دست به دست هم دهيم
مهندس محسن خليلي*
سال آتی را میتوان سال سختی برای اقتصاد کشورمان پیشبینی كرد. تشدید فشارهای خارجی و کاهش درآمد ملی بالطبع تاثیر خود را بر زندگی و معیشت روزمره ایرانیان بر جای خواهد نهاد. اما چگونگی غلبه بر این سختی یا به تعبیر یکی از اقتصاددانان مطرح کشورمان (استاد محترم دکتر نیلی عزیز)، نحوه خروج از این «تونل» میتواند وضعیتی دیگر را برای کشورمان رقم بزند.
![]() |
سال آتی را میتوان سال سختی برای اقتصاد کشورمان پیشبینی كرد. تشدید فشارهای خارجی و کاهش درآمد ملی بالطبع تاثیر خود را بر زندگی و معیشت روزمره ایرانیان بر جای خواهد نهاد.
اما چگونگی غلبه بر این سختی یا به تعبیر یکی از اقتصاددانان مطرح کشورمان (استاد محترم دکتر نیلی عزیز)، نحوه خروج از این «تونل» میتواند وضعیتی دیگر را برای کشورمان رقم زند. کاهش درآمدهای نفتی میتواند به نارسايي بودجه بهخصوص در بخش عمراني و قطع اميد از تصديگراييهاي دولت و قدرتگيري بخش خصوصي براي گذران امور كشور چنانکه سیاستهای راهبردی نظام نیز برآن تاکید دارد (سیاستهای اصل 44) بینجامد. اما به گمان خدمتگزار، نظیراین شاید موقعیتها یا به تعبیری، تهدید - فرصتها در تاریخ کشورمان کم نبوده است، اما متاسفانه بـه سبب نبـود یا نهادینـه نشـدن یک تعریـف مشخـص از «توسعه» در بر همان پاشنه هميشگي چرخیده و بهرغم جهشهایی در مقاطعی همچون: دوران ملی شدن صنعت نفت، اواخر دهه چهل، دهه هفتاد همچنان معضلات و مشکلاتمان پا برجا و تداوم داشته است. چنانکه رياست محترم جمهور نیز در گفتوگوی تلویزیونی اخير خود از «بيماريهاي مزمن بهرهوري پايين، تورم مستمر، واردات بالا و صادرات پايين» سخن گفتند.
اما «توسعه يافتگي» چگونه وضعیتی است ؟ شاید بتوان گفت: «توسعه»، «حذف» نیست و «جذب» است. جذب افکار، اندیشهها، دوستیها و محبتها. «جذب» سرمایههای فکری، مالی، تکنولوژیک. «توسعه» با هم بـودن است، مدارا و تسامح، پذیرفتن و درک دیگری است. خود را در پرتو کل دیدن و کل را جزئی از خود دانستـن. «وحدت» و «همگرایی» در عین «کثرت» و «تنوع افکار و عقاید» در گستره ملی. توسعه یک اتفاق نیست، حاصل فکر است و عمل، «توسعه» ساختن است. عناصر و اجزا را گردهم آوردن و داشتهها و دانستهها از گذشته و حـال را در جهت خواستها و آمال آینده سمت و سـو دادن. توسعه «با هـم شدن» است، «ارتباط داشتن» و خـود را «مطلق» ندیدن است. توسعه میانه روی و اعتدال است. توسعه فضیلت دانستن کار و تلاش است و تغییر مداوم در جهت ثبات. توسعه به تعبير «آمارتياسن» چيزي نيست جز دستيابي به انواع آزاديها.
درآمد سرانه پایین، رشد ناپایدار اقتصادی، جایگاه ضعیف در اقتصاد جهان، وابستگی شدید به درآمدهـای نفتی، پایین بودن نرخ بهرهوری، نرخ بیکاری و تورم بالا، فقر و نابرابری، عقب ماندگیهای تکنولوژیک، رانت خواری و نظام ناکـارآمد اداری و بـیتوجهی به مسوولیتها و سرمایه اجتماعی و ... همه از مظاهر توسعه نیافتگی و بیعلاقگی به همدلی و همکاریهای ملی و عمومی است که مي تواند به رسم عوارض دردناك برما حاكم شود، اما اين معضلات ریشهای با وجود قابلیتهای بزرگی همچون فرهنگ و تاریخ تمدن غنی، نیروی کار جوان و مستعد، منابع فراوان زیرزمینی، موقعیت استراتژیک جغرافیایی، بازار مصرف بزرگ داخلی و منطقهای و زیرساختهای قابل قبول میتواند در سایه ترجمان «توسعه» با معاني فوقالذكر كه «انسانيت» و «اخلاق» محور آن است كشورمان را در مدار توسعه يافتگي قرار دهد؛ بنابراين به نظر میرسد باید «انسان» را محور قرار دهیم و تعریفی را مبنا قرار دهیم و معبر سختیها و تنگناها و مشکلات را با عشق و محبت و دوستی چراغان و افقی روشن را در انتهای راه براي جامعه رسم کنیم. شاید تعریف ذيل، تعریف مناسبی برای توافق همگانی باشد: «توسعه انسانی، توسعهای است بر مبنای اولویتهای رفاه انسانی که هدف آن تضمین و گسترش گزینههای مردم برای برابری هر چه بیشتر فرصتها برای تمام جامعه و توانمندسازی آنان به صورتی که همه در فرآیند توسعه مشارکت کرده و از آن متمتع شوند. (گزارش توسعه انسانی سازمان ملل 1996) تعریفی که مولفههای آن در سند چشم انداز توسعه کشورمان در افق 1404 نیز مورد تاکید قرار گرفته است، یعنی رشد توامان اقتصادی با عدالت اجتماعی و عزت و منزلت انسانی. باید در نظر داشت که توسعه دیگر امروز موضوعی داخلی نیست، بلکه موضوعی کلیدی و بینالمللی است، چنانکه از یک سو شاهد موفقیتهای کشورهای موسوم به بریک (برزیل، هند، چین، آفریقای جنوبی، روسیه) هستیم و از دیگر سو متاسفانه لشکر کشورهای شکست خورده در این مسیر را مشاهده میکنیم (سومالی، سودان، رواندا، لیبریا، افغانستان، بـروندی و ...) (گزارش سال 2007، سازمان سرمایه برای صلح). آنچه در نمونههای موفق مشخص است آن است کـه «تا هنگامی که دولت و جامعه همسوی هم کار کنند و نه در جهت متفاوت، دستاوردهای مطلوب توسعه میتواند حداقل در شرایط اقتصاد کلان حاصل شوند.» (جفری هینز، مطالعات توسعه ) و از سوی دیگر خشونتهای داخلی، امر توسعه را در کشورهای توسعه نیافته ناممکن ساخته و توان ملی آنها را بهشدت تحلیل میبرد. پس چه زیباست به جاي آنكه با فراموشي مصالح ملي اوقات خود را مصروف تضاد و تفريق نيروها كنيم با همکاری و همراهی و هم اندیشی موجبات تجمیع آثار وجودی و دستاوردهای عمومی را فراهم سازیم. «توسعه» بدون شک یک هنر رفتاری است که با برخورداری از سلوک و همراهی و همکاری حاصل میشود و بیتردید همه در زندگی خود مشاهده کردهایم که حاصل تجمیع توانايیهای انسانها از جمع جبری نیروهای آنها فزونتر است! حس این خدمتگزار سالخورده را باور داشته باشید «توسعه» بیش از هر زمان دیگری برای ما ضروری و بیش از هر زمان دیگری نیز دستیافتنی است!
* رييس هيات مديره انجمن مديران صنايع

