بورس‌نیوز(بورس‌خبر)، قدیمی ترین پایگاه خبری بازار سرمایه ایران

      
شنبه ۰۷ مرداد ۱۴۰۲ - ۱۰:۵۴
مسعود بیرمی کارشناس بازار ارز:

بازار در انتظار به سر میبرد

بازار در انتظار به سر میبرد
منشا بسیاری از نوسانات در بازار منشا آن‌ها اخبار است، هرچند احتمال صحت و وزن پیامد‌های آن اخبار اند که میزان واکنش بازار را تعیین میکند. تحلیل‌های تکنیکالی و تحلیلی‌های قیمتی کمک کننده اند، اما تمام واقعیت نیستند. بلکه تحلیل‌های بنیادی که وابسته به تغییرات عوامل بنیادی و نرخ‌های مهم اقتصادی اند بیشترین تاثیرگذاری را در تحلیل نرخ ارز داراست.
کد خبر : ۲۷۱۷۰۶

در خصوص بازار ارز میتوان گفت که در چند سال اخیر به خصوص بعد از خروج ترامپ از برجام، عمدتا بازار ارز تحت تاثیر عوامل شکل دهنده انتظارات و اخبار بوده است به ویژه در عمده بازار‌ها بویژه بازار ارز انتظارات بنگاه‌ها و مردم را موضوعات و توافقات سیاسی تحت الشعاع قرار میدهند. از طرفی در مبحث اقتصادی اگر بخواهیم فقط صرف عوامل بنیادی ارز را در نظر بگیریم و به سایر عوامل نپردازیم ممکن است نتیجه بگیریم که ارز کم ارزش‌تر از مقادیر تعادلی بلندمدت در بازار غیررسمی تعیین شده است. 
اما زمانی که سایر عوامل و متغیر‌ها را در مدل‌های محاسباتی لحاظ می‌کنیم میبینم که قیمت‌ها منطقی است. از مهمترین عواملی که باید در نظر داشت (میزان دسترسی به منابع ارزی) و (افق زمانی محدودیتها) می‌باشند. برای مثال اگر قرار بر این باشد که کالایی جیره بندی شود، سیاستگذار باید بتواند محاسبه کند چه میزان کالا یا منابع را و برای چه مدتی باید سهمیه بندی کند نکته‌ای که در شرایط تحریمی در خصوص منابع و درآمد‌های ارز وجود دارد این است که سیاستگذار چنین امکانی را ندارد.

الزاما اخبار منتشره اثر گذار نیستند بلکه درصد احتمال صحت و تفسیر پیامد‌های آن مهم است

وی در ادامه افزود: قیمت‌هایی که در بازار توسط برخی کارشناسان مطرح میشود و اعدادی اعلام میشود بعلت نحوه مدلسازی و نوع ورود این متغیر‌ها در مدل متفاوت است، ولی مدلسازی‌های معتبری از سوی اقتصاددان‌های داخلی و خارجی صورت گرفته که بنظرم خوب است که سیاستگذار از آن‌ها بهره ببرد. اگر به بررسی منشا بسیاری از نوسانات در کوتاه مدت بپردازیم، درمیابیم که منشا بسیاری از آن‌ها اخبار است. اخباری که حامل سیگنالی مبنی بر گشایش باشد تاثیر مثبت بر بازار خواهد داشت و اگر برخلاف آن باشد اثری منفی. تحلیل‌های تکنیکالی و تحلیلی‌های قیمتی کمک کننده اند، اما تمام واقعیت نیستند. بخش مهم تحلیل نرخ ارز در واقع تحلیل‌های بنیادی هستند که به تغییرات عوامل بنیادی، همچون تولید و اشتغال و نرخ‌هایی که در اقتصاد مهم هستند مانند نرخ حقیقی بهره، نرخ تورم وغیره واکنش نشان میدهند. میزان تحت تاثیر قرار گرفتن بازار از اخبار به احتمال صحت و وزن پیامد‌های آن بر بازار که مسائلی ذهنی هستند وابسته است. 

از ابتدای سال، با توجه به به سیاست‌هایی که دولت در پیش گرفته بنظر بازار در مرحله انتظار است و منتظر اتفاق‌ها و رخداد‌های بنیادی تری هست یعنی اتفاقاتی که عوامل اقتصادی براساس آن روند حرکت متغیر‌های بنیادی را پیش بینی کنند.
این کارشناس بازار در ادامه توضیحات در رابطه با رکود بوجود آمده در بازار بیان میدارد: اگر نگاهی به سایر بازار‌ها داشته باشیم این موضوع را میتوانیم تشخیص دهیم که عمده بازار‌ها در مرحله انتظار به سر میبرند بویژه، تورم سال‌های گذشته قدرت خرید را از خانوار بطور معنی داری کاهش داده همچنین قدرت نقدینگی شرکت هارا به شدت کاهش داده؛ به طوری که عمده شرکت‌ها درگیر تامین سرمایه در گردش اند. این نااطمینانی از آنچه میخواهد اتفاق بیفتد در کنار رکود ناشی از تقاضا بدلیل افت جدی قدرت خرید باعث شده است که بازار‌ها دست نگاه بدارد، این موضوع آثار منفی در اقتصاد خواهد داشت، زیرا دیگر تصمیم‌گیری اقتصادی وجود نخواهد داشت و سرمایه گذاری به شدت کاهش خواهد یافت و عملا در بازار‌هایی از جنس بازار مالی همچون بازار ارز عمده تحلیل گران منتظر رویت آثاری از مذاکرات هستند. 

وی در ادامه با توضیح درخصوص تقاضای مبادلاتی، تقاضای سرمایه‌گذاری و تقاضای حفظ ارزش پول برای ارز بیان داشت: هرچند باید اشاره به موضوع داشته باشیم بازار رشد داشته، اما اساسا در بخش تقاضای معاملاتی با رکود طرف تقاضا بدلیل کم شدن قدرت خرید مواجه ایم. در رابطه با تقاضای سرمایه‌گذاری که از جنس واردات تجهیزات و خطوط تولیدات مثل نوسازی تجهیزات و تعمیرات اساسی برای خط تولیداتی ظرفیت پایین یا بلا استفاده دارند، نیز با عدم مشارکت سرمایه گذاران تا مشخص شدن نتیجه مسائل سیاسی مواجه ایم. تقاضای حفظ ارزش پول؛ و سپر تورمی که مردم در دارایی خود قائل میشوند، با توجه به نوسانی که دلار قبل از سال افزایش و کاهشی‌هایی داشته و این نوسانات معنا دار بودند کمی فروکش کرده و این بخش نیز منتظر سیگنال جدید از تحولات پیش رو می‌باشد اگرچه به لحاظ ذهنی دلار ۵۰ هزار تومانی را گویا عموم عوامل اقتصادی پذیرفته اند.


اگر اخباری مبنی بر گشایش‌های اقتصادی منتشر شود مسلما نرخ ارز پایین‌تر خواهد آمد، اما اگر اخبار منتشره نشان از عدم گشایش داشته باشد و بازار به این خبر احتمال وقوع بالایی بدهد نرخ دلار افزایش میابد. ر این بدان معنی نیست که عوامل اقتصادی همواره نسبت به اخبار واکنش مناسب میدهند و بدون خطا هستند که در ادبیات اقتصاد مالی و رفتاری به این موضوعات بسیار پرداخته شده. تجزیه و تحلیل سیگنال‌های اخبار به نسبت احتمال وقوع آن‌ها وابسته است. نکته‌ای که وجود دارد این است که بازار اطلاعات خود را با با اطلاعات جدید مورد ارزیابی قرار میدهد؛ اما فرض کنید مشخص گردد اخبار منتشره اخبار درستی نبوده و یا تحلیل بازار خطا داشته، واکنش بازار به این موضوع ممکن است شدیدتر باشد نسبت به اینکه اصلا آن خبر منتشر نمیشد. در هر صورت باید بدانیم بازار روند واکنشی به اخبار را ارزیابی و تعدیل می‌کند، این اصلاحات میتواند شدیدتر باشد. مسئله‌ای که در خصوص تاثیر اخبار مثبت و منفی وجود دارد این است که آثار اخبار نامتقارن است برای مثال فرض را بر این بگیریم که اخباری باعث کاهش ۲ واحدی نرخ ارز شود در حالی که خبر عکس ان اگر منتشر شود الزاما دو واحد مثبت نخواهد بود و مثلا ممکن است باعث رشد ۴ واحدی نرخ ارز میشود، لذا سیاستگذار باید آثار نامتقارن اخبار که شواهد تجربی زیادی آنرا تایید می‌کند باید توجه داشته باشد.

آمار تراز تجاری میتواند باعث گمراهی باشد! 

وی در مورد پیش بینی سازمان برنامه و بودجه در رابطه با نرخ ۵۲ هزارتومانی دلار تا پایان سال جاری چنین اظهار کرد:
یکی از انتقادات جدی که به مدل‌های اقتصادی اتخاذی وارد بوده استفاده زیاد از (مدل تراز پرداخت ها) است که در شکل مرسوم خود برای شرایط نرمال یک کشور طراحی شده و برای کشوری که درگیر تحریم نبوده و ارز حاصله از صادرات و یا ارز واردات و در کل تجارت بین الملل منجر به جریانات نقدی معمول به قولی روند مستمری دارند طراحی شده است. در شرایطی که با تحریم مواجه ایم. 


جریانات نقدی مهمترین نکته‌ای است که باید به آن توجه شود و ملاک قرار گیرد. 

وی در ادامه توضیحات خود با بیان مثالی اشاره میدارد: تصور کنید ۶۰ میلیارد دلار صادرات داریم و ۵۰ میلیارد دلار واردات که با فرض ثبات سایر شرایط برایند آن ۱۰ میلیارد دلار تراز تجاری مثبت می‌شود، اما اگر جریانات نقدی که اتفاق افتاده مثلا بگونه‌ای باشد که از ۶۰ میلیارد صادرات، تنها ۳۰ میلیارد دلار نقدینگی ارزی حاصل شده باشد در این حالت علی رغم تراز مثبت، ۲۰ میلیارد دلار کسری منابع نقد ارزی داریم و با فشار تقاضای معاملاتی ارز مواجه میشویم و حتی میتوان تصور کرد که در مثال قبل تمام ارز حاصل از صادرات بصورت نقد ۹ریان پیدا کند، ولی در شش ماهه اول واردات محقق شود، ولی ارز حاصل از صادرات محقق نشود یعنی در شش ماهه اول جریانات نقد ارز منفی خواهد بود و باز فشار تقاضای معاملاتی خواهیم داشت لذا توجه به جریانات نقد در مدلسازی و متغیر‌های انتظاراتی (توجه به تقاضای سپرتورمی) و تحریم بسیار حائز اهمیت است.

اشتراک گذاری :
گزارش خطا
نظرات کاربران
ارسال نظر
نظرات بینندگان
مالباخته بورسی
Iran (Islamic Republic of)
شنبه ۰۷ مرداد ۱۴۰۲ - ۱۸:۳۹
پیشنهاد میکنم یکی از بزرگان بازار بفوریت اتحادیه برای سهامداران حقیقی تشکیل بدهند یا فراخوان برای تشکیلش بدند.الان بالای 50 میلیون نفر سهامدار حقیقی داریم که حقوقیهای دولتی با رانت و اختیارات انحصاری بورسی خودشون حق این 50 میلیون نفرو براحتی چپاول میکنن و چون سهامداران حقیقی اتحادیه امور صنفی ندارن هیچکاری از دستشون برای دفاع از حقوقشون برنمیاد.هر روز دستکاری در بازار و شاخصسازی توسط دولت تکرار میشود هر روز دارایی های سهامداران حقیقی بیشتر از روز قبل آب میرود و این داستان سالهاست که ادامه دارد.همیشه هم صحبت از اینمورد پیش امده ولی هیچوقت استارت کار را کسی نزده. الان بهترین موقع هست یکی پا پیش بگزاره و تشکیل این اتحادیه استارتشو بزنه و مطمئن باشه که بلافاصله استقبال میلیونها سهامدار حقیقی روبرو خواهد شد.بابا هر روز دارن سرمایه هامونو میدزدن یکی یه کاری بکنه..بزرگان بازار مثل کارگزاری مفید - کشاورزی ...و بورس نیوز و ...