بورس‌نیوز(بورس‌خبر)، قدیمی ترین پایگاه خبری بازار سرمایه ایران

      
پنجشنبه ۳۰ آذر ۱۳۹۱ - ۰۸:۲۴

تصميم‌‌گيري درباره درصد يا لغو غني‌سازي بر عهده شوراي عالي امنيت ملي است

کد خبر : ۸۴۱۸۰
حسن بهشتي‌پور مدير سابق شبکه جهاني العالم و کارشناس مسايل هسته‌اي در گفت و‌گو با سايت زندگي به تحليل اظهارات اخير فريدون عباسي و علي اصغر سلطانيه، رويکرد روسيه نسبت به بسته تشويقي غرب، روند لغو تحريم‌هاي اعمالي و همچنين چشم‌انداز مذاکرات ايران و 1+5 پرداخته است. روز گذشته فريدون عباسي، رئيس سازمان انرژي اتمي ايران اعلام کرده بودند که جمهوري اسلامي ايران غني‌سازي 20 درصد را به خاطر خواست ديگران تعليق نخواهد کرد. وي همچنين تاکيد کرده بود با توجه به بيانيه‌اي که نمايندگان 1+5 در شوراي حکام قرائت کردند، ظاهرا تغييري در مواضع قبلي‌شان نسبت به جمهوري اسلامي ايران ديده نمي‌شود با اين وجود به نظر شما روند مذاکرات هسته‌اي به چه نحوي پيش خواهد رفت؟

البته من خبر بيانيه را نديده‌ام و شايد به صورت ويژه به ايشان داده اند. بايد تاکيد کرد که دو نوع مذاکره داريم؛ يک مذاکرات بين ايران و آژانس بين‌المللي انرژي اتمي که در اين مذاکرات سازمان انرژي هسته‌اي ايران محور و تعيين کنند است و در جزئيات مذاکرات قرار دارد. اما درباره مذاکرات ايران و 1+5 محور شوراي عالي امنيت ملي و دبير اين شورا است. پس تصميم‌گيري درباره اينکه ايران غني‌سازي انجام دهد يا خير و يا اينکه غني‌سازي با چه درصدي انجام شود در سطح شوراي عالي امنيت ملي است نه در سطح آقاي عباسي. اما آقاي عباسي با توجه به اينکه فردي است که بر موضوع اشراف دارد و کاملا مطلع است، موضع ايران را بيان کرده است که غني‌سازي اورانيوم بخشي از فرايند دسترسي به انرژي صلح‌آميز هسته‌اي است. اين حقي است که براي ايران و تمامي کشورهاي عضو آژانس که ان پي تي را پذيرفته باشند به رسميت شناخته شده است.

با اين وجود سخنان اخير آقاي عباسي مربوط به اين موضوع است که ايران از حق خود براي غني‌سازي اورانيوم - چه 20 درصد و چه 5 درصد - نمي‌گذرد. ولي پيش از اين وزير امورخارجه ايران و سخنگوي وزارت امورخارجه به عنوان يک مقام رسمي اعلام کرده‌اند که اگر بخشي از تحريم‌ها و يا تحريم‌هاي ايران را لغو کنند و از ديگر سو سوخت مورد نياز ايران نيز تامين شود، ايران نيز حاضر است درباره توقف غني‌سازي به ميزان 20 درصد مذاکره کند. اما به شرطي که اولا تعهد کنند که اين مقدار مورد نياز ايران را تامين کنند؛ چرا که پيش از اين اگر غرب اورانيوم غني‌سازي شده را تامين مي‌کرد ايران از سال 1389 به سمت توليد آن پيش نمي‌رفت. اين در حالي بود که روسيه، فرانسه و ... توافق خود را نقض کردند و از اين رو ايران به سمت خودکفايي تحت نظارت آژانس حرکت کرد.

روزنامه الاهرام مصر نيز به نقل از علي اصغر سلطانيه به مذاکرات ايران با آژانس انرژي اتمي اشاره کرده است و به نقل از نماينده ايران در آژانس بين‌المللي انرژي اتمي نوشت که ايران در مذاکرات خود حتي تا امضاي توافق نهايي نيز پيش رفته بود اما آمريکايي‌ها خواهان تفاهم نهايي ايران و آژانس نيستند. اين موضع در کنار سخنان آقاي عباسي چگونه ارزيابي مي‌شود؟

آژانس انرژي هسته‌اي به هيچ وجه به ايران نمي‌گويد 20 درصد را متوقف کن و يا متوقف نکن، چرا که آژانس در مقامي نيست که چنين درخواستي انجام دهد. مذاکرات آن‌ها درباره چگونگي نظارت بر فعاليت‌هاي ايران است و همچنين درباره مطالعات ادعايي که از طرف غرب عليه ايران مطرح شده است. آن‌ها ادعا دارند که منابع غربي چند بند را در اختيار ما قرار داده اند اما نمي‌خواهند مدارک را به ايران نشان دهند. مذاکرات ايران و آژانس راجع به بحث پاسخگويي به مطالعات ادعايي براي دستيابي ايران به بمب هسته‌اي است. ايران بر سر چگونگي رفع اين ابهام و تعهد متقابل آژانس بر اساس يک برنامه کاري مذاکره مي‌کند که دو طرف روي آن به توافق رسيده‌اند؛ اما درباره جزئيات و چگونگي اجرا قرار است روز 23 دي طرفين با يکديگر مذاکره کرده و آن را نهايي کنند. اما اينکه درباره نهايي نشدن اين برنامه آمريکايي‌ها نقش داشته اند را من اطلاعي ندارم و آقاي سلطانيه بايد مطرح کنند.

با اين وجود اساسا در آژانس بحثي درباره غني‌سازي و درصد غني‌سازي نبوده است که آن‌ها مشکلي داشته باشند؛ بلکه يک موضوع کلي است و آژانس از ايران مي‌خواهد که قطعنامه‌هاي شوراي امنيت را اجرا کند و يک بند قطعنامه‌هاي شوراي امنيت نيز توقف غني‌سازي در ايران است. بنابراين طرفي که وارد مذاکرات با ما مي‌شود 1+5 است.

در سفر اخير معاون وزير امور خارجه روسيه به ايران، سرگئي ريباکوف اعلام کرد که روسيه انتظار داشت بسته پيشنهادي غرب بسته سخاوتمندانه‌تري باشد؛ اين رويکرد روسيه چه پيامي به دنبال دارد؟

در آن زمان به نظر مي‌رسد هنوز زماني نبوده است که آمريکا طرح خود را داده باشد. در زماني که ريباکوف - که مستقيما پرونده هسته‌اي ايران را دنبال مي‌کند - اين اظهارات را داشته است، هنوز مستقيما طرح خود را ارايه نکرده بودند. در واقع وي در حال خط دهي است که اگر مي‌خواهيد با ايران به نتيجه برسيد، بايد طرح شما سخاوتمندانه باشد؛ نه اينکه عنوان کنيد که ايران بايد سه کار اساسي را انجام دهد و ما به ازاي آن تحريم قطعات هواپيما را لغو کنيم. اين قابل مقايسه نيست که ايران غني‌سازي را متوقف کرده، فردو را تعطيل کرده و مقدار غني‌سازي شده را به کشور ثالث ارسال کند و در مقابل آن قطعات هواپيما دريافت کند.

از اين رو منظور معاون وزير امور خارجه آن است که اگر از ايران مطالبه اي دارند بايد طرح خود را به صورت سخاوتمندانه ارايه کنند. با اين وجود به دليل آن که جزئيات طرح جديد را نمي‌دانم، بايد منتظر باشيم تا طرح ارايه شود. به نظر مي‌رسد غرب پيشنهادات خود را در روند مذاکرات به ايران ارايه خواهند کرد و بعيد است که به صورت رسمي آن را منتشر کنند. حتي شايد آقاي عباسي در سخنان خود تلاش داشته است تا اين خط را بدهد که اگر مي‌خواهيد غني‌سازي 20 درصد را متوقف کنيم و در مقابل آن تحريم‌هاي ابتدايي را لغو کنيد، نبايد از اين خواب‌هاي خوش ببينيد.

اگر نگاهي به گزارش چند روز گذشته واشنگتن پست داشته باشيم جزئياتي از بسته تشويقي غرب به چشم مي‌خورد که بار ديگر بر اقدامات سه گانه ايران تاکيد کرده بودند. در کنار آن اعلام شده است اگر ايران اقدامات سه گانه را انجام دهد بخشي از تحريم‌ها نيز لغو خواهد شد.

مرحله نخست لغو تحريم‌ها، لغو ممنوعيت صادرات فلزات خاص به ايران است. آيا اين گام‌هاي غرب مي‌تواند براي جمهوري اسلامي ايران اقناع کننده باشد؟

در ابتدا در خواست من اين است که بازي رسانه‌هاي غرب را نخوريد؛ واشنگتن پست، نيويورک تايمز، يديعوت آحارونت و ... همه يک شبکه اطلاع رساني هستند که جو سازي‌هاي خبري مي‌کنند. نمي‌خواهم بگويم معتبر هستند يا نه، اما مي‌خواهم بگويم اين موارد بمب‌هاي دودزايي است که وسط مي‌اندازند تا درباره آن صحبت شود. در حالي که سخنان مقامات رسمي و يا بيانيه‌هاي رسمي قابل بررسي است. شما اگر روي عملکرد سه سال گذشته اين رسانه‌ها بررسي داشته باشيد شاهد خواهيد بود که تا چه حد حرف‌هاي متناقض زده اند. البته باز هم تاکيد مي‌کنم به هيچ وجه نمي‌گويم اين حرف‌ها دروغ است يا راست؛ اما نبايد وقت خود را روي اين سخنان تلف کنيم. اين موارد جريان سازي‌هاي خبري است که دائما انجام مي‌شود.

درباره مذاکرات هسته‌اي نيز اطلاع رساني‌هاي قطره چکاني کرده و ما را به گمراهي مي‌کشانند. اصلا معلوم نيست جزئيات اعلامي واشنگتن پست درست و دقيق است و يا بخشي از واقعيت به شمار مي‌رود. آن رسانه بهره برداري خود را مي‌کند بلکه بايد به سخنان مقامات رسمي‌آمريکا توجه داشت ...

درباره سخنان مقامات رسمي نيز روز گذشته بار ديگر شاهد اظهارات سخنگوي وزارت امورخارجه آمريکا بوديم که اعلام کرده بود آمريکا آماده مذاکرات است؟

اين سياست آمريکا است. آمريکا در 4 سال گذشته سياست بوش را کنار گذاشت چرا که بوش معتقد بود ايران بايد غني‌سازي اورانيوم را متوقف کرده و سپس با ايران مذاکره مي‌کنيم. آمريکايي‌ها در دوران اوباما تاکتيک خود را عوض کرده و اعلام کردند آماده مذاکرات هستيم اما همچنان فشار عليه ايران را افزايش دادند؛ حتي فشارهايي بيشتر از دوران بوش. در دوران اوباما تحريم‌ها را گسترده کردند تا فشار راافزايش دهند در عين حال دم از مذاکرات مي‌زنند. بنابر اين بحث سخنگوي وزارت امور خارجه آمريکا نيز درست است اما آمريکايي‌ها به دنبال آن هستند که فشار را تا حدي عليه ايران افزايش دهند که ايران در يک شرايط استيصال پاي ميز مذاکره بنشيند.

سوال اينجا است که آيا ممکن است با حضور جان کري در دستگاه ديپلماسي آمريکا تغيير راهبردي در سياست خارجي آمريکا به وقوع بپيوندد؟

بله، من بر خلاف آن‌هايي که معتقدند وزير امور خارجه در دستگاه سياست خارجي آمريکا هيچ نقشي ندارد - ضمن احترام به آن ديدگاه‌ها - معتقدم وزير خارجه نقش دارد. همچنان که خانم رايس با کلينتون قابل مقايسه نبود و کلينتون نيز با کري قابل مقايسه نيست. وزير امور خارجه در کليات سياست خارجي نمي‌تواند تعيين‌کننده باشند اما در جزئيات آن، نحوه موضع‌گيري‌ها، نوع اجرا‌، ابتکاراتي که مي‌توانند انجام دهند و .. حتما با يکديگر تفاوت دارند. کري يک چهره ميانه‌رو است و سابقه او نيز نشان داده است که آماده اجراي هر نوع کار فوق العاده در دستگاه سياست خارجي آمريکا است اما به اندازه يک وزير امور خارجه موثر خواهد بود، يعني در نحوه اجرا و ابتکارات مختلفي که در پيش مي‌گيرد.

در اين اندازه‌ها مي‌توان انتظار داشت با آمدن جان کري تغييراتي در سياست خارجي آمريکا رخ دهد اما اين تغييرات ريشه‌اي نخواهد بود. بايد توجه داشت که وزير امور خارجه در آمريکا به عنوان چهارمين مقام رسمي‌محسوب مي‌شود، يعني ابتدا رئيس‌جمهور، سپس معاون رئيس‌جمهور، سوم رئيس مجلس نمايندگان و چهارم وزير امورخارجه به عنوان مقامات رسمي‌هستند. از اين رو جايگاه تاثير گذاري در ساختار را نظام حاکم بر آمريکا در اختيار دارد.
اشتراک گذاری :
گزارش خطا
ارسال نظر