ایران، جامعهای به بلندای تاریخ
به گزارش بورس نیوز، گاه تاریخ، بر ما مردمان این سرزمین، آزمونهایی چنان سخت مینهد که گمان میبری هر بندی از آن، رشته حیات ملتی را پاره خواهد کرد. سال ۱۴۰۴، فصلی خونین از کتاب پرماجرای این مرز و بوم بود؛ فصلی که در آن، شعلههای جنگ ۱۲ روزه با صهیون در خرداد، زوزههای شوم آشوب و شورش در دی ماه را، که آتشی بر دل شهرها و جان هزاران جوان زد، در هم پیچید. اما در ۹ اسفند، پردهای دیگر از نمایش دشمنیها بالا رفت؛ صفآرایی مستقیم ارتش آمریکا در برابر ملت ایران، آزمونی نفسگیر که در همان آغاز، آسمان ایران در سوگ نشست؛ سوگ شهادتِ امام خامنهای، آن سکاندارِ راه. همراه ایشان، پرهای شکسته ِ سردارِ دلیرِ سپاه، رئیسِ ستادِ کلِ نیروهای مسلح، وزیر دفاع و انبوهی از سردارانِ رشیدِ این دیار، در خاک افتادند. در این میان، داغِ پرپر شدنِ دانشآموزانِ معصومِ مدرسه میناب، زخمی عمیق بر دلِ ملت نهاد؛ نسلی که قرار بود آیندهسازِ این دیار باشد، اما تقدیر، مسیرِ دیگری را برایشان رقم زد. اما جغرافیایِ غم، با ترورِ وزیرِ اطلاعات و دبیرِ شورایِ عالیِ امنیت ملی، به پایان نرسید. گویی دشمن گمان برد با حذفِ این ستارههای پرفروغ، تاریکی مطلق بر ایران سایه خواهد افکند.
آنان که در آن سوی مرزها، در خیالِ تجزیه و فروپاشیِ این سرزمینِ کهن میاندیشیدند، با دیدنِ این ضرباتِ کاری، گمان بردند که زمانِ موعود فرا رسیده است. تصورشان این بود که با در دست گرفتنِ رسانهها و دامن زدن به آشوب، ایران را در هم خواهند شکست. گمان میبردند ملتِ ایران، تابِ تحملِ این همه داغِ سنگین را ندارد.
اما. ارادهی ملتِ ایران، بلندتر از هر گمانی بود. در روزهایی که انتظارِ سکوت و انفعال میرفت، مردم، همان مردمِ کوچه و بازار، همان شیرزنان و شیرمردانِ این آب و خاک، در خیابانها فریادِ مقاومت سر دادند. حضورشان در ۹ اسفند، و استقامتشان تا همین امروز که ۲۹ اسفند است و تنها چند ساعت به تحویلِ سالِ نو مانده، طومارِ تمامِ خیالاتِ خامِ دشمنان را در هم پیچید. اینان، نه فقط در برابرِ دشمنِ خارجی، که در برابرِ توطئههایِ داخلی نیز، چون سدی پولادین ایستادند. جنگِ نامتقارنِ امروز، در خیابانها و دلِ مردم، تنها ادامهی همان دفاعِ مقدس است؛ دفاع از هویت، از استقلال، از ایران عزیز.
تاریخِ معاصرِ ما، گواهِ تلخ و شیرینِ بسیاری است؛ از انقلابِ مشروطه و آرزوهایِ بر باد رفته، تا کودتاهایِ شومِ ۱۲۹۹ و ۱۳۳۲ که سایهیِ سیاهشان بر سرِ این مملکت افتاد، و آن انقلابِ پرشکوهِ ۵۷ که جهانی را به حیرت واداشت. برخی، جامعهی ما را "جامعهی کوتاه مدت" خواندند؛ جامعهای که در آن، خاطراتِ تلخ، زود فراموش میشوند و تاریخ، عبرتی ماندگار نمیسازد.
اما ملتِ ایران، در این روزهایِ سخت، پاسخی کوبنده به این دیدگاه داد. تاریخِ چند هزار سالهیِ این سرزمین، آمیخته با غرورِ، تلخیِ شکستها، و حماسهیِ مقاومتهاست؛ و در تمامِ این سالیانِ دراز، این مردم بودند که، چون سیمرغ، از خاکسترِ خویش برخاستند، خود را بازسازی کردند، و این میراثِ گرانبها را، سینهبهسینه، به آیندگان سپردند.
امروز، در آستانهیِ بهاری دیگر، مردمانِ ایران، چون نیاکانِ خویش، بر عهدِ ایستادگی با خود، پای فشردند. تمامِ ناگواریها را در پسِ ارادهیِ پولادینِ خویش پنهان کردند تا قامتِ استوارِ ایران را پاس دارند. این، بلوغِ جامعهای است که نه در گذرِ چند دههیِ پرآشوب، که در عمقِ هزاران سالِ تمدن ریشه دارد. این، جامعهیِ کوتاه مدت نیست؛ این، جامعهیِ "به بلندایِ تاریخ" است. ملتی که در سختترین آزمونها، نه تنها در هم نمیشکند، که صیقل میخورد، آبدیده میشود، و، چون نگینی بر تارکِ تاریخ میدرخشد؛ و در این ساعات و ثانیههایِ واپسینِ سال، در حالی که قلبهایمان مملو از یادِ آن رهبرِ عالیقدر، آن مرجعِ بصیرت و استقامت، امام خامنهای است، و دلهایمان هوایِ ایشان را دارند، اما این ملتِ بزرگ، با همان ارادهی پولادین، در صحنه حضور دارد. چرا که حضورِ مردم و فریادِ "ما هستیم" در برابرِ هر ستمی، خود بزرگترین سرمایه و دلگرمی برای ادامه راه است؛ و عهدی است با آرمانهایی که خونِ پاکِ شهیدان، ضمانتِ بقایِ آن است. باشد که این استقامتِ ستودنی، چراغِ راهِ آیندهای روشن باشد. در آستانه بهارِ طبیعت، برای ایرانِ عزیز، سالی سرشار از سربلندی، امنیت، و شکوفایی آرزومندیم، و برای مردمانِ صبور و قهرمانش، آرامش و خوشبختی.
