تحریم یا تدبیر؛ «بلا» کدام است؟
بخشی از این هجمه ها را می توان به دلیل آن دانست که روحانی ، رییس تیم مذاکره کننده هسته ای در زمان محمد خاتمی بوده است، گوآنکه او با حکم رهبر معظم انقلاب به عنوان نماینده ایشان در شورای عالی امنیت ملی انتخاب شد، اما صرف ریاست تیم مذاکره کننده هسته ای در دوران سید محمد خاتمی، بهانه ای برای تاختن به او می تواند باشد!
از سوی دیگر شاید تبلیغات گسترده ی دولت بر روی مسئله هسته ای و اینکه مدعی اند آغاز فعالیت هسته ای شدن کشور از زمان آغاز بکار دولت نهم بوده است ، دلیلی دیگر باشد برای انتقادات تند علیه حسن روحانی.
این در حالی است که مقام معظم رهبری در 24 مرداد84 که تیم روحانی پرونده را داد، فرمودند: تیم هستهای ما در خط مقدم مبارزه با دشمن بوده است و تعبیری که از مدیریت آقای روحانی داشتند "مدیریت پخته و عاقلانه" بود.
تبیین و تحلیل هر یک از رخدادهای پیش آمده در قضیه هسته ای ایران نیاز به زمان طولانی دارد اما اندک توجه به اقدامات انجام گرفته می تواند میزان توفیق مدیران این بخش در بحران های مرتبط را نمایش دهد.
مرور وضعیت هسته ای شدن ایران و ارزیابی نتایج مثبت و منفی آن درس های بزرگی در خود دارد که فرهیختگان ، اندیشمندان و کارشناسان باید با دقت و تامل بیشتر در آن بنگرند و این موضوع اساسی که در تصمیم گیری ها در سطح ملی و کلان کشور تاثیر گذار است را نه با دید جناحی که با یک تفکر ملی مورد واکاوی قرار دهند.
با توجه به اینکه بحث در خصوص مسئله هسته ای نیاز به داشتن تخصص، سیاست، توجه به امنیت ملی و انصاف دارد ، لذا در اینجا به اختصار به ذکر چند نکته می پردازیم که سیاستهای حسن روحانی در زمان تصدی دبیری شورای عالی امنیت ملی چه نتایجی به دنبال داشته و آیا اساساً می توان این اقدامات را «بلا» نامید؟
قصد این نوشتار حمایت از جناب روحانی یا سیاست های آن دوران نیست، بلکه مقایسه و بررسی نسبی سیاست های دو دوره ی اخیر است که احتمال بازگشت به آن دوران، خواب را بر برخی حرام کرده است!
آنچه در پی می آید برخی از دستاوردهایی است که در زمان 22 ماه حضور حسن روحانی در شورای عالی امنیت ملی بدست آمده و تذکری است به برخی دوستان که مبدأ تاریخ را از زمان روی کارآمدن خود می دانند و گویی هسته و اتم هم در همین زمان کشف شده اند، چه اینکه توسط یک دانش آموز و با امکانات یک بقالی شد!:
اول/ جلو گیری از بروز تقابل نظامی با غرب :
در زمان مدیریت روحانی بر شورای عالی امنیت ملی ، کارهای بسیار مهمی برای منافع ملی و امنیت کشور انجام شد. رويكرد دولت خاتمي بنا بر اعتمادسازي و تنشزدايي شكل گرفت ولو به قيمت كند شدن پروژه هستهاي ايران كه مقصود متوقف نشدن پروژه بود. به عبارتي كاهش سرعت همراه با كاهش تنشها و اعتمادسازي كه هزينههاي سياسي بالايي را در سطح آژانس بينالمللي انرژي اتمي و شوراي امنيت سازمان ملل به بار نياورد.
آنچه از شواهد در آن زمان بر می آمد این بود که آمریکا مشغول آماده کردن خود برای حمله نظامی به ایران است ، گواه این ادعا هم افرادی مانند محمد البرداعی و یوشکا فیشر (وزیر خارجه وقت آلمان) و جک استروا (وزیر امور خارجه وقت انگلیس) که در خاطراتشان آورده اند و به صراحت بیان داشتند که آمریکایی ها در آن زمان مصمم به حمله به ایران بودند.
آمریکاییها میخواستند پس از حمله به عراق، به ایران حمله کنند و بهانه آنها هم برنامه هسته ای بود که تدبیر تیم مذاکره کننده روحانی این بهانه را از دست آمریکا گرفت و ازارسال پرونده هسته ای ایران به شورای امنیت جلوگیری شد.
آقای روحانی خود در خصوص ادعاهایی که درمورد مسائل مربوط به قرارداد سعدآباد بیان می شود، گفته است: "در شهریور 1382 قطعنامهای علیه ایران با اتفاق آرا در شورای حکام آژانس صادر شد که حاوی یک ضربالاجل پنجاه روزه به ایران بود. یادمان نرود آن قطعنامه در شرایطی تصویب شد که آمریکا در حرکتی ضربتی، افغانستان و عراق را اشغال کرده بود و سناتورهای آمریکایی با غرور و سرمستی تمام به صراحت تاکید میکردند نوبت به ایران رسیده است. در همان مقطع، وزرای خارجه سه کشور اروپایی در تاریخ 15/5/ 82 در نامهای به وزیر خارجه ایران خواستار توقف فعالیتهای هستهای ایران شدند و یک روز بعد یعنی در تاریخ 16/5/82 نیز وزیر خارجه روسیه در نامهای به جمهوری اسلامی همان درخواست را تکرار کرد. در شرایطی که آمریکا و اسرائیل به دنبال کشاندن ایران به شورای امنیت بودند و میکوشیدند پرونده هستهای را امنیتی کنند و در حالی که شمارش معکوس محافل صهیونیست برای حمله به ایران آغاز شده و نوعی اجماع بینالمللی علیه جمهوری اسلامی شکل گرفته بود؛ نظام تصمیم گرفت اجماع جهانی را بشکند وآمریکا و اسرائیل را منزوی کند."
دوم/ شکست آمریکا در اقدامات ضد ایرانی خود در آژانس:
دولت آمریکا در تلاش گسترده ای قصد داشت پرونده ایران را از آژانس به شورای امنیت سازمان ملل ارجاع دهد. علت اصلی این امر هم قدرتمندی آمریکا در شورای امنیت بود.
ایران هم در شورای حکام حضور فعال داشت و دارد اما در شورای امنیت خیر. همین یکی از دلایلی است که لزوم فعالیت گسترده دیپلماسی ایران در آژانس را نمایان می کند تا در تقابل با اقدامات آمریکا بتواند موازنه ی قدرت لازم را ایجاد کند.
در دوره آقای خاتمی دیپلماسی فعال، تدبیر و تلاش تیم هسته ای از ارجاع پرونده ایران به شورای جلوگیری کرد و تلاش های آمریکا و رژیم صهیونیستی در تقابل با تهران برای ارجاع پرونده به شورای امنیت تحقق نیافت .البته آن زمان هم عدهای در برخی روزنامهها، این خبر را بلوف سیاسی میدانستند و نوشتند که تیم هستهای روحانی مرعوب و خائن هستند.
سوم/ جلوگیری از ضایع شدن حق هسته ای ایران:
روحانی و مجموعه تحت امرش همزمان با اعتمادسازی، تثبیت حقوق ایران، کاستن فشارهای بینالمللی، ایجاد شکاف در کشورهای غربی و مقابله با ارجاع پرونده ایران به شورای امنیت، توانست چرخه سوخت هسته ای را تکمیل کرده و پیشرفتهای قابل توجهی را بدست آورد.
در دوره خاتمی و روحانی قراردادهایی به امضاء رسید که 1- تعلیق غنی سازی غیرالزامی-غیر حقوقی شد،2- تعلیق امری صرفا داوطلبانه و برای اعتماد سازی و صرفا برای دوره مذاکره تعیین شد.
اما متاسفانه در دولت نهم، با ارجاع پرونده به شورای امنیت،این شورا بعنوان عالیترین مرجع امنیتی-حقوقی-سیاسی بین الملل،ایران را از حق غنی سازی برای مدت نامعلومی محروم کرد.
با ارجاع به شورای امنیت، قطعنامه هایی تصویب شد که به موجب آن، تعلیق غنی سازی ایران یک وظیفه اجباری-الزامی-قانونی شد آن هم برای مدت نامعلوم.طبق مقررات جهانی، مصوبات شورای امنیت بالاتر از همه معاهدات جهانی از جمله معاهده ان پی تی است.طبق ان پی تی ایران حق غنی سازی دارد اما طبق مصوبات شورای امنیت باید غنی سازی تعلیق گردد.مصوبه شورای امنیت سازمان ملل قاعده آمره و مسلط است.
چهارم/ جلوگیری از تحریم:
تیم خاتمی می دانست اگر پرونده به شورای امنیت برود، تحریم قطعی خواهد بود و لذا با تدبیر و ارائه راه حل های منطقی از بروز منازعه و ارجاع پرونده به شورای امنیت جلوگیری کرد و درنتیجه از تحریم کشور جلوگیری بعمل آورد.
در آغاز دولت نهم و با ارجاع پرونده هسته ای ایران به شورای امنیت در ژوئیه ۲۰۰۶ قطعنامه ۱۶۹۶ تصویب شد که این قطعنامه خواستار تعلیق غنیسازی اورانیوم در ایران بود. پس از آنهم تحریمهای بین المللی علیه ایران اعمال شد و این امکان را به آمریکا ، غرب و رژیم صهیونیستی داد که تحریمهای یکجانبه فراتر از قطعنامه های شورای امنیت را اعمال کنند.
پنجم/ تامین پیشرفت هسته ای:
محمد البرادعی در اسفند 81 طی مصاحبهای رسماً اعلام کرد که ایران به فناوری غنیسازی دست پیدا کرده و به جرگه 10 کشور دارای فناوری غنیسازی پیوسته است.
وقتی تیم روحانی مسئول پرونده شد فناوری هسته ای کامل نبود و 150 سانتریفیوژ بیشتر نداشتیم. طبق گزارش آژانس در آذرماه 1383، تعداد سانتریفیوژهای ایران در مقطع مذاکرات سعدآباد کمتر از 160 عدد و در آذر 83 حداقل 1274 سانتریفیوژ بوده است.
در طول 22 ماه مسئولیت روحانی تاسیسات اصفهان، اراک، نطنز، بندرعباس و پروژههای عظیم تحقیقاتی مرتبط متوقف نشد، ایران در هر مرحله موردی را تعلیق کرد اما هیچگاه زیر بار تعلیق کامل نرفت. بدون سر و صدا و بدون اینکه به ایران فشار بیاید، این سانتریفیوژها ساخته شد. تاسیسات UCF اصفهان در فروردین 1383 افتتاح و در پایان همان سال تکمیل شد. ایران در آن زمان uf4 و uf6 نداشت. در فروردین 1384 ،ایران 40 تنuf4 تولید شد . این در حالی بود که یک گرم آن پیش از آن، تولید نشده بود و حتی چند تنuf6 هم تولید کرد. سال 1383 در اراک به تولید آب سنگین رسیدند و در بندر عباس کیک زرد تولید کردند. این یعنی حسن روحانی ، فناوری هسته ای را بدون جنجال و خود نمایی در 22 ماهی که مسئولیت داشتند، توسعه دادند.
ششم/ اثبات صلح آمیز بودن برنامه هسته ای ایران:
در آن مقطع ایران متهم بود که برنامه هسته ای اش صلح آمیز نیست و به عبارتی به دنبال بمب است، اما تیم خاتمی کاری کرد که35 کشور عضو شورای حکام آژانس و حتی آمریکا که یکی از آنهاست به اتفاق آرا به صلحآمیز بودن فعالیتهای هسته ای ایران رای دادند.
در آذر 1383 در اجلاس نوامبر 2004 یک بند قطعنامه این بود که فعالیتهای ایران از مسیر صلح آمیز منحرف نشده است. و لذاا صلح آمیز بودن فعالیت هستهای ایران ثابت شد و پرونده را از حالت اضطراری در آژانس خارج کردند.
امتیازات فراوانی دیگری هم بدست آمد؛ یک نمونه آن ورود به WTO (سازمان تجارت جهانی) بود که 11 سال ایران در پشت درهای آن مانده بود . فرصتی برای توسعه روابط با دنیا فراهم شد که در آن دوره، روابط اقتصادی و سیاسی با اروپا و دنیا توسعه یافت.
آنچه بیان شد لااقل نشان می دهد آغاز تاریخ هسته ای شدن ایران خیلی پیشتر از زمانی است که توسط جویندگان «بلا» اعلام شده است ، بنابراین آنچه بیشتر باید در مبارزات سیاسی هفته های آتی مورد نظر قرار گیرد یک تقابل جوانمردانه و عادلانه است که بیش و پیش از آنکه بدنبال اتهام زنی های بی دلیل باشد ، اول به امنیت ملی کشور توجه کند و دوم بپذیرد که مردم این دوران را بطور کامل درک کرده اند ...
والسلام
* امیرحسام شهسواری
سردبیر
گزارش خطا
0 پسندیدم
ارسال نظر
اخبار روز
خبرنامه
