ایران خواهد داشت؟
-اگراین اتفاق در اقتصاد کشورتعریفشود، عدم تخصیص بین منابع در اقتصادملی را به دنبال دارد. تمام زحمتهای ما در اقتصاد کشورو همه اهداف برنامههای چهارم و پنجمدر راستای تخصیص بین منابع در اقتصاد ملیاست. لذابحث عدم وجود نرخ واحددر اقتصاد کشور و وجود رانت به جز موضوع رانتخواری در کشور، موضوع عدم تخصیص بین منابع را در اقتصاد ملی رقم میزند. لذا نمیتوانیم قبول کنیم که اقتصاد کشور ما به سمت اقتصاد ناکارآمد برود.
- اگرنگران اقشار آسیبپذیر در زمینه خرید کالاهای اساسی به نرخ ارز آزاد هستید و اعتقادی هم به جدا شدن بازارهای کالاهای اساسی و غیراساسی ندارید،پس پیشنهاد مشخصتان برای اینکه از وارد آمدنفشار به مردم جلوگیری شود، چیست؟
*شاید طی روزهای آینده پیشنهاداتمان رابه شکل مکتوب بیاوریم و طرح دو فوریتی به صحن بیاید. پیشنهادم این است که میتوانیم در زمینه کالاهای اساسی و مواد غذایی و دارو «یارانه ارزی»تعریف کنیم. سرانه مصرف این کالاهای اساسیدر کشور را اندازهگیری کنیمو سپساین را به شکل یارانه تفاوت ارز آزاد و نرخی که دولت میخواهد هدفگذاری کند - اسمش را بگذاریم مرجع -مبنا قرار دهیم و بگوییم سرانه این را میدهیم؛ آنگاه دیگرهمه چیزبه نرخ شناور آزاد باشد.
- به نظر برخی همکاران خودتاندر مجلس(از جمله رئیس کمیسیون اقتصادی مجلس نهم) اعلام تک نرخی شدن ارز و افزایش قیمت ارز مرجع باعثعبورقیمت دلار حتی از 2200 تومان شده است. آیا موافقید؟
-سوء مدیریت بانک مرکزی در این قضیه موج میزند.بانک مرکزیمتولی تنظیم نظامات ارزی در کشور است و بایدتدبیر هم داشته باشد.اما متأسفانه در زمینه نرخ ارزبا تصمیمات مقطعی وتغییرات متعدد اظهارنظرهایی که در این حوزه شده است، یک نا اطمینانی در بازار ارز ایجاد کرده است.
ارز ما بر اساس افزایشی که پیدا میکند یک مزیتهای صادراتی و یک مزیتهای وارداتی همایجاد میکند. این طبیعی است و در تمام کشورها یکی از روشهای ایجاد مزیتهای وارداتی یا مزیتهای صادراتی،تغییرات برابری ارزشان با ارزهای خارجی است و این را تحت عنوان سیاست ارزی نامگذاری میکنند و تصمیم میگیرند که واحد ارزشان را کاهش یا افزایش دهند.آمریکاییها چند دوره این را در دنیا تجربه کردند.
ما میگوییم اگرارز در کشورمان هر عددی شود به تبع کاهش یا افزایش قیمتش،مزیتهای صادراتی و مزیتهای وارداتی ایجاد میکند. یعنی خود به خود یک تعادل در بازار است. همین سه چهار ماهه اخیر که ارز آزاد افزایش داشته است اولین مزیتی که ایجاد کردهاین بوده که 27 درصد صادرات غیرنفتی ما افزایش پیداکرده است. نکتهبعدی کاهش واردات بوده است. یعنی بازار یک نظام خودکنترلی ایجاد میکند. یعنی تا یک جایی میصرفد که یک ماشین خارجی را با دلار 2 هزار تومان وارد کنیماما بعد از آن دیگر نمیصرفد. این افزایش نرخ ارز خود موجب ایجاد محدودیت وارداتمیشود. وقتی قیمت ارز افزایش پیدا میکند صادرات هم افزایش پیدا میکند چون دیروز اگر پسته را کیلویی 6 دلار اما با دلار یکهزار تومان صادر میکردیم،الآن همان 6 دلار را به ازایدلاری 2 هزار تومان داریمدریافت میکنیم.این باعث افزایش صادرات میشود. بنابرایندلارهای ناشی از صادرات ما و کاهشنیاز وارداتیمان خود تعادلی در بازار ارز ایجاد میکند.
اما متأسفانه تابازار میآیدبه یک خود کنترلی برسد، بانک مرکزییک تصمیمی میگیرد وهمه خودکنترلیرا به هم میریزد. اعتقادم این است که در بازار ارز ما، سی تا چهل درصد تقاضای ارز تقاضای کاذب و سفتهبازی است.این سم مهلک اقتصاد کشوراست یعنی شهروندان دلار را برای اینکهرویش سود کنند خریداری میکنند. ما باید تقاضای کاذب را در ادبیات مدیریت ارزیمان حذف کنیم.
