زخم فولاد
حدود هشت سال پیش بود یعنی در همان ماههای اول روی کارآمدن دولت نهم که قرار شد در یک حرکت ضربتی و به چشم برهم زدنی از واردات فولاد خلاص و در این محصول استراتژیک خودکفا شویم و ره صدساله را یک شبه طی کنیم! بنابراین به سرعت طرحی تهیه شد از ایجاد هشت طرح فولادی (بعدها با واگذاری یکی از طرحها، بافق یزد، به هفت طرح کاهش یافت) در استانها و شهرهای چهارمحالوبختیاری، نیریز، قائنات، میانه، سفیدشت، سبزوار، شادگان به ظرفیت هر یک 800هزار تن (بعدها یکمیلیون تن) تا ظرف 36 ماه، هم کشور در این محصول خودکفا و نیاز بازار داخلی تامین شود و هم سهم کشورمان در بازار صادراتی افزایش یابد. هشت سال گذشت و ... سرانجام چند روز پیش اعلام شد که طبق «مصوبه هیات وزیران، ایمیدرو مجاز به جلب مشارکت سرمایهگذاران غیردولتی برای تکمیل طرحهای نیمهتمام اعم از طرحهای هفتگانه فولادی» شد
. طرحهایی که قرار بود در سال 87 به بهرهبرداری برسند به سبب فقدان توجیه فنی، اقتصادی، مالی، پس از گذشت پنج سال از اتمام مهلت مقرر، کمتر از 50درصد پیشرفت داشتهاند و ظاهرا چارهای جز واگذاری آنها به بخش غیردولتی (و البته نه بخش خصوصی) نمانده است! در این سالها البته به جای توقف تصمیم غلط اتخاذ شده، علاوه بر شگردهای مختلف تبلیغاتی و از جمله «ظرفیت» را به جای «تولید» جازدن، راهکارهایی برای ادامه مسیر غلط اولیه بهکار گرفته شد. طرح واگذاری هفت طرح فولادی به فولادسازان بزرگ و تکمیل آنها توسط این مجموعهها، عقد قرارداد فاینانس 1/8میلیارد یورویی با چینیها و این آخریها (خرداد سال گذشته) تصویب اختصاص دومیلیارد و یکصدمیلیون یورو توسط دولت برای تکمیل این طرحها.
راهحلهایی که به نظر میرسد به سبب همان نقص بزرگ اولیه یعنی فقدان توجیه فنی و اقتصادی و مالی که بارها و بارها از سوی کارشناسان نیز بر آن تاکید شد، عقیم ماند. این درحالی است که در همان زمان تمامی کارشناسان عنوان داشتند که در شرایط موجود بهترین امکان برای افزایش ظرفیت فولاد کشور، انجام و تقویت طرحهای توسعهای واحدهای فولادسازی موجود است. ادعایی که در واقعیت نیز به اثبات رسید، زیرا بخش عمدهای از افزایش چهارمیلیون تنی فولاد کشور در فاصله سالهای 83 تا 91 (از حدود 10میلیون تن به 14میلیون تن) اجرای طرحهای توسعهای واحدهای بزرگ فولادسازی بوده است. حال ما ماندهایم و اعداد و ارقام غول آسا از هدفگذاریهای برنامهای برای تولید فولاد کشور. 35میلیون تن برای سال 94، 55میلیون تن برای سال 1404. (در برنامه راهبردی صنعت، معدن و تجارت این ارقام به ترتیب 30 و 36میلیون تن عنوان شده است).
بهراستی آیا کسی نباید پاسخگو باشد که چرا باوجود مزیتهای بالای کشور برای تولید فولاد اعم از وجود دو نهاده اصلی (سنگ آهن و انرژی)، وجود تجارب چند ده ساله در این صنعت و حتی بومی شدن این تکنولوژی (طرح زمزم، کورههای بلند میبد و زاگرس)، وجود دانش مدیریت، وجود شبکه مناسب حملونقل ریلی و جادهای، بازار رو به گسترش داخلی و منطقهای و جهانی و غیره... و نیز صرف منابع عظیم مالی شاهد چنین عملکردی ضعیف و چنین زخمهای عمیقی بر پیکره فولاد کشوریم؟! قطعا باید چنین شود.
گزارش خطا
0 پسندیدم
ارسال نظر
اخبار روز
خبرنامه
