سرمایه در خدمت سفره و اقتدار؛ نقش حیاتی نهادهای مالی و مراکز سرمایهگذاری در هندسه جدید قدرت ملی
به گزارش بورس نیوز، نیما رساپور فعال رسانهای و پژوهشگر مسائل اقتصادی درپی نامگذاری شعار سال ۱۴۰۵ با انتشار یادداشتی تحت عنوان «سرمایه در خدمتِ سفره و اقتدار؛ نقش حیاتی نهادهای مالی و مراکز سرمایهگذاری در هندسه جدید قدرت ملی» به کالبدشکافی مأموریتِ «اتاقهای جنگِ اقتصادی» در عصر نبرد زیرساختها پرداخته و نقش مراکز سرمایهگذاری را به عنوان معمارانِ تابآوری ملی در سال ۱۴۰۵ تبیین کرده است.
متن کامل یادداشت به شرح زیر است:
تقویم سال ۱۴۰۵ در حالی گشوده شده که افق راهبردی کشور در قالب شعار «اقتصاد مقاومتی در سایه وحدت ملّی و امنیّت ملّی» ترسیم گشته است. این شعار، فراتر از یک توصیه سیاستی، یک «دکترین بقا و پیشرفت» در دنیای پرآشوب کنونی است که پیوند ناگسستنی میان «معیشت مردم»، «آرامش جامعه» و «اقتدار کشور» را هدف قرار داده است.
در این میان، مراکز سرمایهگذاری و نهادهای مالی، دیگر صرفاً توزیعکنندگان نقدینگی نیستند؛ آنها در واقع «اتاق جنگِ» مهندسی معکوس تحریمها و معمارانِ تابآوری ملی محسوب میشوند. تحقق این راهبرد از دریچه جریان سرمایه، بر سه ستون بنیادین استوار است:
۱. سرمایهگذاری «امنیتساز»؛ بازدارندگی در لایه زیرساختدر دکترین سال ۱۴۰۵ امنیت ملی تنها در توان نظامی خلاصه نمیشود؛ بلکه «تابآوری زیرساختی» رکن رکین امنیت است. مراکز سرمایهگذاری باید با عبور از سوداگری در بازارهای غیرمولد، به سمت «پروژههای پیشران» (نظیر انرژیهای تجدیدپذیر، امنیت غذایی و ترانزیت هوشمند) حرکت کنند. هر ریالی که به سمت خودکفایی در کالاهای اساسی و تولید داروهای استراتژیک هدایت شود، در واقع حصاری امنیتی دورِ «سفره مردم» است. این نوع سرمایهگذاری، با ایجاد وابستگی متقابلِ مثبت در سطح منطقه، عمق راهبردی ایران را چنان گسترش میدهد که فشار خارجی را بیاثر و بازدارندگی اقتصادی ایجاد میکند.
۲. سرمایهگذاریِ «وحدتآفرین»؛ عبور از تمرکزگرایی به سمت مشارکت ملیوحدت ملی محصول «احساسِ مشارکت» و «عدالت توزیعی» است. مراکز سرمایهگذاری در سال جاری مأموریت دارند با ابزارسازی نوین (نظیر سرمایهگذاری جمعی و صندوقهای پروژهای)، دیوارهای میان سرمایهدار و سرمایهپذیر را فرو بریزند. وقتی سرمایههای خرد مردم در دورترین نقاط کشور، از سیستان تا کردستان، در پروژههای بزرگ ملی گره بخورد، ثمره آن تقویت علقه ملی و انسجام اجتماعی خواهد بود. شفافیت در عملکرد و انتقال سود به ذینفعان واقعی، شکافهای اجتماعی را ترمیم کرده و «وحدت» را از یک مفهوم انتزاعی به یک واقعیت ملموس در زندگی مردم تبدیل میکند.
۳. نوزایی اقتصاد مقاومتی با پیشرانِ دانشبنیانقلب تپنده اقتصاد مقاومتی، «دانشبنیان کردن تولید» است. مراکز سرمایهگذاری باید از نقش سنتی و محافظهکارانه خارج شده و به سمت «سرمایهگذاری خطرپذیر» (VC) روی بیاورند. در سال ۱۴۰۵، حمایت از نخبگان جوان و تجاریسازی ایدههای «هایتک»، تنها راه مقابله با فرسودگی صنعتی است. صفت «مقاومتی» برای اقتصاد، نباید به معنای ریاضت تعبیر شود؛ بلکه باید معنای «شکستناپذیری تکنولوژیک» پیدا کند. سرمایهگذاری شجاعانه در لبههای دانش، مانع از مهاجرت مغزها شده و ثروت را از مسیر نوآوری خلق میکند.
فرجام سخن:
سال ۱۴۰۵، سال آزمون هوشمندی جریان سرمایه در ایران است. مراکز سرمایهگذاری اگر بتوانند مثلث «سود اقتصادی»، «ثبات امنیتی» و «رضایت اجتماعی» را ترسیم کنند، آنگاه میتوان گفت که اقتصاد مقاومتی در بستر وحدت و امنیت محقق شده است. در این مسیر، نقش رسانهها و پژوهشگران، دیدهبانی دقیقِ این تحول و مطالبهگری برای خروج سرمایه از دالانهای تاریکِ دلالی و ورود آن به صحن روشن تولید ملی است.
ما در آستانه جهشی هستیم که در آن «پول»، زبان مشترک اقتدار و وحدت ما خواهد بود. پایبندی به این راهبرد، تنها مسیر عبور مقتدرانه از پیچ تاریخی پیشرو و رسیدن به قلههای رفاه در تمدن نوین اسلامی است.
