بهار سرگردان بورس
این روزها با به پایان رسیدن تعطیلات نوروزی شاهد شروع به کار جدی در کشور هستیم که این موضوع شامل حال بورس هم میشود. آمار و ارقام تا پایان هفته گذشته نشان میدهد که بورس در سال 92 شروع مطلوبی را به نمایش گذاشته است که برای این روند چند دلیل میتوان عنوان کرد. اول اینکه، بازار سرمایه در ماههای پایانی سال 91 و بهویژه در اسفندماه با نوسان منفی قابل توجهی روبهرو شد که این نوسان منفی دو دلیل عمده داشت؛ دلیل اول این اتفاق به صورت سنتی در اسفندماه هر سال به دلیل احتیاج بیشتر به نقدینگی فعالان بازار سرمایه رخ میدهد که در آن زمان اهالی تالار شیشهای اقدام به شناسایی سود و عرضه سهم برای تامین نقدینگی مورد نیاز خود میکنند و اما دلیل دوم این است که در اسفندماه سال 91 بنا به وعده مسئولان قرار بود عرضه اولیه مهم هلدینگ خلیجفارس صورت پذیرد که فعالان بازار سرمایه برای حضور در این رقابت اقدام به افزایش توان نقدینگی خود کردند. هرچند در دقایق پایانی کاری بورس در سال 91 این عرضه انجام شد اما به دلیل کشف قیمت نامعقول این سهم، عملا عرضه این سهم با موفقیت همراه نشد و تاکنون هم خبری از زمان عرضه مجدد این سهم منتشر نشده است. مجموع این عوامل درونی در بازار سرمایه باعث شد با آغاز سال جدید اکثر نمادهایی که به لحاظ بنیادی در وضعیت مطلوبی قرار داشتند اما به دلایل مذکور در ماههای پایانی سال 91 با افت قیمت مواجه شده بودند در سال جدید با اقبال فعالان بازار سرمایه مواجه شده و رشد قیمت خوبی را در روزهای تعطیلات نوروزی به ثبت رسانند.
مهمترین سوالی که این روزها ذهن فعالان بازار را به خود معطوف کرده و اثر آن نیز در روند معاملات هفته گذشته مشخص بود، چگونگی روند حرکتی شاخصهای بورس و قیمت سهام شرکتها، بینتیجه ماندن مذاکرات هستهای در آلماتی است. برای پاسخ به این سوال تنها کافی است تا نیمنگاهی به سال گذشته داشته باشیم؛ سالی که در آن چالشهای سیاسی خارجی کم نبود و سهام شرکتهای بورسی نیز نوسانات زیادی را تجربه کردند اما نهایت امر به رشد حدودا 12هزار واحدی شاخص کل بورس و بازدهی بیش از 25درصدی بازار سرمایه ختم شد؛ جایی که بازدهی بیش از 65درصد شرکتهای فعال بورسی بیش از 40درصد گزارش شد. براین اساس با نگاهی به سودهای پیشبینیشده شرکتها در سال 91 و مقایسه آنها با سودهای محققشده به این نتیجه میرسیم که وضعیت داخلی و بنیادی اکثر شرکتهای بورسی فعال در صنایع مختلف مطلوب بوده و حتی فراتر از انتظار نیز حرکت کردهاند که این اتفاق درحالی به وقوع پیوسته که در این سال تحریمهای اقتصادی ضد ایران تشدید شده و چالشهای بیشتری بر سر راه شرکتها قرار گرفته بود. در سال 91 تهدیدهای خارجی برای برخی از شرکتهای بزرگ و تاثیرگذار بورسی به فرصت تبدیل شد، دیگر در این سال با تشدید تحریمهای اقتصادی خبری از صفهای فروش نبود و اهرمی به نام «دلار» در صورتهای مالی شرکتها جای خودش را باز کرد و دلیلی شد برای تشکیل صفهای خرید بر سهام شرکتهای صادرکننده یا شرکتهایی که اصلا ارزبری نداشتند. هرچند افزایش بسیار قابل توجه قیمت دلار در این سال برای مدتزمان کوتاهی سرمایهها را به سمت بازار ارز سوق داد اما خیلی زود مجددا سرمایهها به بورس بازگشت و در رشد قیمت سهام شرکتها و افزایش حجم معاملات خودش را نشان داد. البته فراموش نکنیم که اگرچه بازدهی بازار ارز در سال 91 از بازار سرمایه بیشتر بود اما با مقایسه رشد قیمت دلار با بازدهی سهام شرکتهای بزرگ و پرمتقاضی بورس در سال 91 به عددهایی بالاتر از میزان بازدهی دلار دست مییابیم که طی دو یا سه یا حتی شش ماه توانستند راهی را که دلار در یک سال رفته بود، بپیمایند که خود این موضوع در کاهش هزینه زمان سرمایهگذاری و استفاده از فرصتهای دیگر سرمایهگذاری بسیار قابل توجه است.
برهمین اساس به نظر میرسد با بینتیجه ماندن مذاکرات مجددا چشمها به بازار ارز و قیمت دلار دوخته شود و تغییراتی نیز در این بازار شاهد باشیم که افزایش مجدد قیمت ارز را درپی داشته باشد. در این صورت مجددا اقبال به سهام شرکتهای صادرکننده یا شرکتهایی که قیمت محصولاتشان باتوجه به قیمتهای وارداتی همان کالاها تعیین میشود باز خواهدشد و از شرکتهای واردکننده نیز به جهت حمایت از تولید داخل و خودکفایی در تولید کالاهای وارداتی حمایت خواهد شد. البته این بار نسبت به روند سال گذشته یک تغییر محسوس را شاهد خواهیم بود و آن اینکه دیگر با افزایش احتمالی قیمت ارز، بازار منتظر مشخص شدن تاثیر آن بر صنایع بورسی نخواهد ماند و بدون اتلاف وقت و به سرعت به سمت صنایع مذکور در بازار سرمایه حرکت خواهد کرد و از آنجا که شرکتهای فعال در طبقه مذکور جزو شرکتهای بزرگ و تاثیرگذار بر شاخص هستند و هماکنون بخش قابل توجهی از بورس را از آن خود کردهاند، با روی آوردن بازار به سمت این شرکتها و افزایش تقاضای خرید بر آنها شاهد رشد شاخصهای بورس و مثبت شدن روند کلی بازار سرمایه خواهیم بود که این مهم خود میتواند شرایطی حتی به مراتب بهتر از سال گذشته، برای شرکتها رقم بزند. اما درصورتی که مذاکرات با توافق دوطرف خاتمه مییافت قطعا شاهد بازگشت روند صعودی به شاخصهای بورس و قیمت سهام شرکتهایی همچون صادراتیها به علت کاهش تحریمها و آزادتر شدن صادرات محصولاتشان و همچنین رشد قیمت سهام وارداتیها به علت کم شدن هزینه تولیدشان و نیز به جهت کاهش قیمت ارز بودیم. لذا بینتیجه ماندن مذاکرات آلماتی هم میتواند به نفع بازار سرمایه و سهامداران باشد و تنها اندکی مدتزمان آغاز حرکت صعودی را دستخوش تغییر کند.
اما سوال مهم دیگری که در حال حاضر بر بازار سرمایه سایه افکنده این است که با توجه به تحولات داخلی پیش رو روند مثبت سال نو میتواند ادامه یابد یا خیر؟! برای بررسی دقیقتر این موضوع به صورت اجمالی به تحولات مهم پیش رو اشاره میشود. مهمترین مسئله پیشرو و تاثیرگذار بر بورس در فصل نخست سالجاری موضوع انتخابات ریاستجمهوری است. در حال حاضر شاهد حضور افراد و سلیقههای زیادی در عرصه انتخابات ریاستجمهوری هستیم. بیشک میتوان گفت حجم گروهها و رجل سیاسی که تاکنون برای تصدی سمت ریاستجمهوری اعلام آمادگی کردهاند، بیسابقه بوده و حتی این امکان وجود دارد که این تعداد همچنان افزایش یابد. این وضع باعث شده تا نتوانیم تحلیل دقیقی از احتمالات پیش روی کشور در صورت پیروزی هریک از جریانها و افراد جویای تصدی سمت ریاستجمهوری داشته باشیم زیرا هیچ کدام از گروهها تاکنون برنامه دقیقی از خود ارائه نکردهاند و از سوی دیگر بسیاری از افرادی که تمایل به تصاحب سمت ریاستجمهوری را دارند، تمایلات دقیق سیاسی خود را بروز ندادهاند. این حالت باعث ایجاد یک فضای تعلیق در عرصههای مختلف اقتصادی خواهد شد که هماکنون نیز شاهد آن هستیم. در این فضا این احتمال هم وجود دارد که روند مذاکرات هستهای کشورمان نیز تحتتاثیر قرار گیرد. بدیهی است که کشورهای مذاکرهکننده در این حالت ترجیح دهند تا زمان مشخص شدن نتیجه انتخابات توافق مهمی را انجام ندهند. هرچند عملا شاهد هستیم که تصمیمگیریهای کلان در اینباره در جایی به غیراز دولت انجام میشود و غربیها نیز تاکنون به این روند پی بردهاند. در مجموع آنچه در این میان، رخ دادن آن از سایر گزینهها محتملتر به نظر میرسد این است که دولت آینده باید حرفی نو داشته باشد که محور آن هم کاهش فشار اقتصادی بر مردم و آرامش سیاسی باشد چراکه مردم در این هشت سال با اختلافات سیاسی و فشارهای اقتصادی شدیدی روبهرو بودهاند.
این روزها درحالی شاهد پایان مذاکرات مقامات ایران با گروه 1+5 بودیم که طبق پیشبینیها این دور از مذاکرات نیز همانند نشستهای قبلی بدون نتیجهای خاص به پایان رسید تا مجددا نگاهها به بازار سرمایه به نیمنگاه تبدیل شود و نیمنگاه دیگر معطوف بازارهای موازی با بورس شود. بینتیجه ماندن مذاکرات تا این لحظه تکلیف صنایع بورسی و شاخصهای بورس را تا حدودی مشخص کرد و به عبارت سادهتر بهترین حالت برای بزرگان بورس اتفاق افتاد. براین اساس به نظر میرسد درحال حاضر نیمنگاه سرمایهگذاران به سهام قندی، پالایشگاهی، پتروشیمی و برخی از فلزات اساسی و نیمنگاه دیگر آنها به آغاز معاملات بازار ارز باشد. اما بانکیها و تجهیزاتیها پس از یک دوره رشد قیمت کوتاهمدت احتمالا مجددا به فاز استراحت خواهند رفت تا منتظر تصمیم فعالان بازارسرمایه بمانند. اگرچه در هفته جاری احتمال حرکت متعادل در سهام اغلب شرکتها وجود دارد اما به نظر میرسد بهزودی شاهد حرکتی همانند نیمه دوم سال گذشته از سهام شرکتهای فعال در گروه پتروشیمی، پالایشگاهی، فلزی و برخی صنایع کوچک همچون قندیها، کاشی سرامیکیها و لوازم خانگی باشیم که نتیجه آن رشد شاخصهای بورس خواهد بود. در پایان با توجه به شرایط ذکرشده میتوان نتیجه گرفت که حساسیت بازار سرمایه در فصل بهار روز به روز بیشتر خواهد شد و چنانچه اقدامات دستوری و کنترلی را شاهد نباشیم، نمیتوان انتظار داشت بازار سرمایه دستکم در این بهار سرگردان روند یکنواختی را از خود بروز دهد. ولی این روند پرنوسان میتواند برآیند صعودی داشته باشد. در حالت بدبینانه نیز میتوان انتظار ایجاد حالت تعلیقی در بورس را داشت؛ یعنی بورسیها راهی ندارند جز آنکه به اتلاف وقت بپردازند تا نتیجه انتخابات مشخص شود و پس از آن روند خود را انتخاب کنند.
گزارش خطا
0 پسندیدم
ارسال نظر
اخبار روز
خبرنامه
