بورس‌نیوز(بورس‌خبر)، قدیمی ترین پایگاه خبری بازار سرمایه ایران

      
شنبه ۰۶ آبان ۱۳۹۱ - ۱۵:۴۴

عباس عبدی؛ چرا باز هم اوباما

کد خبر : ۷۹۶۰۶
عباس عبدی در روزنامه اعتماد نوشت:
انتخابات امريكا چقدر اهميت دارد؟ پاسخ به اين پرسش بستگي به زاويه‌يي دارد كه از آن به انتخابات امريكا نگاه كنيم. اگر گفته مي‌شود، وقتي امريكا عطسه كند، نشان از سرماخوردگي جهان دارد، حقيقتي مهم در آن نهفته است.فراموش نكنيم كه در سال 1929، ايالات متحده هنوز به عنوان قدرت و قطب اول اقتصادي و سياسي و نظامي جهان شناخته نشده بود، ولي وقتي بحران اقتصادي اين كشور را دربرگرفت، با فاصله نه چندان زيادي ساير كشورها نيز هر يك به نحوي دچار اين بحران شدند.

به عبارت ديگر آن زمان امريكا سرما خورد و كل جهان به عطسه افتاد، چرا كه ويروس آن به سرعت منتشر شد. از آن زمان تاكنون بيش از 80 سال گذشته و دنيا با تحولات عظيم سياسي، اقتصادي و نظامي مواجه شده و قدرت اين كشور نيز قطبي‌تر از گذشته شده است، از اين رو هم به هم پيوستگي و سرعت تاثير تحولات به نحو بي‌سابقه‌يي بيشتر شده و هم قدرت ايالات متحده نسبت به پيش قطبي‌تر شده است، بنابراين هرگونه تحولي كه در اين كشور رخ دهد، از اين جهت كه بر جهان پيرامون خود تاثيرگذار است، اهميت دارد.

گسترش بحران اقتصادي چهار سال پيش نيز از اين قاعده تبعيت مي‌كرد. بنابراين انتخابات امريكا به دليل آنكه احتمال جابه‌جايي روساي جمهور آن وجود دارد، از اين قاعده مستثني نيست و اهميت خاص خود را دارد. ولي ميزان اهميت آن بستگي به زاويه ديد ما دارد. اگر از زاويه موضوعاتي به مساله نگاه كنيم كه هر دو حزب امريكا نگاه مشتركي نسبت به آن دارند، بنابراين تغيير در رييس‌جمهور، هيچ تاثير تعيين‌كننده‌يي بر اين مساله نخواهد داشت. پرسش كنوني اين است كه در چه مواردي ميان دو حزب اختلاف‌نظر است. و درباره خاص ايران يا منطقه اين اختلافات چگونه است؟

پيش از پرداختن به پاسخ درباره قسمت اخير سوال، لازم است نگاهي به وضعيت انتخابات در امريكا بيندازيم. براساس اين نگاه بايد گفت كه اختلافات دو حزب يا دو نامزد به جز در مقاطع خاص و بحراني، زياد نيست. چرا؟

انتخابات امريكا و بسياري از كشورهاي غربي، وقتي به مرحله دو گزينه‌يي مي‌رسد با فاصله اندك پايان مي‌پذيرد. مثلا با 53 بر 47 يا حتي 51 بر 49 درصد يكي بر ديگري پيروز مي‌شود. اين وضعيت به معناي دوقطبي شدن مردم نيست، بلكه معناي روشن آن غير دوقطبي بودن انتخابات است.

براي توضيح دقيق‌تر و منطق رياضي اين ادعا مي‌توان به كتاب «ريشه‌هاي اقتصادي دموكراسي و ديكتاتوري» نوشته دارون آجم‌اوغلو، استاد دانشگاه هاروارد كه با مشاركت دو تن از همكارانش نوشته و به وسيله آقايان خيرخواهان و سرزعيم ترجمه شده است، مراجعه كرد، ولي خلاصه آن چنين است كه كسب آراي افراد ميانه طيف براي پيروزي ضروري است، در نتيجه هر دو گروه مي‌كوشند كه آراي افراد ميانه را به دست آورند، در نتيجه خواسته يا ناخواسته سياست كلي آنان به ميانگين گرايش‌ها نزديك مي‌شود.

استثنا بر اين قاعده فقط در موضوعاتي است كه جامعه نسبت به آن تا حدي قطبي مي‌شود، مثلا در ايالات متحده (تا آنجا كه مي‌دانم) نسبت به مساله بيمه درماني و هزينه‌هايي كه براي آن است چنين قطبيتي ايجاد شده است. هرچند به دليل استمرار مبارزه انتخاباتي در طول چهار سال، و با وجود بحث و گفت‌وگوي آزاد در اين موارد، باز هم از حالت قطبي خارج مي‌شوند، زيرا در صورت انجام اين سياست و درك نتايج مثبت، ديگران هم با آن موافق مي‌شوند و اگر نتايج آن منفي بود، كنار گذاشته مي‌شود، بنابراين قطبي شدن موضوعات به نحوي كه با تغيير رياست‌جمهوري، شاهد يك تفاوت عظيم در سياست‌ها باشيم، احتمال اندكي دارد.

نكته ديگري هم كه اين گمانه را تشديد مي‌كند، شكافي است كه هميشه ميان شعارهاي اعلام شده در دوران نامزدي با سياستي كه در دوران رياست‌جمهوري انجام مي‌شود، ديده مي‌شود. به عبارت ديگر و به طور معمول بخشي از اين اظهارات در مقطع انتخابات از موضع مسوولانه نيست، و لذا هنگام به قدرت رسيدن در عمل تعديل مي‌شود. با وجود اين نبايد چنين نتيجه گرفت كه تغييرات ناشي از انتخابات رياست‌جمهوري امريكا، كم‌اهميت است، زيرا همان تغييرات اندك هم مي‌تواند مساله‌ساز باشد.

اگرچه معتقدم كه تفاوت سياست‌هاي دو نامزد درباره خاورميانه چندان گسترده نيست كه با آمدن يكي و رفتن ديگري، اوضاع به صورت اساسي فرق كند، ولي هنوز هم مثل چهار سال پيش ترجيح مي‌دهم اوباما رييس‌جمهور شود، زيرا همين قدر كه نگاه برخي افراد را به تغييرات برون‌زا جلب نكند، اميد ما را به تحولات درون‌زا بيش از پيش مي‌كند، اگر چنانچه چنين اميدي باقي بماند.

اشتراک گذاری :
گزارش خطا
ارسال نظر