دیپلماتهای قدیمی کار را در دست گرفتهاند
وی در قبای یک کارشناس این مساله که از احساسات دور است گفته، اکنون زمان ایستادگی است و نه زمان کوتاه آمدن.
یکی از مهمترین بخشهای سخنان لاریجانی ارتباطی است که بین مشکلات اقتصادی کشور و مذاکره با آمریکا برقرار میشود. لاریجانی در این باره گفته است: «طرح این مسئله که چند درصد مسائل اقتصادی ما از فشار آمریکاست منطق غلطی است زیرا آنها را خوشحال میکند در صورتیکه مسئله این نیست ما باید مدیریت خود را اصلاح کنیم و بر اساس پارامترهای موجود خود مدیریت کنیم. بنابراین نسخه مذاکره با آمریکا غلط است. البته مسئولان میتوانند به تناسب وضعیت در تاکتیک صحبت کنند، یعنی کاری که منافع ملی ما در آن است را انجام دهند.»
این اولین بار نیست که جواد لاریجانی در مورد این مساله مهم سخن میگوید. وی پیش از این در سال 1376 و در دورانی که هنوز سخن گفتن از مذاکره با آمریکا، تابویی بزرگ بود به صراحت گفته بود، در قعر دوزخ هم می توان با دشمن مذاکره کرد.
کمتر از سه هفته پیش در چهل و چهارمین گردهمایی معاونان آموزشی دانشگاهها در دهکده ساحلی بندرانزلی نیز وی عقیده قدیمی خود را تکرار کرد و گفت : « مذاکره با آمریکا تابو نیست که ممنوع باشد. اوایل انقلاب عده ای از دوستان اصلاح طلب که سوپررادیکال بوده اند، مذاکره با آمریکا را تابو می دانستند اما انگار روح القدس در آنان نازل شد و تبدیل به یک سوپرلیبرال شدند. زمان ریاست جمهوری آیت الله هاشمی، نقشه تعامل با آمریکا چیده شد ناگهان آقای مهاجرانی در مقاله ای نوشت که مذاکرات آمریکا کار خوبی است اما باید اعتراف کنیم که حریف آمریکا نمی شویم. اگر منافع نظام ایجاد کند با آمریکا و حتی در قعر جهنم هم با همه مذاکره می کنیم. وی با بیان اینکه یکی از سیاسیونی است که از 33 سال گذشته تاکنون درباره مذاکره با آمریکا سخن گفته، اظهار داشت: البته استراتژی تعامل با دشمن را هم باید داشته باشیم.» این در حالی است که وی ده روز پیش از این اظهار نظر، در سخنی دیگر بزرگترین مانع مذاکره ایران و آمریکا را استراتژی خصمانه و کوری دانست که توسط روسای آمریکا علیه ایران دنبال میشود.
4 سال پیش و در بهار 87، وی با اشاره به همین دیدگاههای تند در مورد مذاکره با آمریکا، ابراز خوشحالی کرده بود که به تدریج نگاه عاقلانه بر این موضوع حاکم شده است، اما نکته مهم این است که وی به صراحت اظهار داشت «روابط ما با آمريكا و شأن ما بالاتر از اين است كه واسطههايي حتي از طرف حكومتها داشته باشيم. اين با تئوري «آقايي» نميخواند.»
سیدحسین موسویان سخنگوی پیشین تیم مذاکرات هستهای پس از استقرار در ایالات متحده، به نشر دیدگاههای خود درباره مساله هستهای و نیز روابط ایران و آمریکا در رسانهها و محافل دانشگاهی میپردازد که در ماههای اخیر تعداد این اظهارنظرها افزایش یافته است.
وی در 20 سپتامبر سال جاری در مطلبی که در نشنال اینترست منتشر شد و در اوج مبارزات انتخاباتی آمریکا، طرف غربی را متهم کرد که در نتیجه عملکرد آنها دشمنی بیسابقهای بین دو کشور ایجاد شده و واشنگتن جنگ تمامعیار اقتصادی، سایبری و سیاسی را با ایران در پیش گرفته اما با وجود این هنوز هم روابط خوب امکانپذیر است اما تنها در صورتی که ایالات متحده تغییر رفتار داده و در را برای تعامل واقعی بگشاید.
در نتیجه خصومت ورزی آمریکا مشکلات به حد شدیدی رسیده که نقش اصلی در ایجاد آن از آن صهیونیستهاست. اوباما اولین رئیسجمهور آمریکاست که از مذاکره مستقیم حرف میزند، اگر میخواهید با ایران به مرحله جنگ نرسید باید به ایران معامله بزرگ را پیشنهاد کنید.
حدود دو ماه بعد و در اواخر آبان ماه سال جاری، موسویان یک بار دیگر به رسانهها آمد و در مصاحبه با شبکه «روسیا الیوم» در خصوص تاثیرات نتایج انتخابات آمریکا و تاثیر آن بر ایران ابراز داشت «اوباما اولین رئیس جمهور آمریکا است که آمادگی خود برای مذاکرات بدون پیش شرط با ایران را به طور رسمی اعلام کرد، اما این اعلام تنها در نظریه باقی ماند چرا که اوباما نتوانست آن را اجرا کند و پس از مدتی به تهدید در قبال ایران بازگشت.
از فحوای سخنان وی بر میآید که دو طرف بر سر مذاکرات جامع مشکلی ندارند اما انجام چنین مذاکراتی به حل مساله هستهای وابسته شده است و این نیز خود به بنبست شرایط غیرقابل قبول مطرح شده از طرف آمریکا برخورد کرده است.
آخرین موضع رسانهای موسویان کمتر از یک هفته پیش و این بار در نشریه کریستین ساینس مونیتور منتشر شد و وی این بار هشدار داد که آمریکا و ایران یا باید راه معامله بزرگ را در پیش بگیرند و یا این که تنش بین دو طرف به مرحله جنگ خواهد رسید.
از دید وی دولت اوباما به یک سیاست تعاملی جدید با ایران نیاز دارد تا به 33 سال «دیپلماسی به علاوه فشار » که از آن با تعبیر سیاست دو سویه یاد می شود و شکست خورده، پایان دهد. وقت آن رسیده است که اوباما یک معامله بزرگ را به ایران پیشنهاد کند و این معامله برای موفقیت حتما باید هم شکل و هم محتوای مناسبی داشته باشد و در آن، دیپلماسی باید با اقدامات سازنده برای اثبات حسن نیت همراه گردد.
ناصر نوبري نیز از قدیمیهای وزارت خارجه است. از مهمترین سمتهای وی سفارت ايران در شوروي سابق بوده است. وی در مصاحبهای این اعتقاد خود را بیان کرده که «مشكلي كه امريكا دارد، مربوط به دولتهاي ايران نيست، بلكه امريكا با ملت ايران مشكل دارد. به همين دليل هم ملت ايران هروقت تلاش كرده كه خودش را به عنوان يك ملت مستقل در دنيا مطرح كند، امريكا جلوي آن را گرفته و اين مختص بعد از انقلاب هم نيست.»
وی ضمن پذیرش خباثت و دشمنی مشابه از سوی انگلیس و شوروی سابق، طرفی را که از ابتدای انقلاب در مقابل کشور قرار گرفته است، آمریکا میداند. نوبری ضمن تایید نگرانی مردم ایران از دخالتهای آمریکا، حمله به سفارت آمریکا را از حیث حقوقی نادرست دانسته و به لحاظ سیاسی و دیپلماتیک بهتر دانسته است که با آمریکا به روشی برخورد میشد که با سرخهای شمالی برخورد شده است.
وی با یادآوری این که ایران و عراق حتی در اوج جنگ هم سفارتهای یکدیگر را تعطیل نکردند، شیوه برخورد با شوروی را شیوه درست برخورد با یک قدرت خارجی متمایل به مداخله در امور کشور دانسته است. در این شیوه، برقراری رابطه سیاسی مقدم بر مذاکره دانسته شده است. در روابط بین ایران و شوروی، ایران تعداد دیپلماتهای شوروی در تهران را در همان تعداد دیپلماتهای ایرانی در مسکو یعنی 7 یا 8 نفر محدود میکند و گروههای سیاسی طرفدار دخالت شوروی در ایران نیز به تدریج حذف میشوند. به عبارت دیگر روابط دو کشور قطع نمیشود بلکه با ابزارهای قانونی راه دخالت شوروی در ایران بسته میشود و سپس طرفین برای بهبود روابط پای میز مذاکره مینشینند.
وی چند مشکل اساسی را در برقراری روابط ایران و آمریکا بر میشمارد. اول این که كه امريكاييها همچنان به اپوزيسيون خارج از نظام اميدوارند و به آنها بودجه ميدهند و اميد دارند كه اين اپوزيسيون بالاخره نقشي در ايران ايفا كند. دومين مشكل از دید وی، واسطهها هستند که خود دو دسته اند؛ يك عده که توانایی انجام این کار را ندارند و عدهای دیگر که حسن نيت ندارند و براي اين كه ارتزاق كنند، اصلا مايل نيستند رابطه مستقيم بين ايران و امريكا برقرار شود. سومين مانع هم كشورهايي هستند كه از قطع ارتباط ايران و امريكا سود ميبرند.
وی مذاکره ایران با آمریکا در مورد مسائل افغانستان و عراق را دو موردی میداند که در آنها، آمریکا به طور یک طرفه از کمک ایران بهرهمند شده است و معتقد است که دیگر نباید چنین لطفی به آمریکا بشود.
