با کدام شاخص سرمایه گذاری کنیم؟
بنابر گزارش بورس نیوز سیاست گذاران، به ویژه آن گروهی که در سیاست گذاری پولی بانک های مرکزی فعالیت دارند، از این شاخص ها برای ارزیابی وضعیت اقتصاد در آینده و سرعت رسیدن به نقاط پیش بینی شده استفاده می کنند.
مسلما" برخی از گزارشاتی که از شاخص های اقتصادی منتشر می شوند خشک و تا حدی خام هستند. به عبارت دیگر، پیش از آنکه بتوان از اطلاعات آن ها برای تصمیم گیری در زمینه سرمایه گذاری استفاده کرد، باید آن ها را تا حدی پروراند، اما حتی در این داده های خام نیز اطلاعات ارزشمندی وجود دارد.
بسیاری از سرمایه گذاران به ویژه آن دسته که در زمینه اوراق بهادار و درآمدهای ثابت سرمایه گذاری می کنند، توجه زیادی به تورم دارند. میزان تورم، میزان افزایش آن و وضعیت احتمالی آن در آینده در تشریح و پیش بینی نرخ های بهره و سرمایه گذاری هایی که در آینده انجام می شوند، بسیار مهم هستند.
شاخص های متعددی وجود دارند که فشار تورم را بررسی می کنند. مهمترین این شاخص ها عبارتند از شاخص بهای تولید کننده (PPI) و شاخص بهای مصرف کننده (CPI). شاخص بهای تولید کننده در ابتدای هر ماه منتشر می شود و بنابراین سرمایه گذاران می توانند از این شاخص برای پیش بینی شاخص بهای مصرف کننده استفاده کنند. یک رابطه آماری اثبات شده بین این دو شاخص وجود دارد، زیرا تئوری های اقتصادی نشان داده اند که اگر تولید کننده های کالا هزینه بیشتری برای تولید بپردازند، بخشی از این افزایش قیمت به مصرف کننده ها منتقل خواهد شد. هر شاخص به طور جداگانه بررسی می شوند، اما هر دو آن ها را مرکز آمار کار منتشر می کند. دیگر شاخص های تورمی مهم عبارتند از شاخص های سطح و رشد منابع مالی و شاخص هزینه استخدام (ECI).
تولید ناخالص داخلی (GDP) یکی از مهم ترین شاخص ها در میان این گروه است و به ویژه کسانی که در بازارهای سهام سرمایه گذاری می کنند و میزان رشد شرکت ها را مد نظر دارند، توجه فراوانی به این شاخص دارند. از آنجایی که میزان تولید ناخالص داخلی نشان دهنده مجموع تولیداتی است که هر اقتصاد دارد، نرخ رشد آن در دامنه معینی تغییر می کند، اگر این نرخ به تدریج از این دامنه نزول کند، ترس از تورم یا رکود در بازار افزایش می یابد. بسیاری از افراد برای اینکه با این وضعیت مواجه نشوند از شاخص های ماهانه ای استفاده می کنند که می تواند تا حد وضعیت تولید ناخالص داخلی را در هر ماه نشان دهد.
حمل و نقل کالاهای اساسی که بخشی از گزارش سفارشات کارخانه ای را تشکیل می دهد برای محاسبه سفارشات کالاهای بادوام کارخانه ها (که در آمار تولید ناخالص داخلی لحاظ می شود) مورد بررسی قرار می گیرد. شاخص هایی مانند خرده فروشی و تراز حساب جاری نیز برای محاسبات میزان تولید ناخالص داخلی استفاده می شود، بنابراین انتشار آن ها به کامل کردن پازل این آمار پیش از انتشار آمار سه ماهه تولید ناخالص داخلی کمک می کند.
برخی دیگر از شاخص ها وجود دارند که برای محاسبه میزان تولید ناخالص داخلی مد نظر قرار نمی گیرند، ولی برای پیش بینی آن مفیدند شاخص هایی مانند میزان ذخایر کلی فروشی، شاخص خرید مدیران (PMI) و گزارش کار که همه نشان دهنده وضعیت عملکرد اقتصادی هستند. با کمک گرفتن از همه این داده های ماهانه و با کنار هم گذاشتن داده هایی که به تدریج در طول یک دوره سه ماهه منتشر می شوند، می توان بررسی تولید ناخالص داخلی را انجام داد و در زمانی که آمار تولید ناخالص داخلی منتشر می شود، می توان یک نتیجه گیری کلی در این باره داشت.
اگر نتیجه حقیقی با نتیجه ای که بازار پیش بینی کرده است اختلاف زیادی داشته باشد، بازار تغییر می یابد و اغلب نوسانات زیادی دارد. اما اگر نتیجه واقعی با نتیجه پیش بینی شده بازار همسان باشد و دقیقاً در دامنه پیش بینی بازار قرار بگیرد، در آن هنگام بازار و سرمایه گذاران می توانند خود را تحسین کنند و روند ها در مسیر خود پیش خواهند رفت.
نرخ های معیار شاخص اقتصادی طبق قانون یا دستور منتشر نمی شوند. این داده ها را باید همانطور که منتشر می شوند پذیرفت. سرمایه گذاران با کسب دانش درباره چیستی و چرایی شاخص های اقتصادی مهم و تغییرات آن ها می توانند درک بهتری از اقتصاد کشوری که در آن سرمایه گذاری می کند به دست بیاورند و برای ارزیابی و سنجش تئوری های اقتصادی در زمان درست آمادگی بیشتری داشته باشند.
چیزی به اسم «شاخص جادویی» وجود ندارد که به شما بگوید کجا خرید یا فروش کنید، استفاده از شاخص های اقتصادی همراه با ارزیابی های درست و تحلیل های مناسب می تواند به سرمایه گذار در مدیریت بهتر سرمایه و سرمایه گذاری اش کمک کند.
