چرا هاشمی به صراحت سخن نمی گوید؟!
به گزارش افکارنیوز ، رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام در دیداری که روز گذشته با شماری از فعالین رسانه ها داشت ضمن تحلیل فضای سیاسی و اقتصادی کشور درباره حضورش در انتخابات ریاست جمهوری با بیان اینکه "با قطعیت نمی گویم نمی آیم" تردیدهای فراوانی را به جان نامزدهای احتمالی این دوره از انتخابات انداخته، هاشمی در عین حال از لزوم فراهم شدن شرایط برای حضور هم سخن گفته و ضمن انتقادات فراوانی که از رویه در پیش گرفت شده در ۸ سال گذشته کرده است به گونه ای سخن گفت که اینک کاندیداتوری اش در انتخابات به عنوان گزینه ای محتمل پیش روی سیاستمداران قرار دارد.
تفاوت های هاشمی ۹۲ با هاشمی ۸۴
شاید بتوان گفت ۸ سال پیش هم هاشمی در چنین وضعیتی قرار داشت زمانی که پیش از انتخابات ریاست جمهوری سال ۸۴ احتمال امدن یا نیامدن وی در عرصه انتخابات به شدت مطرح بود. هر چند در نهایت تصمیم آیت الله بر شرکت باعث شکست تاریخی اش به محمود احمدی نژاد رییس جمهور کنونی شد اما گویی اینبار وضعیت هم برای هاشمی و هم برای احمدی نژاد کاملاً برعکس شده است.
۸ سال پیش محمود احمدی نژاد نامزدی جوان بود که سابقه چندانی در عرصه سیاسی ایران نداشت، گروه های اصولگرا هم ترجیح می دادند بر روی گزینه ای چون لاریجانی یا قالیباف اجماع کنند تا احمدینژاد، رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام در آن زمان بیشتر مردی نشسته در جایگاه پاسخگویی بود که باید از سابقه مدیریتی خود و همکارانش دفاع می کرد و این موضوع فرصت خوبی به دست احمدی نژاد داد تا نارضایتی های موجود از وضعیت سیاسی و اقتصادی را یک راست به سمت هاشمی سرازیر کند.
امروز اما شرایطی دیگر بر کشور حکمفرما است، اینک این هاشمی است که در جایگاه پرسشگری می نشیند و خطاب به محمود احمدی نژاد می گوید: با میلیاردها دلار درآمد نفتی و فرصت های بیشمار اقتصادی و سیاسی برای کشور چه کرده ای؟ انتقادات فزاینده اصولگرایان از احمدی نژاد نیز فرصت بیشتری به دست هاشمی داده تا بتواند صحت ادعاهای خود را به اثبات برساند او اکنون مجبور نیست تنها به آمار و حرفهای خود استناد کند بلکه بیشمار مطالبی که توسط اصولگرایان هر روز علیه سیاست های احمدی نژاد منتشر می شود می تواند دلیل مدعای هاشمی مبنی بر بدتر شدن وضعیت اقتصادی نسبت به زمان خودش باشد.
چرا به صراحت سخن نمی گوید؟
اما سوال اینجا است که چرا هاشمی به صراحت از تصمیمش برای شرکت در انتخابات سخن نمیگوید؟ و چرا تکلیف نامزدهای دیگر را روشن نمی کند؟ بسیاری از آنان که سودای پاستور را در سر می پرورانند مدت ها است سفرهای استانی و تبلیغاتی خود را آغاز کرده اند، به ائتلاف ها پشت کرده و ستادهایشان را هم تشکیل داده اند، پس چرا هاشمی در شش هفته باقی ماده هنوز مردد است و تصمیم قطعی را نمی گیرد و اگر گرفته چرا آن را به صراحت اعلام نمی کند؟
برای یافتن پاسخ این پرسش بد نیست به سالها پیش بازگردیم زمانی که در آستانه انتخابات سال ۸۴ هاشمی از همین تردیدها برای شرکت در انتخابات سخن می گفت. رییس دولت سازندگی در آن زمان در گفت و گویی که با سالنامه روزنامه شرق داشت تا حدی پاسخ سوال های امروز اصولگرایان را داده است. هاشمی در همین باره در پاسخ به سوالات محمد قوچانی و محمد عطریانفر می گوید:"تا چند روز قبل از ثبت نام وقت داریم، الان مرتب افکارسنجی می شود و افراد تلاش می کنند، من ناظرهستم، من که نیاز به تبلیغات ندارم. مردم مرا می شناسند یا قبول دارند یا ندارند . . . بعضی ها این وسط هستند که باید تصمیم بگیرند" هاشمی درست می گفت و بخش زیادی از استدلال آن روزهایش امروز هم صدق میکند، او بر خلاف بیشتر نامزدهای احتمالی این دوره نیاز به تبلیغات چندانی ندارد چه آنکه از همه آن ها مشهورتر است و مردم هم او را می شناسند به همین دلیل اگر قصد شرکت در انتخابات داشته باشد می تواند تا آخرین لحظات صبر کند.
برگ برنده هاشمی در برابر اصولگرایان
از سوی دیگر باید توجه داشت هاشمی با به تاخیر انداختن اعلام تصمیم نهایی خود بازی نامزدهای اصولگرا را تا حد زیادی بر هم می زند، به عبارت دیگر پس از مدت ها او اکنون تصور می کند برگ برنده ای در دست دارد که می تواند سرنوشت انتخابات را رقم بزند، هاشمی اینبار برخلاف سال ۸۴ نگران عدم اقبال عمومی نیست زیرا رقیب اصلی اش که برای مدتها ستاره اقبال "رفسنجانی" را در ایران به محاق برد اینک خود در معرض اتهام های گوناگون قرار گرفته، اصلاح طلبان نامزد حداکثری در انتخابات ندارند و بخش بزرگی از سبد رای آنان را می تواند از آن خود کند ضمن اینکه تعدد حضور نامزدهای اصولگرایی نیز می تواند آرای آنان را به سود هاشمی بشکند.
عدم اعلام قطعی هاشمی برای حضور یا عدم حضور نیز می تواند باعث بلاتکلیفی در ستادهای انتخاباتی نامزدهای اصولگرا شود زیرا به خوبی می داند در صورت اعلام حضور قطعی اصولگرایان گرد دو یا نهایتاً سه نامزد جمع می شوند و در برابرش صف آرایی می کنند.
بازی هاشمی
اکنون او مدت ها است با همین برگ برنده در برابر اصولگرایان بازی می کند، از سویی فرزند ارشدش در روز ثبت نام می گوید پدرم تا ۱۵ روز آینده تصمیم می گیرد و از سوی دیگر یاسر هاشمی اعلام میکند حضور پدرم در انتخابات کذب محض است، انتشار اخبار ضد و نقیض از کانال هایی که کاملاً از سوی آیت الله کنترل می شود تکنیک های سیاسی دیگری است که او برای ایجاد سردرگمی در میان اردوگاه اصولگرایان از آن بهره گرفته و تلاش می کند تا لحظات آخر امکان اجماع را از رقبا بگیرد ضمن اینکه امیدوار است با داغ تر شدن تنور رقابت ها نامزدهای اصولگرا به نقطه ای برسند که دیگر امکان ائتلاف هم برایشان وجود نداشته باشد و چه بسا برخی از آنان به نفع خود وی از دور رقابت ها کناره گیری کنند.
هاشمی می آید؛هاشمی نمی آید
یکی از این دو به هر حال در چند هفته آینده تیتر روزنامه ها خواهد شد، شاید باردیگر برای ما که کودکیمان در دوران ریاست جمهوری "حجت الاسلام والمسلمین هاشمی رفسنجانی" سپری شد دوران دیگری در جوانی و میانسالی اینبار با حضور "آیت الله هاشمی رفسنجانی" آغاز شود، شاید هم همه اینها بهانه ای باشد برای معرفی نامزدی مورد وثوق هاشمی به هر حال هر چه باشد، احتمالاً خود او تنها کسی است که برخلاف سال ۸۴ از مدت ها پیش تصمیمش را برای شرکت یا عدم شرکت در انتخابات گرفته تصمیمی که می تواند خبرسازترین رخداد رقابت های انتخابات ۹۲ باشد.
گزارش خطا
0 پسندیدم
ارسال نظر
اخبار روز
خبرنامه
