ای کاش دلار گران نشده بود
این اما بخش نخست داستان حمایت از تولید داخل بود و در طرف مقابل که قرار بود افزایش کیفیت تولیدات داخلی و بهبود شرایط خدمات پس از فروش را شاهد باشیم، اتفاق خاصی رخ نداد و این روزها بیشتر مردم پس از خرید تولید داخلی با چهرهای گرفته و ابروانی درهمکشیده میگویند: ای کاش دلار گران نمیشد و واردات همچنان ادامه داشت. تعجب نکنید برای ما هم اتفاق افتاده که بگوییم ای کاش دلار گران نمیشد. اتفاق افتاده است چون رفتار نمایندگان خارجی و داخلی یک کالای خاص را با هم مقایسه کردیم.
چون کمتر از یک سال پیش در مقابل مرجوع کردن کالایی که پس از گذشت چند هفته معیوب شده بود، مدیریت مجموعه تا کمر خم شد. برای عذرخواهی و با تعویض کالای مورد نظر برای دلجویی هدیهای را نیز در نظر گرفت. این اتفاق برای مشابه داخلی همان کالا نیز رخ داد تا راهی نمایندگی شرکت مورد نظر شویم؛ مراجعهای که به جز پشیمانی سودی نداشت. رفتار نامناسب و ادبیاتی نامناسبتر سودی نداشت جز احساس حقارت به خاطر خرید کالای ایرانی. گلایه به مدیریت این برند ایرانی نیز جوابی نداشت جز یک عذرخواهی ساده و تقاضای ارسال کالا به شرکت برای کارشناسی! به هر حال اینکه ادبیات مدیریت مجموعه نیز همچون مدیران شعب آن نبود بازهم جای شکر دارد. ولی یک سوال از آقای مدیر. آیا با قیاس رفتار دو مجموعه داخلی و خارجی بازهم اشتیاقی برای خرید کالای ایرانی باقی میماند؟ ای کاش تولید ملی را جدیتر میگرفتیم.
گزارش خطا
0 پسندیدم
ارسال نظر
اخبار روز
خبرنامه
