بورس‌نیوز(بورس‌خبر)، قدیمی ترین پایگاه خبری بازار سرمایه ایران

      
يکشنبه ۲۲ بهمن ۱۳۹۱ - ۰۸:۰۳

حال ما خوب است، اما تو باور مکن

کد خبر : ۸۸۵۱۹
ضياء هادوي
سوز سردي در هواي شهر پيچيده، سوز برف است و از خود برف خبري نيست، گويا شادي وسپيدي به ما نيامده، شايد هم حرارت اعمال وکردارمان هست که دانه‌هاي برف را نرسيده به بالاي شهر نه تنها آب مي‌کند که بخار مي‌سازد!! مي‌روم تا روزنامه اي بخرم،کنار پياده رو پسر 9يا 10ساله اي توجهم را جلب مي‌کند، با پا‌هاي برهنه روي زمين سرد وتيره نشسته چند بسته جوراب سياه و دستمال‌هاي کاغذي سپيد جلويش گذاشته و دارد مشق مي‌نويسد و درس مي‌خواند، جلو مي‌روم من را که مي‌بيند مي‌گويد آقا يک جوراب بخريد ارزان مي‌دهم، مي‌گويم چند ؟ مي‌فهمد که خواهان هستم، مي‌گويد جفتي 3000 تومان دوتا بخريد 5000 تومان هم مي‌دهم دست در جيبم مي‌کنم و يک اسکناس از همان‌هايي که در يک طرفش حق مسلم مارا درج کرده اند به پسرک ميدهم خوشحال مي‌شود و دوجفت جوراب به من مي‌دهد.
مي گويم:کلاس چندمي؟ مي‌گويد: دوم: مي‌گويم پسر سردت نيست مي‌گويد خوب چرا؟ ولي مجبورم، بايد کار کنم پدرم از داربست افتاده و الان قطع نخاعي شده پيمانکارش هم بيمه اش نکرده بود، من وخواهرم و مادرم مجبوريم کار کنيم، -گوشه خيابان را نشانم ميدهد _دخترک 7 يا 8 ساله اي که داد مي‌زند آقا، خانم ، گل‌هاي قشنگ دارم، گل بخريد، پيش خودم مي‌گويم، خدا را شکر اين يارانه هارا مي‌دهند وگر نه اين مردم چه مصيبت‌هايي که نداشتند!!
پسرک مي‌گويد: حواسم بهش هست، خوب خواهرمه !! از غيرتي بودنش خند ه ام مي‌گيرد وتعجب ميکنم در زمانه اي که کم هم نيستند افرادي که غيرت، شرف وانسانيت را با هسته اش قورت داده اند، پسرکي اين چنين براي دفاع از ناموس و خانواده اش کار مي‌کند و درس هم مي‌خواند بعد ادامه مي‌دهد، مادرم هم از صبح ميرود خو نه‌هاي مردم کارگري، روز نامه را در دستم مي‌بيند. مي‌گويد: معلوم شد چند مي‌خواهند عيدي بدهند ؟ تحسينش مي‌کنم از اين روحيه ي تلاشگرش واز اينکه براي خودش مردي است ستايشش ميکنم مي‌گويم:عيدي؟ مي‌گويد: آره امروز گفتند: ((مي خوان بگن چند تومن براي عيدي ميدن))، دو زاري ام مي‌افتد که امروز قرار بوده ميزان کمک خير خواهانه وبشر دوستانه مشترک مجلس و دولت به مردم براي شب عيد را اعلام کنند. 
مي گويد براي خواهرم مي‌خوام کلاه وکفش بخرم خيلي سردش هست براي مامانم يه ژاکت براي بابام هم...... (( عجب صبري خدا دارد)) بلند مي‌شوم تا اشک هايم رانبيند به آن سمت خيابان مي‌روم يک شاخه گل از دخترک مي‌خرم و مي‌گويم برو اين گل و اين جوراب‌ها روبه آن پسرک که آن گوشه نشسته بده بگو: خيلي مردي، دخترک هاج واج من را نگاه مي‌کند..
سوار ماشين مي‌شوم راديو را روشن مي‌کنم تا حال وهوايم عوض شود، سرود‌هاي انقلاب 57 را مي‌خواند ، ......تو پناهي بر ضعيفان يا الله..... همه جا ...... ياد کساني مي‌افتم که 34 سال پيش دست به دست هم دادند و از ظلم وستمي که بر آنها مي‌رفت به خيابان‌ها ريختند تا خودشان بر سرنوشت خود وکشورشان حاکم باشند.فريادشان استقلال بود وآزادي بعد خواستند جمهوري هم داشته باشند آن هم اسلامي.چه خون‌هايي که ريخته نشد و چه جان‌ها که فدا نشد تا به اين جا رسيديم و وبرخي از ما کفران نعمت کرديم وچه راحت اتحاد و وحدت آغازين را رفته رفته به تفرقه بدل کرديم، به جاي اين که در جهت رفع مشکلات فرهنگي، اجتماعي،اقتصادي ومعيشتي مردمان اين سرزمين بکوشيم، رفتيم سراغ مسايل حاشيه اي واز اصل به دور مانديم.
بعضي از ما به جاي اين که روز به روز سنگي را از جلوي پاي اين مردم برداريم به بهانه‌هاي مختلف سنگي گذاشتيم، و هر روز که گذشت همديگر را متهم کرديم و براي اثبات خدمت خودمان به نفي ديگري متوسل شديم، يادمان رفت تمام رفتار مان زير ذره بين دقيق نظارت مردم فهيم قرار دارد، و آنها با صبوري همه اين رفتار‌ها را مي‌بينند وبه خاطر حفظ نظام کلامي نمي‌گويند تا مبادا بد خواهان وکينه جويان شاد شوند وبهره‌هاي تبليغاتي از آن برند . يادمان رفت قرار بود يک موي اين کوخ نشينان را به همه ي کاخ نشينان ندهيم، و حالا.................
حالم بد تر مي‌شود موج راديو را عوض مي‌کنم، اين جا راديو فردا- انتشار نوار مکالمه در مجلس توسط ..... -مي روم روي موج وطن خودمان که هيچ جا وطن نمي‌شود، راديو مجلس، عجب سرو صدايي هست، اتحاد قابل وصف و مثال زدني بين مسئولان برقراراست، از اين همه دغدغه براي رفع مشکل مردم در مجلس تعجب مي‌کنم، صداي فرياد‌هاي درهم برهم ونگو بگو، بگم بگم روکن، رو نکن، بزار رو کنه، من مجبورم بگم.....عجب اوضاعي هست، بيچاره پسرک که فکر مي‌کرد امروز مي‌خواهند نرخ عيدي اش را تصويب کنند، به چراغ قرمز مي‌رسم، من که اهل گذشتن از چراغ قرمز هم که نيستم: پشت چراغ قرمز مي‌ايستم ، عکس شهيدي زيبا در جلوي چشمانم هست مي‌خوانم احوالات شهادتش را و اين که بدن او بي سر به مام وطنش برگشت، به قامت پر شکوهش زل ميزنم، دلم لک مي‌زند براي شهيدان ومردان وزناني راست قامت که چه زيبا وبا غرور پر کشيدند تا استقلال و آزادگي شان حفظ شود، خوشا به حال شان که رفتند تا اين روز‌هايي که بر ما و مردم ما مي‌رود را نبينند، در خيالم غوطه ور مي‌شوم، شمارش معکوس شروع مي‌شود، 180- 179-178-177......به چشمانم زل زده مي‌گويد، اخوي چه خبر؟ 
مي خواهم آبروداري کنم پيش خودم. مي‌گويم او که نمي‌بيند، او که سر در بدن ندارد، بگذار از حال مردمان وامروز کشورمان با افتخار وبه نيکي ياد کنم و کمي تا قسمتي هم آرزو‌هاي آغازين را بگويم و بگويم هنوز بر همان عهد ديرين هستيم، تا احساس نکند که خون شان به هدر رفته و هدف مقدسشان گم گشته!! صداي راديو را مي‌شنود به او مي‌گويم که باور کن که اين افشا گري‌ها که نه روشنگري‌ها، اين نوار و عکس نشان دادن‌ها، اين گلو پاره کردن‌ها وفرياد زدن‌ها همه و همه براي مردم است ! اصلا براي شخص و منفعت گروه ودوستان وفاميل نيست، مي‌گويم اين‌ها همه درد دين دارند، همه مسلمان واقعي و پيرو ائمه اطهار و سيره و سلوکشان را سر مشق قرار داده اند ، عهد نامه مالک اشتر سر لوحه کار شان است و همه کار هاشان براي مصالح نظام ودر جهت خدمت به مردم است، ،
تمام فرياد هاشان در ديروز، امروز، فردا، براي آن است که نظام و حکومت ما استعلا و سر بلندي يابد، اگر هم برخورد حذفي-حصري مي‌کنند براي اين است که مصلحت را در اين مي‌بينند تا حکومت و نظام را حفظ کنند، که حفظ نظام از اهم واجبات است البته اين يعني نه اين که از هر راهي براي حفظ کردن آن کوشيده اند، نه اصلا، چون يادتان هست ما مي‌گفتيم هدف وسيله را توجيه نمي‌کند، هنوز هم بر سر همان حرف ايستاده ايم و به آن باور داريم، آري برادر، آن حرف مال کمونيست‌ها و مارکسسيت‌هاي بي دين بود، اصلا هم از دين و مذهب و احساسات مذهبي مردم مايه نمي‌گذاريم تا مخالف مان را از صحنه بيرون کنيم، امروز هم دارند تلاش مي‌کنند درصد عيدي همان کودک خيابان نشين را بالا ببرند، جز به مصلحت نظام نمي‌اند يشند، اين‌ها همه مي‌دانند که پيامبر رحمت و انسانيت برانگيخته شد براي مکارم اخلاقي، براي همين است که در همه جا اخلاق را رعايت مي‌کنند، اصلا دروغ نمي‌گويند، خيانت در امانت مردم نمي‌کنند، تهمت نمي‌زنند، آبروي ديگران براي آن‌ها حرمت دارد و آبرو ريزي نمي‌کنند، اصلا به فکر زر اندوزي وجمع کردن ثروت برا ي خودشان وفرزندان ودوستان شان نيستند، مي‌دانند که رفتارشان اعتماد عمومي مردم و جوانان را نشانه گرفته، براي همين هم رعايت انصاف واخلاق را در حرف زدن وعملکردشان دارند، مي‌گويم اين سرو صدا‌ها براي اين است که همه دوست دارند قانون حاکم باشد ودر چارچوب قانون همه حرکت کنند، همه مي‌خواهند جلوي بي قانوني را بگيرند، حرف اول وآخر رادر بين اين مسئولين ما قانون مي‌زند، الان هم دارند تلاش مي‌کنند تا مشکلات معيشتي و اقتصادي مردم را حل کنند.
اختلاف بين مسئولين اصلا وجود ندارد، اگر هم موردي باشد آن هم براي اين است که هر يکي بيشتر از ديگري مي‌خواهد به اين مردم خدمت کند براي همين هم بعضي وقت‌ها خودرو‌هاي خدمت شان به مردم در سبقت از يکديگر شايد کمي از بغل به هم بخورند، نه اصلا، امکان ندارد شاخ به شاخ شوند، مي‌دانند شاخ به شاخ شدن چه تلفات سنگيني دارد، امروز همه در آن جايي که قرار بود در راس امورباشد جمع شده اند تا در اين زماني که همه آرزو دارند زمين خوردن ما راببينند، جلوي زمين خوردن مردم ونظام را بگيرند. اين مسئولين ما آن قدر دوست هم هستند و دوست داشتني و اتحادي بين شان برقرار است که خنثي کننده ي بسياري از توطئه‌ها هست، چون آن‌ها مي‌دانند وبه آن‌ها متذکر هم شده اند که اختلا ف‌هاي کوچک را بين مردم بردن يک نوع خيانت به مردم ونظام هست، براي همين هم هست که مدام عکس‌هاي يادگاري شان را براي هم بلوتوث مي‌کنند وبا هم عکس وفيلم مي‌گيرند که اين اتحادشان بيشتر جلوه کنه، والبته اسناد افتخارو غير افتخار در خدمت به مردم را نه از براي ريا و يا زبانم لال افشا گري که از براي روشنگري، براي اين که مردم بدانند که آن‌ها خدمت گزاران واقعي شان هستند ارائه مي‌دهند و رو مي‌کنند، اصلا رانت، سوء استفاده از بيت المال و اختلاس، قانون گريزي، دور زدن قانون که اصلا و ابدا، رفيق بازي، فاميل گرايي هم که وجود ندارد، اگر هم باشد خيلي خيلي خيلي کم هست که به چشم نمي‌آيد.
خلاصه شهيد عزيز آن چنان اتحادي داريم که نگو، ما قدر خون‌هاي ريخته شده براي آبياري درخت نظام را مي‌دانيم، قدر تمام آن‌هايي که براي مردم و نظام وکشور از گذشته و از ساليان دور تا امروززحمت کشيدند و تلاش کردند را مي‌دانيم و منت دار تلاش شان هم هستيم، مي‌دانيم تفرقه و گسست آفت و رمز خشکاندن اين درخت تنومند است براي همين هرگز در صدد تفرقه بر نمي‌ آييم، هر از چند گاهي شاخ وبرگ‌هاي اضافي درخت را کوتاه مي‌کنيم، ولي حواس مان هست که شا خه‌ها و ساقه‌هاي اصلي که ساليان سال با اين درخت بودند را کوتاه نکنيم، تنها چيزي که بين مسئولين ما وجود ندارد تفرقه، تهمت، افترا وبي اخلاقي است، آن‌ها مي‌دانند که اين رفتار‌ها باعث مي‌شود تا مردم وبويژه جوانان از نظام نا اميد شوند پس حواس شان هست که تخم مرگ نا اميدي و ياس را در دل‌ها ي مردم نکارند، چون مي‌دانند که ملخ‌هاي تفرقه هر از چند گاهي به مزارع وحدت ما حمله مي‌کنند .
نگاهي به من مي‌کند، لبخند بسيار تلخي مي‌زند، سرم را پايين مي‌اندازم ، شرمنده مي‌شوم،وزير لب با خجالت مي‌گويم شما چه خبر اخوي !!! 
مي گويد حال ما هم خوب است،خيلي خوب، اما تو باور نکن !!! و با دست به آن سمت خيابان اشاره مي‌کند، بنر قشنگي را مي‌بينم که بر روي آن نوشته شده است ((اين عمار))، ياد بزرگ مردي مي‌افتم که اين روزها خيلي تنهاست، ولي هنوز هم سنگ صبور وتکيه گاه مردمان سرزمينم هست، خوشحال مي‌شوم که هنوز کسي هست که به ما اميد، پايمردي واستقامت بدهد، بوق‌هاي ممتد ماشين‌هاي پشت سر من را به حال خودم مي‌آورد ، چراغ سبز شده است و وقت رفتن!!
اشتراک گذاری :
گزارش خطا
ارسال نظر