حبابها حكمراني ميكنند
حبابها نامی آشنا برای اقتصاد ایران دارند و در واقع همه اهالی اقتصاد آنها را به خوبی میشناسند. البته وقتی صحبت از «حباب» به میان میآید، هستند آدمهایی که یاد حبابهای دوران کودکی میافتند؛ یعنی حبابهایی که از دل کف صابون بیرون میآمدند و با فوت کودکان سر به هوا میگذاشتند. ولی با وجود این، در نهایت این روزها سخن گفتن از «حباب» مقدمهای میشود برای نقد وضع شاخصها، قیمتها و بازار. به نظر میرسد نکته جالب ماجرا در همین نقطه نهفته است.
حبابها زود از بین میروند و وقتی هوای گونههای خود را خالی میکنند گرفتار مرگ میشوند. وقتی آنها نمادی از اقتصاد میشوند، یعنی شاخصها نیز عمری حبابگونه دارند یا حرکت آنها را در حباب مسدود کردهاند. البته در این میان آنچه توجه به آن ضروری است، این مهم است که «حباب» در ادبیات نخبگان و مسئولان فصل مشترکی است و بسیار پیش میآید که همگی در توصیف رشد غیرطبیعی شاخصهای بازارها آن را تایید یا انکار کنند. حباب از دید عده بسياري از کارشناسان معادل دروغ است و از سوی دیگر کارشناسان دیگری نیز حباب را نشانه فشلیسم در سیاستگذاریهای اقتصادی تفسیر میکنند. البته گروهی از صاحبنظران نیز حباب را نوعی ترفند اقتصادی میدانند؛ یعنی بر این باورند که حبابها را پروزنهای اقتصادی در کیسه بازار میریزند تا از همهمه بازار بهترین ماهیها را برای خود صید کنند. با همه اینها مطمئن باشید در نهایت فرقی در شیب اقتصاد وجود ندارد؛ چون حباب، حباب است.
وقتی شاخصی رفتار حبابگونه دارد یعنی رفتارش دروغین است و درواقع قصد فریبکاری و گولزدن دارد. اگر یک آمار غیرواقعی توسط یک مسئول به مردم ارائه شود یا مسئولی در چشمان مردم نگاه و با خیالی آسوده اطلاعات اقتصادی را دستکاری کند، میشود گفت آن مسئول رفتاری حبابگونه دارد و سرانجام پف غیرواقعی و غیرطبیعی آن اطلاعات میترکد و حقیقت بر همگان هویدا میشود. بگذارید یکبار دیگر این پرسش را مطرح کنیم: حبابها در چه موقعی به وجود میآیند؟ میتوان این طور پاسخ داد که حباب اقتصادی زمانی شکل میگیرد که داد و ستد با نرخ بسیار بالاتر از ارزش واقعی کالایی در جریان باشد و غالبا این حباب بعد از شکلگیری بزرگ و بزرگتر میشود. یکی از ویژگیهای مهم حباب اقتصادی موقتیبودن آن است و مانند حباب فیزیکی - که قابل رویت است – هر لحظه احتمال ترکیدن آن میرود، اما اگر بخواهیم بدانیم چه زمانی حباب اقتصادی میترکد، باید گفت که این زمان بستگی به سطح آگاهی مردم جامعه دارد. در حقیقت براساس یک نظریه اقتصادی، تا زمانی که افراد با آگاهی پایین در جامعهای باشند «حباب» امکان رشد دارد و در نهایت در دست آخرین فرد از گروه افرادی که آگاهی ناکافی نسبت به بازار دارند، این حباب منفجر میشود.
طبیعی است که پس از ترکیدن حباب است که شاخص اقتصادی مورد نظر یا قیمت واقعی کالای مورد نظر مشخص میشود و چهبسا که بهدنبال این اتفاق، سودهای کلان و زیانهای هنگفت نصیب افراد شود. در سالهای اخیر، اقتصاد ایران جولانگاه حبابها بوده است؛ حبابهایی که حیات جدی خود را از اوایل دهه 80 در بورس اوراق بهادار آغاز کردند و بعدها در بازار مسکن تکثیر شدند و شرایط برای حیاتشان در سالهای اخیر در بازارهای سکه و ارز به خوبی فراهم شد و البته در ماههای گذشته به بازار خودرو هم سرایت کردهاند و این همه در حالی است که بهتازگی صحبت از رویت حبابها در ظروف آجیل هم هست!
شاید در سخن ساده باشد که حباب، میهمان این بازارها در کشور شده است اما واقع امر این است که بازارهای اقتصادی، زنجیروار به هم متصل هستند و چهبسا که عدم درمان بهموقع بیماری حبابی در هر یک از اين بازارها، در سرایت آن به دیگر بازارها بیتاثیر نباشد. این روزها اگر وامهایی که روزگاری جوابگوی بخش قابل توجهی از هزینهها بودند و دیگر یارای جبران اندکی از دشواریهای خرید را هم ندارند نشان از کاهش ارزش پول و مبادلات با نرخ بسیار بالاتر از حد معمول دارد. در چنین شرایطی ممکن است بسیاری افراد از افزایش داراییهای نقدی خود خرسند باشند و تصور سود را در ذهن خود بپرورانند، اما ماجرا این است که قطعا قدرت خرید کالای مورد نیاز برای این دسته افراد هم به رغم بالا رفتن موجودی حسابهای بانکیشان، کاهش یافته است.
حباب شیشهای
بورس اوراق بهادار یا همان تالار شیشهای، در یک دهه اخیر چندین بار میزبان حباب بوده است؛ در سالهای ۸۱، ۸۲، ۸۹ و۹۱ که البته وضعیت کنونی بازار سرمایه از دیدگاه وزیر اقتصاد، حبابدار نیست. یادآوری این نکته خالی از فایده نیست که اگرچه در اوایل سال ۸۳ بازار سرمایه به رونق سالهای قبل خود ادامه داد، اما در نیمههای این سال تنزل قابلتوجهی در شاخصهای سهام مشاهده شد. در سالهای ۸۱ و ۸۲ به شدت به مردم توصیه میشد به موازات داراییهای واقعی مانند زمین، طلا، مسکن، املاک، اتومبیل و غیره، به سمت سرمایهگذاری روی اوراق بهادار بروند. لذا در این سالها شاهد حضور بیشتر مردم برای سرمایهگذاری در بورس بودیم. ولی به دلایل گوناگون، شاخصهای بورس در سال ۸۳ به میزان بسياري تنزل یافتند. اغلب کارشناسان و مسئولان بورس، افزایش بیرویه قیمت سهام در سالهای ۸۱ و ۸۲ را موجب شکل گرفتن حبابی میدانستند که منتظر تلنگری برای ترکیدن و پایین آوردن شاخصها بود.
از دیگر عوامل تنزل شدید شاخصهای بورس در سال ۸۳، تقاضای زیاد و عرضه محدود سهام بود. به دنبال گسترش جغرافیایی بورس و تاسیس بازارهای محلی و استانی، هجوم سرمایهگذاریها در سالهای ۸۱ و ۸۲ موجب افزایش تقاضای سهام و در نتیجه رشد قیمت و شاخصها شد. اما از آنجا که اخبار مثبت و منفی همیشه بر بازار سرمایه تاثیر میگذارند، حباب بورس در نیمههای سال ۸۳ ترکید و آثار خود را نشان داد. اما بزرگترین ریزش تاریخ بورس سال ۸۴ با آغاز به کار دولت نهم اتفاق افتاد که دلیل اصلی آن نظرات رییسجمهور مبنی بر حرام بودن بورس بود و با توجه به اینکه مسئولان بورس هم، همعقیده با رییس دولت بودند، شاهد ریزش شدید بورس و افت شدید شاخصها و قیمتهای نمادهای مختلف بودیم؛ بهطوریکه برای مثال سهام تعدادی از شرکتهای پرطرفدار آن دوران که قیمت هر سهمشان چندهزار تومان بود، در حال حاضر دو سه رقمی شده است و این داستان برای تمامی شرکتهای بورس اتفاق افتاد و سهامداران را که زیانهای کلان کرده و از بورس ناامید شده بودند، از تالار شيشهاي راند و به بیرونقی بازار سرمایه منجر شد و پس از بالا و پایین رفتن شاخص در کانالهای بورس که تا اواخر سال 87 ادامه داشت، موسم خزان بورس در بهار ۸۸ رقم خورد؛ چراکه در این روزها شاخص در سطح زیر 10هزار متوقف شده و رونق و امید از بورس رخت بربسته بود.
پس از انتخابات جنجالی سال ۸۸، دولت درباره بورس تجدید نظر کرد و متوجه اهمیت بورس شد و به فکر رونقبخشی به بورس افتاد و سرمایه بسیاری به بورس تزریق کرد و با تاسیس شرکتهای سرمایهگذاری بزرگ، نبض بورس را به دست گرفت، بهطوریکه نفوذ دولت در بازار سرمایه در قهر ۱۱روزه رییس دولت بیش از پیش هویدا شد. رکوردشکنیهای بورس در دولت دهم به نوعی با عرضه اولیه همراه اول در زمستان ۸۸ کلید خورد تا بار دیگر در سال ۸۹ شاهد رشد حبابگونه شاخص بودیم که این حباب تا حدودی در سال ۹۰ ترکید. این حباب با تشکیل حباب در دیگر بخشهای اقتصاد و بازارهای موازی و غیرموازی در سالجاری (۹۱) باز هم در تالار شیشهای شکل گرفت بهطوریکه در این روزهای پایانی سال 91، بورس سودای فتح کانال 40هزارواحدی را در سر دارد و تصاحب و حفظ آن هم چندان دور از ذهن نمینماید و این در حالی است که به رغم اظهارات منتقدان، مسئولان دولتی فضای بورس را خوب و امیدبخش و البته به دور از هرگونه حبابی ارزیابی میکنند.
حباب خودرویی
حبابهای بازار اما این روزها به یک محدوده و یک حوزه اکتفا نکردهاند و رسیدن قیمت خودرو پراید در بازار به بیش از 20میلیون تومان و اعلام نرخ مصوب آن در سطحی بالاتر از 15میلیون تومان حکایت از آن دارد که خودروها هم داخل حباب افتادهاند و تا زمانی که این حبابها بترکد، نمیتوان رویای خودرو سواری زیر 10میلیون تومان را تحققیافته تصور کرد. بیشک در شرایطی که میزان دستمزد یک ماه کارگران از 500هزار تومان فراتر نمیرود و وام خودرو هفتمیلیون تومان است، خریداری ارزانترین خودرو بازار هم کار سادهای نیست و بیش از یک سال زمان لازم دارد. پراید که پیش از این با قیمتی حدود ۱۱میلیون تومان به خریداران عرضه میشد هماکنون با جهش قیمتی و البته بدون هیچ ضابطه منطقی به مرز ۲۰میلیون تومان رسیده است. به هرحال بد نیست با بررسی وضعیت درآمدی خانوادهها در ديگر کشورها و مقایسه آن با کشور خودمان ضمن ارزیابی میزان تلاش شرکتهای خودروساز در ایجاد رضایتمندی تمام خریداران، ببینیم با پول پراید ۲۰میلیونی که در حال حاضر عجیب در بازار ایران جولان میدهد چه خودروهایی میتوانستیم بخریم.
مقایسه قیمت و ویژگیها و آپشنهای فقط تعداد اندکی از خودروهای خارجی با آنچه ما در کشورمان به عنوان خودرو دست مصرفکنندگانمان میدهیم خالی از لطف نیست. هیوندای سانتافه در کلاس خودروهای اس یو وی (شاسیبلند)، لوکس و با به روزترین سیستم سوخترسانی و امتیازات بسیار دیگر در اروپا با قیمتی معادل ۲۰هزار و ۹۹۵ دلار عرضه میشود که بر مبنای ارز مبادلهای حدود ۵۰میلیون تومان میشود. اگر میزان حقوق دریافتی افراد را ملاک مقایسه قرار دهیم در بدترین شرایط و برای ضعیفترین قشر جامعه و کسانی که کمترین میزان حقوق را دریافت میکنند معادل شش تا هشت ماه حقوق دریافتی مصرفکنندگان اروپایی است. همین خودرو در کشور خودمان در شرایط موجود حداقل با قیمتی معدل ۱۸۰میلیون تومان، یعنی معادل ۱۸۰ ماه حقوق اقشار متوسط جامعه، بهفروش میرسد. تویوتا به عنوان یکی از بهترین و باکیفیتترین و بهروزترین خودروسازان جهان خودرو کمری خود را به عنوان خودرو در کلاس A و B با ویژگیهای خاص و امکانات بهخصوص به قیمت ۲۲هزار و ۲۳۵ دلاری در جهان عرضه میکند. این خودرو قدرت 2/5 لیتری و موتور الکتریکی ۲۰۰ اسب بخار دارد و قادر است صفر تا ۱۰۰ را در 7/6 ثانیه طی کند. کمری در ایران هماکنون بین ۱۵۰ تا ۱۶۰میلیون تومان عرضه میشود. تویوتای یاریس در کلاس خودروهای کلاس C با بهروزترین سیستم سوخترسانی، ایمنی یورو۵ و به عنوان یکی از کممصرفترین خودروهای جهان با قیمت ۱۴هزارو ۹۹۵ دلار به مصرفکنندگان دنیا البته غیراز مصرفکنندگان ایرانی عرضه میشود که بر مبنای ارز مبادلهای ۲۴۵۰ تومانی در کشور ما ۳۶میلیون تومان قيمت دارد.
این روزها اگرچه برخی منابع از ترکیدن حباب در بازار خودرو حکایت میکنند، اما با مصوبههای شورای تعیین قیمت خودرو و فغان و شکوه خودروسازان که مدام میگویند با این وضعیت قیمت، تولید و فروش برایمان صرف ندارد، نمیتوان تصور کرد که قیمتها به این زودیها پایین بیاید.
حباب چهارراه استانبولي
سکه و ارز از آن دست بازارهایی بود که وقتی اسیر حباب شد، رییس کل مصاحبهدوست بانک مرکزی را زیاد به مصاحبه انداخت. محمود بهمنی، در مقابل میکروفون هر رسانهای وعده ترکاندن حبابها را میداد و از برنامههایش برای رفع عطش بازار حکایت میکرد. فصل سرمای سال گذشته بود که دلار هزارتومانی، شتابان در جاده قیمتها پیش رفت و 2هزار تومان را فتح کرد. قیمتها اندکی بعد کاهش یافت و وقتی در اواخر بهار دوباره روال صعودی در پیش گرفته شد، فکر بورس ارز در سر طراحان افتاد. بورس ارز اما به اتاق مبادلاتی تبدیل شد و قیمت دلار در این اتاق در بیشتر روزهای سال در سطحی نزدیک به 2هزار و 500 تومان باقی ماند اما قیمت آن در بازار آزاد غالبا اختلافی (اندکی بیشتر یا کمتر از) حدود هزارتومان داشت. این وضعیت حبابگونه بازار ارز، فارغ از آنکه فضای سوداگری برای علاقهمندان به کسب درآمدهای آسان را گشود، تجارت تاجران را نیز با دشواری مواجه کرد و گذشته از آن، مردم را برای خریداری کالاهای وارداتی به مشکل جدی انداخت.
بازار سکه هم تفاوت چندانی با ارز نداشت و حتی پیشفروشهای بانک مرکزی هم جز صف طویل خریداران و ارزانی مقطعی، عواید چندانی نصیب اقتصاد ملی نکرد. سکه تمامبهار آزادی که سالها در سطح 100هزار تومان بود، در سال 91 به 1/5میلیون تومان هم رسید و سکههای یکگرمی که در سال 89 ابداع بانک مرکزی محسوب میشد از سطح کمتر از 50هزار تومان در سال 89 به بیش از 300هزار تومان در سال 91 صعود کرد. افت مقطعی سنتی در ایام محرم و صفر هم علاجی موقت برای بازار بود و قیمتها که در آبان به اوج رسیده بود، در بهمن بازهم به اوج بازگشت و به رغم نزول تدریجی قیمتها در روزهای پایانی بهمنماه، اما قیمتهای حبابی سکه هنوز باقی است. البته بخشی از این گرانی به واسطه قیمتهای جهانی است اما حباب هم در بازار سکه ابعاد بزرگی دارد.
حباب مسكن
قیمت مسکن هم از حباب در امان نمانده است. سطح قیمتها که در آغاز فعالیت دولت نهم رشد شتابانی داشت، در میانههای این دولت با طرح ابتکاری مسکن مهر برای مدتی مهار شد، اما در ادامه به واسطه نوسانات نرخ ارز که روی مصالح ساختمانی عمدتا وارداتی تاثیر گذاشت، قیمت تمامشده مسکن بهگونهای حبابی رشد کرد و بازار روند نامهربانی با مردم را در پیش گرفت. البته ردهبندی و اولویتبندی ارز مبادلاتی اندکی از رشد قیمتهای برخی کالاها در شرایط حبابی جلوگیری کرد، اما آنچه روند افزایش در پیش گرفته بود، نتوانست حرکت شتابان خود را متوقف کند و در نتیجه آن، در آخرین ماههای سال نیز همچنان نوسان قیمتها در بخش مسکن وجود دارد و با وجود افزایش ساختوساز در سالهای گذشته بازهم بازار مسکن نسبت به افزایش قیمت تمایل بیشتری نشان میدهد. این در حالی است که در سالهای اخیر ساختوساز در شهر تهران افزایش یافت و در کنار مجوز تراکمهای تشویقی برای بافت فرسوده، ساختوساز در شهر تهران رونق زیادی پیدا کرد. البته در ماههای اخیر افزایش قیمت مصالح ساختمانی تا حدودی این روند را کندتر کرده است، اما سود زیاد آپارتمانسازی موجب توقف ساختوساز نمیشود. در واقع با وجود تاکید دولت بر اینکه با افزایش ساختوساز و تحویل واحدهای مسکن مهر، مسکن از کالای سرمایهای خارج میشود، این امر محقق نشده است و دلالان و سودجویان از این بازار نهایت استفاده را میبرند. براساس گزارشها، قیمت در مناطق متوسط به بالا در حدود متری چهار الی پنجمیلیون تومان است که با احتساب وام مسکن، درآمدهای خانوارها و وضعیت معیشت میتوان دریافت که قیمتها غیرعادی است.
حباب در بازار نوروز
با نزدیک شدن به روزهای پایانی سال دستاندرکاران تنظیم بازار شب عید امسال نیز گسترش عرضه و تشدید نظارت بر بازار کالاهای اساسی و اقلام کالایی مورد نیاز مردم در این ایام را هدفگذاری کردهاند. این در حالی است که بازار شب عید امسال متاثر از بعضي مسائل سیاسی و اقتصادی با شرایط خاصی مواجه است. مباحث مطرح در زمینه واردات برخی کالاهای اساسی با ارز مرجع یا مبادلهای، انتظارات تورمی ناشی از زمزمههای اجرای مرحله دوم قانون هدفمندی یارانهها و رشد تخلفات صنفی در عرضه کالاها از یک سو و افزایش هزینه تمامشده تولید و واردات ديگر کالاها با ارز مبادلهای یا آزاد از سوی دیگر، عملا زمینه افزایش حدود دوبرابری قیمت برخی اقلام مصرفی و کالاهای اساسی را فراهم کرده است. این شرایط موجب شده تا بسیاری از عرضهکنندگان کالاها و محصولات تولید داخل نیز با سوار شدن بر موج گرانی ديگر کالاها اقدام به افزایش رسمی و غیررسمی قیمت کالاها و خدمات کنند. روی دیگر سکه تنظیم بازار شب عید امسال، استفاده از ابزارهایی برای ساماندهی قیمت و عرضه کالاهاست که در یک دهه اخیر همواره محور اصلی این سیاستها بوده است. امسال نیز برپایی نمایشگاههای فروش بهاره در 400 نقطه کشور، اجرای طرح فروش فوقالعاده کالا در فروشگاههای منتخب و افزایش عرضه برخی کالاها با قیمتهایی به نسبت پایینتر از قیمتهای خردهفروشی سطح شهر محور اصلی سیاستهای تنظیم بازار شب عید اعلام شده است. این در حالی است که این شیوه تنظیم بازار شب عید، امسال نسبت به سالهای گذشته با چالشهای تازهای بهدلیل افزایش نرخ دلار، صرفه صادراتی برخی کالاها یا قاچاق کالاهای اساسی وارداتی با ارز مرجع مواجه بوده و بهطور مثال هنوز چانهزنی بر سر قيمت عرضه آجیل و خشکبار و احتمال توقف صادرات پسته بهدلیل رشد بیرویه قیمتها ادامه دارد و اتحادیههای صنفی نیز با تنگناهای بیشتری برای تامین و عرضه کالاها به نرخ مصوب مواجه هستند و این نشان میدهد حباب به بازار شب عید و قیمتهای شب عید راه یافته است و قیمتهای غیرواقعی و حبابی برای اجناس مورد نیاز و مصرفی مردم حدود دو هفته مانده به عید بیداد میکند. بنابراين حوزهای که به تازگی حبابها راه نفوذ به آن را یافتهاند، آجیل است. با توجه به نزدیک بودن نوروز و رسم خریداری آجیل برای آن، ضروری است که در این هفتههای پایانی بازار آجیل از ثبات برخوردار باشد، اما آنچه در عمل دیده میشود از قیمتهای غیرعادی حکایت دارد. در شرایطی که پیش از این عنوان شده بود، صادرات پسته با هدف تنظیم بازار داخل متوقف شده و این تصمیم هم دستور معاون اول است، اندکی بعد از محدودسازی به جای ممنوعیت در صادرات خبر رسید و بعد هم این طور عنوان شد که برنامه دولت این است که تولیدکنندگان به تنظیم بازار داخلی کمک کنند. موج گرانی غیرمنطقی در بازار آجیل، تا آنجا پیش رفت که برخی افراد با ارسال پیامکهایی تلاش کردند تصمیم خود مبنی بر عدم خرید آجیل را به اعتراضی مدنی در واکنش به این مهم تبدیل کنند. با این حال « قائممقام اتحادیه تعاونیهای تولیدکننده پسته کشور» با بیان اینکه 60هزار تن پسته مازاد در کشور وجود دارد، گفته است: «بازار پسته دست سودجویان افتاده است و صادرات آن ارتباطی با مصرف داخلی ندارد؛ ضمن آنکه قیمت کنونی پسته همراه با حباب است و این موضوع به دلیل ورود برخی دلالان به بازار پسته است و قیمت واقعی آن حدود 30هزار تومان قیمتگذاری شده است.» هرچه که هست، آجیل این روزها قیمتش با منطق جور درنمیآید و حبابی بودن شاید بهترین توصیف برای وضعیت آن باشد.
گزارش خطا
0 پسندیدم
ارسال نظر
اخبار روز
خبرنامه
