فرصتی که مسئولان اقتصادی برای دلالان فراهم می کنند
به گزارش تابناک، این روزها اقتصاد ما شرایط سیاست ما را گرفته است و عدم شفافیت در اقتصاد کشور به حدی زیاد شده است که حتی معمولترین اقدامات اقتصادی هم با ریسکهای بالا مواجه میشود. البته این عدم شفافیت در اقتصاد کشور موضوع امروز و دیروز نیست، موضوعی است که سالها است کشور در گیر آن است و سیاستها اقتصادی که نه کلانشان مشخص است و نه خردشان، منجر به آن شده که همواره آب اقتصاد کشور به درجات مختلف گل آلود باشد.
اما نکته در این جا است که اخیراً این میزان گل آلودگی اقتصاد کشور به اعلی درجه خود رسیده است و جالب در این میان آن است که بالا رفتن این عدم شفافیت نه به گردن آن دست از ماهیگیران معروف است، بلکه خود مسئولان اقتصادی کشور مسبب اصلی این عدم شفافیت در اقتصاد هستند.
به عبارتی هرچند تا پیش از این نیاز بود فرصت طلبان خود اقدام به گیج و گنگ کردن فضای اقتصادی برای بهره برداری کنند، امروز مسئولان اقتصادی با سیاستهای نسنجیده و بعضاً زودرس خود چنان فضای اقتصاد کشور را دچار ابهام کردهاند که باید گفت، زحمت بسیار زیادی را از دوش فرصت طلبان و دلالان اقتصادی (به معنای اعم کلمه) برداشتهاند!
سیاستهای اقتصادی این روزها در کشور، نه به شکل مرزهای کلان و نه در قالب خطوط خرد و جزئی به هیچ وجه شفاف نیست. برای درک این مورد هیچ نیازی هم به دانش اقتصادی وجود ندارد و هر فرد با هر درجه از اطلاعاتی و تنها با نگاهی به وضعیت بازار کشور و تیتر اخبار و حجم بالای مصاحبهها و ضد و نقیض گویی ها متوجه میشود که این آشفته بازار است و نه اقتصاد.
این روزها در اقتصاد هر کسی گویا علم و درفش خویش را برداشته است. بانک مرکزی در یک سو طرح میدهد و مجلس در سوی دیگر، رئیس جمهور یک چیز میگوید و وزیر چیز دیگر، هر روز طرح و لایحه و پیشنهاد و تایید و تکذیب و هزاران حرف و سخن دیگر در تیتر اخبار و روزنامهها دیده و شنیده میشود که واقعاً جای تعجب دارد. آن سوی کسی اقدامی میکند که این سویتر، دیگری لغو میکند، آنجا تصمیمی گرفته میشود که اینجا آن را قبول ندارند و تصمیم دیگر میگیرند. در این فضا چه کسی برد میکند؟ فرصت طلبان اقتصادی یا مردم عادی؟
تنها نگاهی کنید به سیاستها و حرف و سخنهای مهمترین نهاد اقتصادی کشور یعنی بانک مرکزی. بیش از 2 هفته است که از اعلام پیش فروش سکه این بانک میگذرد و بیش از 10 روز از اعلام طرح جدید ارزی این بانک. کدام یک از این دو تا کنون با جزئیات دقیق و زمان اجرای مشخص و از زبان یک نفر سخنگو بیان شده است؟ آن هم در مورد نهادی که خود سکان دار اقتصاد کشور است، یعنی باید باشد اگرچه اکنون نیست. اصلاً اگر قرار نبود اکنون جزئیاتی از این طرحها مشخص شود، چرا رسانهای شدند؟
اصلاً بپرسید که سیاستهای کلان پولی بانک مرکزی چیست؟ نه در حرف و سخن، بلکه در عمل. واقعاً چه کسی میداند که اکنون بانک مرکزی چه میکند و در آینده قصد دارد چه کاری کند؟ فعال اقتصاد و مردم عادی که قصد دارند در این آشفته بازار، بخشی از سرمایه خود را به کار انداخته و یا اصلاً به زندگی روزمره خود بپردازند، چگونه باید برای حتی یک ساعت آینده خود تصمیم بگیرند؟
حتی با کمی اغماض میتوان از این هم فراتر رفت و مشکلات اعم اقتصادی این روزها را نیز به گردن همین عدم شفافیت در سیاستها و تصمیم گیریها انداخت. در جایی که حرف و سخن مسئولان اقتصادی کشور تا حد سرسام آوری ضد و نقیض است و عمری کوتاه دارد و به سرعت تغییر و تحول میابد، آیا جای تعجب است که تورم کشور و این چنین با سرعت افزایش یابد و از دست کسی هم کاری بر نیاید؟ شاید در وهله نخست یک چنین قیاسی منطقی نباشد، اما به روشنی میتوان ارتباط اینها را با کمی موشکافی بیان کرد.
آب گل آلود این روزهای اقتصاد کشور بیش از همه ناشی از گل آلودگی ذهن و بیان و عمل مسئولان اقتصادی کشور است. در جایی که نهادهای بزرگ اقتصادی و مسئولان ارشد خود نمیدانند که چه میخواهند و چه میگویند، جای هیچ تعجبی نیست که دلالان بازار و فرصت طلبان خون مردم را در شیشه کنند و هر روز سهم بیشتری از این فضای آشفته ببرند. اختلاس و فساد و رانت خواری، گاهی ذهن خلاق و هوشمند و مریض نمیخواهد، کافی است مسئولان اقتصادی کشور سردرگم و بلاتکلیف و دست پاچه باشند.
هم در این فضا است که کم کم راه برای اظهار نظر همگان باز میشود و هر کسی احساس میکند که باید برای اقتصاد کشور نسخه بپیچد. نسخههایی که در خلاء تصمیم گیری صحیح و مشخص مسئولان، گاهی هم به عمل منجر میشود و آشفته اقتصاد را آشفتهتر میکند!
گزارش خطا
0 پسندیدم
ارسال نظر
اخبار روز
خبرنامه
