نامزدها در کابینه روحانی
سنتی نهچندان مطلوب در ساختار سیاسی ما باب شده که اصطلاحا معروف شده به «اتوبوسی آمدن و اتوبوسی رفتن». این پدیده با روی کار آمدن اصولگرایان در سال 84 ابعاد گستردهای بهخود گرفت. بهعنوان یک قاعده کلی، احمدینژاد همه مدیران، وزرا و مسوولین را به صرف آنکه در دولتهای هاشمیرفسنجانی و خاتمی سمت و مسوولیت داشتهاند، کنار گذارد. مهم نبود که تحصیلات، تجربه و مهمتر از همه توان و لیاقت اجرایی مدیریتی آنان چه میزان بود. تنها نکته مهم و شاخص، آن بود که آیا در زمان آقایان هاشمیرفسنجانی و خاتمی سمتی داشتهاند یا خیر؟ از جمله ضایعاتی که آقای روحانی باید ترمیم کند، همین معضل است.
ایشان میتواند این سنت نامطلوب را با بهکارگیری و دعوت به همکاری در کابینهاش از رقبای انتخاباتی خود تصحیح کند. گرایشات سیاسی بهکنار، خیلیها اذعان دارند که آقای قالیباف از نظر اجرایی مدیر توانمندی است. حتی مخالفان و منتقدان وی هم درخصوص مدیریتش در شهرداری نمره بالایی به وی میدهند. بنابراین با دعوت به همکاری از ایشان، آقای روحانی در حقیقت با یک تیر، دو نشان زدهاند؛ نخست آنکه رویه نامطلوبی را که اصولگرایان از سال 84 به کار گرفتند، ایشان به کنار نهادند. ثانیا اینکه از یک نیروی توانمند اجرایی برخوردار میشوند. با توجه به تجربیات آقای قالیباف در شهرداری پایتخت، آقای روحانی میتوانند از ایشان در وزارت راهوشهرسازی استفاده کنند.
یا در عین حال میتوان از ایشان برای اداره سازمانهای بزرگ دولتی همچون بنیاد مسکن، راهآهن، سازمان هواپیمایی کشوری و امثال آن استفاده کرد. همچنین از آقای محسن رضایی هم میتوان برای همکاری در دولت استفاده کرد. با توجه به تحصیلات ایشان که دکترای اقتصاد میباشند، بهعلاوه اصرار و تاکیدات آقای رضایی مبنی بر ارایه راهکارهای اقتصادی، میتوان از ایشان برای یک سمت اقتصادی مهم همچون وزارت اقتصاد یا ریاست بانک مرکزی استفاده کرد.اما در مورد دعوت به همکاری از آقای دکتر ولایتی دشواریهایی وجود دارد.
از ایشان طبیعتا میتوان برای وزارت خارجه دعوت کرد. اما با توجه به تجربیات موفقیتآمیز ایشان با فرانسویها درخصوص برنامههای هستهای کشور و انتقادات جدی که نسبت به رویکرد آقای دکتر جلیلی در مذاکرات با 1+5 بهعمل آوردند، میتوان و شاید باید از ایشان به گونهای جدی برای انجام مذاکرات هستهای استفاده کرد. بزرگترین حسن استفاده از دکتر ولایتی برای مذاکرات هستهای آن است که ایشان مورد وثوق رهبری میباشند. به علاوه در جریان مناظرهها با انتقاد از عملکرد دکتر جلیلی خواهان حلوفصل جدی پرونده هستهایمان با 1+5 بودند. به هر ترتیب باید از دکتر ولایتی برای شکستن بنبست مذاکرات با غرب و 1+5 استفاده کرد.
آقای روحانی حتی مهندس غرضی را هم میتواند بهکار گیرد اگر چه مهندس غرضی خیلی غیرمنصفانه و صرفا «برای خوشایند اصولگرایان آنگونه به اصلاحطلبان حمله کرد.»با توجه به اصرار ایشان مبنی بر بهکارگیری روشهای مبتکرانه در امر تولید، شاید بتوان ایشان را برای ریاست بانک توسعه و صادرات، یا یکی از واحدهای بزرگ تولیدی دولتی منصوب کرد. میماند جناب دکتر سعید جلیلی که چنانچه با توجه به دیدگاه انتقادی و مواضع متفاوتشان حاضر شوند با دولت آقای روحانی همکاری کنند، لازم است از نامبرده استفاده کرد.در مرتبه بعدی آقای روحانی میتواند عکس سنت احمدینژاد عمل کند. به این شکل که بر خلاف رییسجمهوری اصولگرا که به صرف همکاری با دولتهای گذشته همه را کنار گذاشت، روحانی از برخی از وزرا و مسوولین دوران احمدینژاد که از نظر مدیریتی توانمند بودند استفاده کند. از جمله آنان میتوان از پرویز فتاح، وزیر نیروی دولت اول احمدینژاد و سرکار خانم دکترمرضیه وحیددستجردی، که منهای دیدگاههای سیاسی، از نظر اجرایی توانمند بودند نام برد و سرانجام و مقدم بر همه اینها دعوت از قهرمان ملیمان دکتر محمدرضا عارف برای معاون اولی ریاستجمهوری است که گمان نمیرود نیازی به یادآوری آن باشد. گمان نمیرود که با بهکارگیری آقایان رضایی، قالیباف و ولایتی در کابینهاش نیازی باشد که آقای روحانی نتواند ادعا کند که از پشتوانه رای همه ملت ایران برخوردار است.
گزارش خطا
0 پسندیدم
ارسال نظر
اخبار روز
خبرنامه
