مدیریت نقدینگی در توفان؛ هنری برای بقا و رشد

به گزارش بورس نیوز، در دنیای آرام اقتصاد، مدیریت نقدینگی و سرمایهگذاری دو بال یک پرندهاند که با هماهنگی، بنگاه را به اوج میرسانند. اما در شرایط پرریسک و متلاطم امروزی، این دو بال به دو نیروی متضاد تبدیل میشوند که شرکت را به دو سو میکشند. مدیران مالی امروز، بیش از هر زمان دیگری، خود را در حال راه رفتن بر لبه تیغی میبینند که یک سوی آن «ریسک ورشکستگی» به دلیل کمبود نقدینگی و سوی دیگر آن «فرسایش ارزش» به دلیل تورم و از دست رفتن فرصتهای سرمایهگذاری است.
چالش اصلی در این «دوگانه بقا و رشد» نهفته است. از یک طرف، عقل سلیم اقتصادی حکم میکند که در دوران عدم قطعیت، ذخایر نقدی را افزایش دهیم تا سپری در برابر شوکهای غیرمنتظره داشته باشیم. این نقدینگی حکم «اکسیژن» را برای شرکت دارد؛ بدون آن، حتی سودآورترین کسبوکارها نیز به سرعت دچار ایست قلبی میشوند. اما نگهداری بیش از حد پول نقد در شرایط تورمی، مانند نگه داشتن یک تکه یخ در آفتاب است؛ ارزش آن لحظه به لحظه آب میشود و قدرت خرید خود را از دست میدهد. اینجاست که «هزینه فرصت» سنگین نگهداری پول، مدیران را برای سرمایهگذاری تحت فشار قرار میدهد.
اما سرمایهگذاری در این شرایط خود داستانی دیگر دارد. کدام سرمایهگذاری؟ بازارهای مالی پرنوسان، طرحهای توسعهای با آیندهای مبهم، و داراییهایی که ارزشگذاری آنها به دلیل نبود چشمانداز روشن اقتصادی، تقریبا غیرممکن شده است. در چنین فضایی، مرز بین یک «فرصت طلایی» و یک «تله ویرانگر» بسیار باریک است. این چالشها را میتوان در چند حوزه کلیدی دستهبندی کرد:
۱. اژدهای تورم و فرسایش سرمایه در گردش: تورم دورقمی، نه تنها ارزش پول نقد ذخیرهشده را از بین میبرد، بلکه سرمایه در گردش شرکتها را نیز میبلعد. افزایش قیمت مواد اولیه و هزینهها به این معناست که برای حفظ سطح تولید فعلی، به نقدینگی بیشتری نیاز است. این فشار مضاعف، توان شرکت برای سرمایهگذاریهای استراتژیک را به شدت محدود میکند.
۲. انقباض اعتبار و خشک شدن منابع: در شرایط پرریسک، اولین واکنش نظام بانکی و اعتباری، افزایش احتیاط و سختگیرانهتر کردن شرایط اعطای تسهیلات است. این یعنی خطوط اعتباری که روزی منبعی قابل اتکا برای مدیریت نوسانات نقدینگی بودند، ناگهان غیرقابل دسترس میشوند و شرکتها را در تأمین مالی کوتاهمدت خود با چالش جدی مواجه میکنند.
۳. عدم قطعیت در پیشبینی جریانهای نقدی: وقتی تقاضای بازار، رفتار مصرفکننده، و سیاستهای کلان اقتصادی هر روز در حال تغییر است، پیشبینی جریانهای ورودی و خروجی نقدینگی، بیشتر به فالگیری شباهت دارد تا برنامهریزی مالی. این عدم قطعیت، مدیریت بهینه موجودی کالا، وصول مطالبات و پرداخت بدهیها را تقریبا ناممکن میسازد.
پس راهکار چیست؟
مدیریت موفق در این دوران، نیازمند گذار از یک رویکرد منفعل به یک «مدیریت نقدینگی فعال و استراتژیک» است. این به معنای چند اقدام کلیدی است:
• ایجاد ذخایر هوشمند: به جای انباشت بیهدف پول نقد، شرکتها باید «ذخایر استراتژیک» ایجاد کنند. بخشی از این ذخایر باید در داراییهای با نقدشوندگی بالا و ریسک پایین (مانند اوراق دولتی کمریسک) نگهداری شود تا هم سپری در برابر تورم باشد و هم به سرعت قابل تبدیل به پول نقد.
• بهینهسازی چرخه وجه نقد: اکنون زمان آن است که با وسواس، چرخه عملیاتی شرکت را بازنگری کنیم. از مذاکره برای افزایش مهلت پرداخت به تأمینکنندگان گرفته تا ارائه تخفیف برای وصول سریعتر مطالبات و بهینهسازی سطح موجودی انبار، همگی میتوانند دهها روز نقدینگی حیاتی برای شرکت آزاد کنند.
• سرمایهگذاریهای چابک و مرحلهای: به جای تعهد به پروژههای سرمایهبر و بلندمدت، بهتر است سرمایهگذاریها به فازهای کوچکتر و قابل ارزیابی تقسیم شوند. این رویکرد به شرکت اجازه میدهد تا در هر مرحله، با توجه به شرایط جدید، تصمیم به ادامه، توقف یا تغییر مسیر بگیرد و از قفل شدن منابع در طرحهای شکستخورده جلوگیری کند.
در نهایت، مدیریت نقدینگی و سرمایهگذاری در شرایط پرریسک، بیش از آنکه یک علم دقیق باشد، یک «هنر» است؛ هنر ایجاد تعادل میان احتیاط برای بقا و جسارت برای رشد. شرکتهایی که این هنر را بیاموزند، نه تنها از توفان جان سالم به در میبرند، بلکه با بادبانهای برافراشتهتر و در موقعیتی مستحکمتر، به سوی افقهای جدید پس از بحران حرکت خواهند کرد.
رامین بشردوست_ کارشناس اقتصادی و تحلیلگر مالی