پیششرط تهران برای مذاکره با آمریکا
راهی که ادامه آن خطرناکترین تصمیم است
نکته قابل توجه آنکه در میان صحبتهای شخصیتهای سیاسی چون بایدن یا صالحی، چهرههای آکادمیک سیاست آمریکا هم به گود عمل وارد شدهاند و از شرایط مذاکره سخن میگویند. فلینت و هیلاری لِورنت در مقالهای با تاکید بر ضرورت تغییر رویکرد آمریکا در قبال ایران تصریح کردند؛ آمریکا باید حقوق جمهوری اسلامی ایران، از جمله حق غنیسازی اورانیوم را به رسمیت بشناسد. به عقیده نویسندگان این مقاله که در خبرگزاری رویترز منتشر شده بود، درحالی که واشنگتن و متحدانش برای دور جدید گفتوگوهای هستهای با ایران آماده میشوند، دولت اوباما و نخبگان سیاسی در واشنگتن بهگونهای در این مورد صحبت میکنند، گویی که آمریکا اساسا اوضاع را تحت کنترل دارد، اما اینگونه نیست. فلینت و هیلاری میافزایند به آمریکایی گفته میشود که تحریمها روزبه روز بر اقتصاد ایران فشار بیشتری میآورد و با ادامه این وضع، یا تهران از غنیسازی دست برخواهد داشت یا ارتش آمریکا، تاسیسات هستهای ایران را نابود خواهد کرد. درحالی که نویسندگان این مقاله این القائات آمریکاییها را «خیالبافی خطرناک» خوانده و معتقد هستند اینگونه ادعاها ناشی از «توهمات آمریکا» درمورد واقعیت خاورمیانه است. درحال حاضر موقعیت آمریکا به خاطر جنگهای شکستخورده افغانستان و عراق که به کشورهای اشغالشده تبدیل شدهاند، سیاست جنگ علیه تروریسم آمریکا که جوامع مسلمان را به دشمن سیاستهای آمریکا تبدیل کرده است و حمایت بیحد و حصر آمریکا از اشغال سرزمینهای اعراب، رو به سقوط است. با افزایش آگاهی مردم منطقه، مردم خاورمیانه ادامه چنین سیاستهایی را تحمل نخواهند کرد. در این مقاله آمده است در چنین جوی، اگر آمریکا جنگ دیگری را با یک کشور دیگر در خاورمیانه برای نابودی تسلیحات هستهای «که ندارد» به راه بیندازد، عواقب این جنگ برای منافع آمریکا فاجعهبار خواهد بود. سیاست کنونی آمریکا در قبال ایران یعنی سیاست مذاکره تحت شرایطی که منافع ایران تامین نمیشود، مخاصمه بین آمریکا و ایران را افزایش خواهد داد.
سیاست آمریکا درعمل هیچگاه تغییر نداشته است
به باور نویسندگانِ مقاله منتشره در خبرگزاری رویترز، آمریکا به خاطر منافعش، باید با تغییر سیاستهایش در قبال ایران، رویکرد کاملا متفاوتی را برای آینده تعامل با ایران در پیش بگیرد. آمریکا، به همان اندازه که ریچارد نیکسون در آغاز دهه 70 میلادی روابطش را با چین تعدیل کرد، باید روابطش را با جمهوری اسلامی ایران تعدیل کند. این هدف، تنها از راه گفتوگو حاصل نمیشود و آمریکا باید گامهای جدی در این راه بردارد. در سال 2008 و در میانه دید منفی آمریکاییها به جنگهای آمریکا در خاورمیانه، باراک اوباما، به عنوان نامزد ریاستجمهوری آمریکا «قول داد» پس از پیروزی در انتخابات با کاستن از تنش میان آمریکا و ایران، با ایران وارد روابط سازنده خواهد شد. فلینت و هیلاری لِورنت بر این باور هستند که پس از آغاز دوره دوم ریاستجمهوری اوباما، این خطر وجود دارد که اوباما با اعلام بینتیجه بودن تلاشهایش برای برقراری روابط سازنده با ایران، گزینه گفتوگو با ایران را کنار بگذارد هر چند اوباما در عمل هیچگاه تلاشی برای تعامل سازنده با ایران نداشته است.
به رسمیت شناختن غنیسازی، تنها راه موجود
درحالی که مقامات آمریکایی همواره ایران را به وقتکشی و نبود توافق داخلی برای انجام گفتوگوهای جدی متهم میکنند، این واشنگتن بوده که در بیشتر اوقات به لحاظ دیپلماتیک و سیاسی برای انجام تعامل سازنده با ایران جدی نبوده است. ایران همیشه پذیرای بازدید سرزده بازرسان آژانس بینالمللی انرژی اتمی از فعالیتهای هستهای خود بوده است به شرط اینکه قدرتهای غربی در عوض، حق ایران برای غنیسازی را به رسمیت بشناسند اما اوباما، همانند روسای جمهور پیشین آمریکا، از پذیرش حق ایران برای غنیسازی سر باز زده است. برای آغاز سیاست جدید آمریکا در قبال ایران و پذیرش حق هستهای ایران، آمریکا باید با به رسمیت شناختن جمهوری اسلامی ایران به عنوان یک نظام سیاسی مشروع که نماینده منافع ملی مشروع حاکمیت خود است و پذیرش ایران به عنوان یک قدرت منطقهای که حاضر به اطاعت از واشنگتن نیست، رویکرد جدیدی را در قبال ایران درپیش بگیرد. هیچ یک از روسای جمهور پیشین آمریکا حاضر به تعامل با ایران با این رویکرد نبودهاند. به عقیده فلینت و هیلاری لِورنت، تنها راهحل کارآمد برای حل بنبست میان آمریکا و ایران این است که آمریکا حقوق جمهوری اسلامی ایران، از جمله حق غنیسازی اورانیوم را بپذیرد و تایید کند. این رویکرد تنها رویکردی است که میتواند به حل بنبست میان آمریکا و ایران کمک کند.
گزارش خطا
0 پسندیدم
ارسال نظر
اخبار روز
خبرنامه
