بورس‌نیوز(بورس‌خبر)، قدیمی ترین پایگاه خبری بازار سرمایه ایران

      
شنبه ۰۳ تير ۱۳۹۱ - ۱۴:۴۷

متخلفان سپاه در انتخابات ریاست جمهوری را اخراج کردیم

کد خبر : ۶۹۳۷۵
نسبت نظامیان و سیاست داستان حساسی است که بررسی آن علاوه‎بر آشنایی با قوانین جاری کشور، تجربه کاری زیاد و بهره‎مندی از نکات تاریخی را می‎طلبد. برای گفت‌وگو و بررسی این مسأله به‎سراغ سردار محمدرضا یزدی معاون پارلمانی و حقوقی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی رفتیم؛ خلاصه‎ای از این گفت‎وگوی تفصیلی را در ادامه می‎خوانید.

مجلس مکان سیاست‎ورزی است و شما به‎عنوان معاون پارلمانی سپاه در این نهاد حضور دارید. از تاریخچه تأسیس این معاونت بفرمایید تا وارد بحث شویم.

طبق قانون همه دستگاه‎‎های اجرایی در مجلس معاونت پارلمانی و حقوقی دارند. قاعدتا سپاه نیز برای تعامل بیشتر با نهاد قانون‎گذاری کشور، سازوکاری را طراحی کرده است. بر همین اساس معاونت پارلمانی و حقوقی سپاه از سال 1386 شکل گرفت. قبل از آن مشاور حقوقی فرماندهی کل در سپاه بود که به‎صورت فردی عمل می‎کرد و با تشکیل معاونت پارلمانی، تبدیل به ساختار شد.




این روز‎ها در بعضی محافل، سخنانی درباره ورود نظامیان به‎ویژه سپاهیان به عرصه سیاست شنیده می‎شود. به‎نظر شما برای تحلیل و راستی‎آزمایی این موضوع از چه زاویه‎ای باید به آن نگاه کرد؟

به‎نظر من در این زمینه یک اشتباه تاریخی در حال وقوع است که دور از ذهن نیست، تعمدا از سوی برخی گروه‎ها این اشتباه مطرح شود. طرح این مسأله که سپاهیان به عرصه سیاست وارد شده‎اند، حرف جدیدی نیست؛ بلکه به سال‎‎های دهه 60 و70 بر می‎گردد. وقتی که انقلاب اسلامی به وقوع پیوست، بهترین جوان‎‎های این مرز‎و‎بوم در عرصه خدمت‎رسانی به مردم و کمک به تحکیم نظام اسلامی وارد شدند. آن روز‎ها فقرزدایی دغدغه‎ای اساسی بود که حضرت امام هم برای مبارزه با فقر، جهاد سازندگی را تأسیس کردند. هم‎زمان با آن، چون در روز‎های ابتدایی پس از انقلاب، به دلایل مخلتف ارتش منسجمی نداشتیم، نیاز به نیرویی برای حفاظت از انقلاب هم احساس می‎شد. امام خمینی (رحمت‎الله‎علیه) در 2 اردیبهشت 58 دستور تشکیل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی را صادر فرمودند. البته سپاه برای این تشکیل نشد که ارتشی جدید باشد، چراکه امام در تاريخ 29 فرودین ماه 58 نیز دستور بازسازی ارتش را داده بودند. از همان روز‎های اول تشکیل سپاه، برنامه‌ريزي اولیه این بود که 10 درصد کارکرد نظامی و 90 درصد کارکرد عقیدتی داشته باشیم. امام نیز اصرار داشتند که سپاه نیرویی عقیدتی باشد، نه نیرویی نظامی.

سپاه نیرویی مردمی بود که در همه شهر‎ها تشکیل شد. با این همه تلقی مردمی از سپاه و حتی تلقی کسانی که در سپاه عضو شده بودند، این نبود که این نهاد قرار است کار نظامی بکند. نگاه مردم و انقلاب به سپاه از نوع نگاه به ارتش (به‎عنوان یک نیروی نظامی) نبود، بلکه به‎عنوان نیروی عقیدتی که دارای فهم دینی است به سپاه نگاه می‎شد.

پس منظور شما این است که برای بررسی موضوع گفت‎و‎گو، باید به دوران دفاع مقدس و دلایل تشکیل سپاه برگردیم. چگونه سپاه که قرار بود نیروی عقیدتی باشد با سازماندهی خاص خود توانست نبض جنگ را در دست بگیرد و در ذهن مردم به‎عنوان نیرویی نظامی تلقی شود؟

با شروع جنگ و بیشتر شدن نیاز کشور به امنیت، سپاه بیش از پیش به‎دنبال رفع نیاز انقلاب برآمد. سال 59 که جنگ شروع شد، کشور شرایط خاصی داشت؛ مثلا دانشگاه‎‎ها به علت انقلاب فرهنگی تعطیل شده بود و همه کسانی که در دانشگاه حضور داشتند و از نظر اعتقادی به‎دنبال حفظ انقلاب بودند، طبیعی بود که به‎دنبال شرکت در جنگ و حفظ کیان کشور باشند. برای موفقیت در جنگ هم نمی‎شد که هر کس اسلحه دست بگیرد و به مناطق برود بلکه نیاز به حضور در ساختار خاصی بود. بدین ترتیب در همان چند سال اول انقلاب، بسياری از جوانان متفکر انقلابی که تا پیش از این در دانشگاه حضور داشتند، به سپاه پیوستند. جوانان دانشگاهی به‎عنوان خواص مطرح بودند. این خواص به دليل توانی که داشتند وقتی وارد جنگ شدند، نمی‎توانستد یک رزمنده عادی باشند و چون جنگ نیاز به ساختاربندی و مسئولین متعددی در رده‎‎های مختلف داشت، به‎عنوان فرماندهان رده‎‎های مختلف مشغول شدند. همین روند باعث شد تا اکثر نیرو‎های توانمند انقلاب جذب سپاه پاسداران شوند. البته همان‎طور که گفتم اگر به همین افراد کسی عنوان نیروی نظامی می‎داد، او با تعجب نگاه می‎کرد!

امروزه بسیاری از افرادی که در عرصه سیاست حضور دارند، سابقه حضور در دفاع مقدس را نیز دارند. طبیعی است که این افراد یا در قالب سپاه و بسیج در جنگ حضور داشتند یا در قالب‎‎های دیگری همچون جهاد سازندگی. نگاهی که امروز می‎توان به ماجرای ورود سپاهیان به عرصه سیاست (خصوصا در روز‎های ابتدایی پس از جنگ) داشت، این است که نوعا نخبگانی که در اوایل انقلاب، بین سنین 16 تا 30 سال بودند، جذب سپاه شده بودند. این افراد به سپاه نیامده بودند تا نظامی شوند، بلکه آمده بودند تا به انقلاب کمک کنند. پس طبیعی است که با پایان جنگ و رفع وضعيت اضطرار نیز کم‎کم از این ساختار جدا شدند و به مسیر قبل از جنگ خود بازگشتند؛ دانش‎آموز سر میز درس برگشت تا درسش را بخواند؛ دانشجو و استاد به دانشگاه برگشتند؛ کشاورز به مزرعه خود برگشت و... جالب است بدانید تصور برخی از سپاه بعد از جنگ این بود که این نهاد منحل خواهد شد.

چون حساسیت بر روی عرصه سیاست بیشتر از بقیه عرصه‎‎ها بود، در سال‎‎های پس از جنگ این‎گونه تلقی شد که سپاه در حال تزریق نیرو‎های خود به سیاست است؛ حال آن‎که با پایان جنگ دیگر نیازی به سپاه با آن وسعت کادر نبود و بسیاری از پاسداران نیز كه شرايط جنگ آن‎ها را آبدیده کرده بود، از سپاه جدا شده و وارد عرصه‎‎های دیگری شدند که یکی از آن‎‎ها سیاست بود. بخشی از سپاه نیز وارد سازندگی کشور شد و توان مهندسی سپاه در قالب قرارگاه سازندگی خاتم الانبیاء (صلی‎الله‎علیه‎وآله‎وسلم) در خدمت کشور قرار گرفت.




نقل قولی از حضرت امام (رحمت ا... عليه) موجود است که ایشان فرمودند سپاهیان و به‎طور کلي نیرو‎های نظامی وارد سیاست نشوند. از طرف دیگر سپاه دارای معاونت سیاسی است و طبق قانون نیز وظیفه پاسداری از انقلاب را برعهده دارد. این جملات را چگونه باید با هم جمع کرد؟

سخنی که مطرح کردید ناظر به ممنوعیت دخالت سپاه در سیاست ورزی، ایجاد تشکیلات سیاسی و طرفداری از احزاب و گروه‎هاست. سپاه پاسداران از همان ابتدای انقلاب، عدم ورود به این خطوط قرمز را برای خود اصل قرار داده است. اوایل انقلاب هم کسانی را داشتیم که به‎طور همزمان هم عضو سپاه بودند و هم در سازمان‎‎های سیاسی عضویت داشتند. امام خمینی به آن‎ها تذکر دادند و فرمودند یا در سپاه باشید یا در سازمان سیاسی. این‎جا بود که عده‎ای مثل آقای محسن رضایی در سپاه ماندند و عده‎ای نیز از سپاه خارج و وارد عرصه سیاست شدند. این‎که عده‎ای بخواهند متعجب شوند که چرا بسیاری از مسئولین نظام، روزی در سپاه و در جنگ حضور داشتند، مثل این است که بگویند چرا عده زیادی از مسئولین در دانشگاه‎‎ها درس خوانده‎اند!

با این حال، اعضای سپاه پاسداران عدم ورود به سیاست‎ورزی را یک تکلیف شرعی می‎دانند و معتقدیم اگر به عرصه سیاست‌بازی وارد شویم، فعل حرامی را انجام داده‎ایم؛ ولی حتما فعالیت در عرصه آگاه‎سازی سیاسی پرسنل، بسیجیان و در درجه بعد آحاد مردم را تکلیف شرعی خود برای حفظ انقلاب می‎دانیم.

اشکالی که گرفته می‎شود برمی‎گردد به حضور نظامیان سابق در عرصه سیاست‎ورزی و حضور در نهاد‎هایی همچون مجلس. به عنوان کسی که با هر دوی این نهاد‎ها ارتباط دارید، در این زمینه نظر خود را بفرمایید.

افرادی که از نیرو‎های نظامی جدا می‎شوند، جزئی از سرمایه‎‎های همین نظام هستند و اینکه بخواهیم آن‎ها را از ورود به سیاست و یا هر عرصه دیگری منع کنیم، اشتباه است. دو فرمانده گردان را تصور کنید که در زمان جنگ حضور داشتند. یکی پس از اتمام جنگ وارد سیاست شد و به وزارت، وكالت یا استادی دانشگاه رسید و دیگری ماند و از سپاه بازنشسته شد. آیا رواست به این فرد دومی بگوییم که چون نظامی بودی، تو حق نداری در هیچ جای دیگری حضور داشته باشی؟ گذشته از این، من از کسانی که منتقد ورود اعضای سابق سپاه به عرصه‎‎های دیگر هستند و به آن حساس شده‎اند، می‎پرسم اگر مثلا به‎جای سیاست که همه بازنشستگان نظامی بروند و کشاورز بشوند، کسی می‎رود بپرسد چرا کشاورزی می‎کنید؟

بحث دیگری هم وجود دارد. در دولت نهم و دهم و حتی دولت‎‎های قبلی، وزرایی داشتیم که وارد دولت شدند و پس از خروج از دولت، باز هم به سپاه بازگشتند. این تزریق وزیر به نوعی سیاست‌ورزی نیست؟

من معتقدم این اتفاق هم ورود به عرصه سیاست‌ورزی نیست. در تمامی دولت‎‎های قبلی که متشکل از احزاب مختلف بود، ما هیچ‎گاه شاهد نبودیم وزیری که به درخواست دولت از سپاه مأموریت گرفته و وارد پست دولتی شده‌است، بخواهد در احزاب دولت‌ساخته وارد شود.

همین نفس مأموریت آن‎ها از سوی سپاه شرایط را فراهم نمی‎کند که به موجب آن، وزیر یا استاندار یا فرماندار مأمور شده از سوی سپاه، علاوه‎بر پاسخگویی به مقامات بالادستی خود در دولت، مجبور به پاسخگویی به سپاه نیز بشود؟

خیر. اعتقاد داریم در دورانی که اعضای سپاه به‎عنوان مأمور به دولت می‎روند، فرد نباید آداب سپاهی بودن را از دست بدهد. اگر فرد شرایط را از دست بدهد، ما او را برمی‎گردانیم و در هیأت‎‎های عالی انضباطی به تخلفاتش رسیدگی کرده و ممکن است او را اخراج کنیم. اما این‎که آن فرد مجبور به پاسخ‎گویی به سپاه به‎خاطر عملکردش باشد، حرف درستی نیست. ما در دولت‎‎های مختلف شاهد بودیم وزرایی که از سپاه مأموریت گرفتند، گاهي در مدت وزارت برخي اقدامات اجرایی داشتند که مورد قبول سپاه نبوده است.

در جریان انتخابات‎‎مختلف بعضی لیست‎‎های بی‎نام‎و‎نشان منتشر می‎شود که به موازات آن شایعاتی مبنی بر دست داشتن سپاه و بسیج در انتشار آن‎‎ها به گوش می‎رسد. معروف‎ترین این موارد، انتشار فهرستی موسوم به هوالمطلوب در مشهد و یا لیست اصول‎گرایان اصلح در همین انتخابات اخیر تهران است. چرا هیچ‎گاه سپاه انتساب این لیست‎‎ها به خودش را تکذیب نکرد؟

‎اولا ما در سپاه هیچ‎گاه نمی‎گوییم به چه‎کسی رأی بدهید و به چه‎کسی رأی ندهید. معتقدیم اگر دو تن از دوستان انقلاب با هم درگیر شدند، سپاه به‎عنوان عنصری دلسوز باید وارد شود و اختلافات را حل کند. اگر سپاه ببیند بخشی از نظام در موضع‎گیری علیه نظام سلطه مشکل دارد، آیا نباید وارد عمل شود و تذکر بدهد؟ سپاه شاخصه‎اش رهبری است. ما حتی در مواجهه با اصلاح‎طلبان نیز معتقدیم اگر در چهارچوب نظام و رهبری حرکت کنند، از حضور آن‎ها استقبال می‎کنیم. نکته دوم این است که این لیست‎‎هایی که گفتید و مشابه این‎ها هیچ‎گاه از سوی سپاه تهیه نشده است.

البته تکذیب هم نشده؟

بله. ما لزومی نمی‎بینیم که هر چیزی را تکذیب کنیم. چراکه اگر این باب باز شود، باید همه شایعات در هر ابعادی را تکذیب کنیم که از لحاظ عملی امكان‎پذیر نیست. این‎گونه لیست‎‎هایی که گفتید توسط اقشار مختلفی که دغدغه انقلاب دارند تهیه شده است و چون از ظرفیت‎‎های مختلف بهره گرفته، فهرست‎‎های خوبی است. سپاه لزومی نمی‎بیند این فهرست‎‎ها را تکذیب کند. ما یک‎بار به‎صورت کلی گفتیم که سپاه در تدوین هیچ لیستی دخالت نمی‎کند.

چند وقت پیش، علی مطهری درباره فعالیت سپاه در انتخابات سخنان تندی مطرح کرد. بعد از این اتفاق شما احتمالا در مجلس با ایشان صحبت کرده‎اید. از سوی دیگر سردار جزایری از شکایت سپاه از مطهری سخن گفت. لطفا در اين زمينه هم آخرین تغییرات و تحولات را بفرمایید.

نمی‎دانم آقای سردار جزایری بر چه مبنایی این صحبت را كرده‎اند؛ ولی تا جایی که مطلعم سپاه از آقای مطهری شکایت نکرده و بنا هم نیست که شکایت کند. من با ایشان در مجلس صحبت کردم. ایشان فرزند شهید بزرگوار استاد مطهری و از نمایندگان خوب مجلس هستند. ایشان تصوری از این انتخابات داشت و برداشتش این بود که برخی ارکان سپاه در انتخابات دخالت کردند. من به وی گفتم كه اگر شما سند یا مدرکی دال بر دخالت سپاه و پاسداران در انتخابات دارید، ارائه بدهید تا ما برخورد کنیم. ایشان در جواب من گفت كه من سند ندارم؛ ولی برخی دوستانی که انتخاب شده یا نشده‎اند، این صحبت را مطرح کرده‎اند.

آقای مطهری از مطرح کردن آن صحبت‎ها، نگرانی درستي داشت و گفت که دوست ندارد اعتبار سپاه خدشه‎دار شود. ایشان درباره آن نطق به من گفت که چون وقت کم بود، من بخشی از صحبت‎‎هایی را که نوشته‎بودم، نتوانستم بگویم که آن بخش‎ها را برایم خواند. مضمون آن جملات اين بود: «برای سپاه احترام قائلم و آن را از بهترین نهاد‎ها و پاک‎ترین‎‎ها می‎دانم.» نهایتا هم دیدیم که ایشان صحبت‎‎های خود را اصلاح کرد و مسأله هم تمام شد.

آیا در این انتخابات گزارش‎‎هایی از دخالت پرسنل سپاه در سیاست داشتید که با آن‎ها برخورد هم شده باشد؟

در این انتخابات هنوز گزارش مستندی نداشتیم؛ ولی در انتخابات ریاست‎جمهوری دوره قبل افرادی بودند که با آن‎ها برخورد کردیم و آن‎ها را از سپاه اخراج کردیم .

پنجره ـ صادق وفایی


اشتراک گذاری :
گزارش خطا
ارسال نظر
captcha