خاطرات یک آتشنشان از عملیات تفحص شهدا
پیکر 16 شهید آتشنشان از زیر آوار ساختمان پلاسکو خارج شد، اما تفحص هر کدامشان آنقدر برای آتشنشانها دردآور بود که اکنون به خاطرهای تلخ برایشان تبدیل شده است. به گزارش میزان، حادثه پلاسکو شاید یکی از بحرانیترین عملیاتهایی باشد که خیلی از آتشنشانها در آن شرکت داشتهاند. ساختمان آتش گرفت و به یکباره فرو ریخت. با فروریختن ساختمان، چشمان زیادی منتظر به روزهای آینده ماندند، زیرا تعدادی از مردان آتشنشان زیرآوار ساختمان مانده بودند. آنها برای نجات شهروندانی که پس از آتش گرفتن ساختمان هنوز از محیط خارج نشده بودند، دل را به دریا زده و خطر کردند. همقطارهایشان آشفتهتر از هر عملیات، این بار بهدنبال یاران خود میگشتند. چشمان خانواده رفقایشان به دستان آنها خیره مانده بود. خانوادهها پیکرهای جگر گوشههایشان را از آنها میخواستند.عملیات آواربرداری درست بعد از فروریختن ساختمان آغاز شد. پیکرها یک به یک و پس از تلاش زیاد آتشنشانها از زیر آوار خارج شدند. کاری که برای خیلیهایشان بسیار دشوار بود. یکی از آتشنشانهایی که کار تفحص دلیرمردان آتشنشان را انجام داده است از لحظات سختی میگوید که با کپسول، دستکش یا بی سیم همکارانش مواجه شده است. این آتشنشان با اشاره به روز حادثه میگوید: حادثه پلاسکو برای تمام آتشنشانها به تلخترین تجربه کاریشان تبدیل شد. آنهایی که در عملیات حضور داشتند ثانیههای زجرآواری را تجربه کرده و آنها که نبودند نیز بعد از حادثه خود را به محل رساندند. وی میافزاید: تمام آتشنشانها این روزها در مدت زمان 48ساعت استراحت خود را در ویرانههای پلاسکو حضور پیدا میکنند. از ابتدا اعتقاد ما این بود که اجساد باید با کمترین آسیب از زیر آوار خارج شوند و برای رسیدن به این هدف تلاش زیادی کردیم. این آتشنشان در خصوص حاشیههای مطرح شده طی روزهای اخیر در رابطه با پیکرهای شهدای این حادثه میگوید: عدهای میگفتند اجساد بهطور کامل سوخته و حتی استخوانهای آنها نیز از بین رفته است، اما پیکرهای شهدا از زیر آوار خارج شد. وی میافزاید: با وجود حرارت زیاد، پیکرها زمان خروج آسیبدیده بودند، اما از میان رفتن کامل آنها صحت نداشت. این آتشنشان با بیان اینکه در تفحص پیکر مطهر 3 شهید آتشنشان حضور داشته است، میگوید: در عملیات تفحص 3 شهید آتشنشان حضور داشتم. لحظات به هیچوجه قابل وصف نیستند. این شهدا هر کدامشان از بهترینها بودند و با رفتنشان داغی سنگین بر دلهایمان گذاشتند. وی با اشاره به آشناییاش با 2 شهید حادثه پلاسکو میگوید: با شهید ناصر مهرورز و شهید امیر حسین داداشی ارتباط نزدیکی داشتم و از دست دادن آنها برایم بسیار سنگین بود. این آتشنشان با بیان اینکه «اشکهای آتشنشانها از روز اول حادثه تا به امروز ادامه داشته است» میگوید: تلخی حادثه به حدی است که هنوز آتشنشانها با آن کنار نیامدهاند. باورش برایمان سخت است. در کمتر از چند ساعت آتشنشانهایی را از دست دادیم که تنها برای نجات جان شهروندان از هیچ کوششی دریغ نکردند. با خروج هر کدام از پیکرها یا تجهیزات شهدا، آتشنشانها نیز یک بار مردند. وی با اشاره به علاقه شدید آتشنشانها به شغل خود، میگوید: اینکه گفته میشود آتشنشانی شغل نیست بلکه عشق است به هیچوجه شعار نیست. خود من زمانی آتشنشان شدم که در دانشگاه در رشته پزشکی قبول شده بودم، اما احساس میکردم با انتخاب این حرفه میتوانم خدمت بیشتری به شهروندان داشته باشم.
گزارش خطا
0 پسندیدم
ارسال نظر
اخبار روز
خبرنامه