بورس‌نیوز(بورس‌خبر)، قدیمی ترین پایگاه خبری بازار سرمایه ایران

      
دوشنبه ۱۸ خرداد ۱۴۰۵ - ۱۶:۴۲
کارشناس بازار سرمایه در یادداشتی برای بورس‌نیوز نوشت:

بازتنظیم ریسک در بازار سهام؛ صنایع را جداگانه ببینیم

مدیریت ریسک
بازار سرمایه در هفته‌های اخیر در فضایی قرار گرفته که می‌توان آن را دوره «بازتنظیم ریسک» نامید.
کد خبر : ۳۰۵۶۹۰
نویسنده :
سعید فدوی

بورس‌نیوز:

 

همزمان با شروع جنگ تحمیلی در تاریخ ۹ اسفند و پس از عبور از یک دوره تبادل آتش طاقت فرسا میان ایران و آمریکا-اسرائیل و ورود به فضای آتش‌بس و همزمان تداوم برخی مذاکرات و ابهامات ژئوپلیتیک، انتظارات فعالان اقتصادی در حال بازآرایی است. در چنین شرایطی، قضاوت درباره وضعیت بورس صرفاً بر اساس شاخص کل یا حتی شاخص هم‌وزن، می‌تواند تصویر ناقصی از واقعیت بازار ارائه دهد. شاخص کل بازار بورس ایران به هنگام تعطیلی بازار سرمایه روی عدد ۴۸۶، ۵۹۶، ۳ واحد قرار داشت که پس از بازگشایی بازار با تمیهدات ویژه سازمان بورس و سایر متولیان و البته ارزندگی شرکت‌های بازار سهام نسبت به بازار‌های موازی طی ۱۴ روز کاری این شاخص به عدد ۶۰۹، ۴۹۳، ۴ واحد رسید که رشد ۲۵ درصدی را در طول این مدت نشان می‌دهد. البته باید در نظر داشت که در پی پیامد‌های مستقیم و غیرمستقیم ناشی از جنگ تحمیلی، نماد معاملاتی ۴۲ شرکت که مجموعاً نزدیک به ۳۰ درصد از ارزش بازار را در اختیار دارند، متوقف شد؛ موضوعی که خود بر نحوه شکل‌گیری قیمت‌ها و تصویر شاخص‌ها اثرگذار بوده است. تجربه بازار سرمایه نشان می‌دهد که در دوره‌های گذار، اثر متغیر‌های بیرونی بر صنایع مختلف یکسان نیست و تحلیل دقیق‌تر تنها زمانی ممکن است که بازار از منظر صنایع و کانال‌های اثرگذاری متغیر‌های اقتصادی بررسی شود.

شاخص‌های بورسی ذاتاً نمایی میانگین از عملکرد شرکت‌ها هستند. در شرایط عادی، این میانگین می‌تواند تصویری کلی از وضعیت بازار ارائه دهد؛ اما در دوره‌هایی که نااطمینانی‌ها افزایش می‌یابد و متغیر‌هایی مانند نرخ ارز، هزینه حمل‌ونقل، شرایط تجارت خارجی یا سیاست‌های انرژی در حال تغییر هستند، میانگین‌ها گاه واقعیت‌های متفاوت میان صنایع را پنهان می‌کنند. به بیان دیگر، ممکن است شاخص کل تغییر محدودی را نشان دهد، در حالی که در درون بازار، برخی صنایع با بهبود شرایط روبه‌رو شده و برخی دیگر با فشار‌های جدید مواجه شده باشند

 

بازتنظیم ریسک در بازار سهام؛ صنایع را جداگانه ببینیم

 

یکی از مهم‌ترین کانال‌های اثرگذاری در چنین دوره‌ای، متغیر‌های مرتبط با تجارت و حمل‌ونقل است. صنایعی که وابستگی بیشتری به صادرات یا واردات دارند، بیش از دیگران تحت تأثیر تغییر در هزینه‌های لجستیک، بیمه و دسترسی به مسیر‌های تجاری قرار می‌گیرند. حتی اگر فضای تنش کاهش یابد، تغییر در هزینه‌های حمل‌ونقل یا شرایط بیمه‌ای می‌تواند بر حاشیه سود این بنگاه‌ها اثر بگذارد. از این رو، ارزیابی صنایع صادرات‌محور یا واردات‌محور نیازمند توجه دقیق به این متغیرهاست.

کانال مهم دیگر، نرخ ارز و دسترسی به منابع ارزی است. برای برخی صنایع، افزایش نرخ ارز می‌تواند از مسیر رشد درآمد‌های صادراتی به بهبود سودآوری اسمی منجر شود، در حالی که برای صنایع وابسته به مواد اولیه یا تجهیزات وارداتی، همین متغیر می‌تواند فشار قابل توجهی بر هزینه‌های تولید وارد کند. در نتیجه، جهت حرکت شاخص لزوماً بیانگر وضعیت واقعی همه صنایع نیست و تحلیلگر ناگزیر است اثر نوسانات ارزی را بر ساختار هزینه و درآمد هر صنعت به‌طور جداگانه بررسی کند.

متغیر‌های مرتبط با انرژی و سیاست‌گذاری داخلی نیز در این میان نقش مهمی دارند. بخش قابل توجهی از صنایع بورسی، به‌ویژه صنایع بزرگ تولیدی و کامودیتی محور، وابستگی بالایی به انرژی دارند. هرگونه تغییر در سیاست‌های مرتبط با قیمت انرژی، محدودیت‌های تأمین یا نحوه تخصیص منابع می‌تواند بر حاشیه سود این شرکت‌ها اثر بگذارد. در نتیجه، حتی در فضایی که از نظر سیاسی آرام‌تر به نظر می‌رسد، برخی ریسک‌های داخلی ممکن است همچنان تعیین‌کننده عملکرد صنایع باشند.

از سوی دیگر، بخشی از صنایع بیشتر از مسیر تقاضای داخلی تحت تأثیر قرار می‌گیرند. در دوره‌هایی که نااطمینانی اقتصادی افزایش می‌یابد، رفتار مصرف‌کنندگان و بنگاه‌ها نیز تغییر می‌کند و ممکن است تصمیم‌های مصرفی یا سرمایه‌گذاری به تعویق بیفتد. چنین وضعیتی می‌تواند بر فروش و جریان نقد شرکت‌های فعال در حوزه کالا‌ها و خدمات مصرفی اثر بگذارد. بنابراین، ارزیابی این صنایع نیازمند توجه به روند قدرت خرید و انتظارات اقتصادی در سطح جامعه است.

در نهایت، صنایع مالی نیز در چنین فضایی با مجموعه‌ای از متغیر‌های خاص خود مواجه‌اند. تغییر در انتظارات تورمی، نوسانات نرخ بهره و جریان ورود یا خروج نقدینگی می‌تواند بر عملکرد بانک‌ها، بیمه‌ها و نهاد‌های مالی اثرگذار باشد. در این گروه‌ها، بیش از هر چیز باید به تحولات متغیر‌های پولی و مالی و اثر آن بر ترازنامه‌ها و جریان درآمدی توجه کرد.

مجموع این عوامل نشان می‌دهد که در دوره‌های گذار اقتصادی، تحلیل بازار سرمایه بیش از هر زمان دیگری نیازمند نگاه صنعت‌محور است. سرمایه‌گذارانی که صرفاً بر مبنای حرکت شاخص‌ها درباره کل بازار قضاوت می‌کنند، ممکن است از تفاوت‌های مهم میان صنایع غافل بمانند. در مقابل، تمرکز بر ساختار هزینه و درآمد هر صنعت، میزان وابستگی آن به متغیر‌های کلیدی و نحوه اثرگذاری تحولات اقتصادی بر زنجیره فعالیت بنگاه‌ها می‌تواند تصویر دقیق‌تری از فرصت‌ها و ریسک‌های بازار ارائه دهد.

به همین دلیل، در مقطع کنونی شاید مهم‌ترین مزیت تحلیلی برای فعالان بازار نه در پیش‌بینی جهت شاخص، بلکه در تشخیص تفاوت‌های بنیادین میان صنایع و درک مسیر‌های متفاوت اثرگذاری متغیر‌های اقتصادی بر هر یک از آنها باشد. در چنین فضایی، شاخص‌ها تنها نقطه آغاز تحلیل هستند؛ در حالی که تصمیم‌گیری دقیق‌تر نیازمند نگاهی عمیق‌تر به درون صنایع و ساختار واقعی اقتصاد است.

 

سعید فدوی _ کارشناس بازار سرمایه

اشتراک گذاری :
گزارش خطا
ارسال نظر
captcha